
2 ـ یکی از مهمترین کمبودها و کمداشتهای سینمای ایران که آیینهگی آن را بشدت مخدوش میکند، نبود نگاه همهجانبه و ملی به اقشار و طبقات و گروههای اجتماعی است. در سینمای ایران، داستانهای کارگری، کارمندی، دانشجویی، دانشآموزی، صنعتی، بازرگانی، رسانهای، پلیسی، پزشکی، کسب و کار و پیشه، کشاورزی و زیست محیطی در گونهها (ژانرها)ی گوناگون، بشدت کمیاب است و برخی از این داستانها هیچ سهم و جایگاهی در درام سینمایی ایران ندارند. آن بخش اندکی هم که داستانش روایت میشود، تماشاگر ناچار است جنبههای تاریک و تلخ و یأس اندیشانه آن روایتها را به تماشا بنشیند. به همین خاطر است که میتوانیم با صراحت بگوییم و رنج بکشیم که سینمای ایران کم داستان است. شمار نهچندان کمی از داستانهایش تکراری و کسالت باراند. چشم خود را روی بسیاری از موضوعهای بشدت جذاب و دراماتیک بسته است. سینمایی کمجنب و جوش و تنبل است. بخشی از آثار سینمایی به موضوعات اجتماعی که برگزیده است، نگاهی دمدستی و باری به هر جهت دارد. بخشی از این سینما گمان میبرد که خیلی دانا و صاحب تحلیل است و به خاطر باور شگفتانگیز به همین دانایی دروغین، بشدت متفرعن، طلبکار و مستبد است.
3 ـ بخش قابل توجهی از تولیدات سینما، محصول واقعیت متخیل و به سخن دیگر، واقعیت دراماتیزه شده است. سینما (همچون رمان) واقعیت و خاطره و تاریخ نیست، اما سرشت واقعیت را ثبت و ضبط میکند و سپس خود، خاطره و تاریخ میسازد. خاطراتی ماندنی و موثر و تاریخی هویت یافته از خیال و سلوک و موقعیت انسانی. به همین خاطر، در هنر درام واقعیت و خاطره و تاریخ و خیال از هم جدا ناپذیرند.
واقعیتهای جامعه را کنشها و واکنشهای فردی و اجتماعی در حوزههای خانوادگی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، روابط میان فردی و جمعی، تغییرات نسلی، رویارویی و کشمکشهای طبقاتی، قشری، ارزشها و ضدارزشها، هماوردیهای فرهنگی و رخدادها و بلایای طبیعی (همچون سیل و زلزله و توفان ) پدید میآورند. در چنین بستر متنوع و متکثری است که من قهرمان و من ضدقهرمان آشکار میشود و ساحت زندگی درست و پاک با مرتبه نازل نادرستی و آلودگی در برابر هم صفآرایی میکنند و درام به وجود میآید. از سوی دیگر، کنشهای جمعی انسان در ساحت و ساختار طبقه، گروه و قشر اجتماعی بروز عینی و تجلی برانگیزاننده پیدا میکند. روایتهای پرکشش داستانی که در وضعیتهای انسانی و کنشهای گروهی و در سیر زندگی و زیست طبیعی و حتی غیرطبیعی فرد و جامعه به وجود میآیند، منبع و مأخذ شگفتی برای درام سینمایی در گونهها (ژانرها)ی متنوع و متکثر آن به شمار میآید. این وضعیتها، موقعیتهای گوناگون دراماتیک خلق میکنند و گشادهدستانه در اختیار داستاننویسان سینمایی، فیلمنامهنویسان، کارگردانان و تهیهکنندگان قرار میدهند. هر اندازه سینما به این وضعیتها و موقعیتها توجه کند و آنها را در محصولات خود تجلی دهد، آینه روشنتر و زلالتری در برابر جامعه گرفته است و تماشاگر بیشتری را برای دیدن آثار سینمایی به سالنهای نمایشدهنده فیلم خواهد کشاند.
4 ـ عشق و عشق و عشق و داستانهای برانگیزاننده و پرشور عاشقانه در نسلها و سنین مختلف، آنقدر در سینمای ایران غایب است که انگار در جامعهای خشک و منجمد و بدون شعلهها و آتشفشانهای عشق و عاشقی زندگی میکنیم.
در این باره باز هم سخن خواهم گفت.
اکبر نبوی
منتقد سینما
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد