انتخابات در غیبت احزاب فراگیر

انتخابات در همه جای جهان به نام احزاب شناخته می‌شود. گویی در لحظه بی قدرتی نخبگان که مردم به تمامی، می‌خواهند نماینده‌ای جدید برای قرار دادن اختیارات خود به او را برگزینند و در کشاکش رقابت‌های سیاسی، نیاز به نهادهای مدنی وجود دارد تا توده‌ها را نمایندگی کرده و به آرای متکثر آنها معنا دهند.
کد خبر: ۱۰۰۸۹۱۷

به عقیده بسیاری از صاحب‌نظران در حوزه علم سیاست، در نبود احزاب فراگیر که مبادرت به عضوگیری گسترده کرده باشند، انتخابات می‌تواند منشأ کیش شخصیت، سوء‌تفاهم و ائتلاف‌هایی موقتی باشد که مسئولیتی را متوجه افراد و گروه‌ها در آینده سیاسی نمی‌کند.

چالش‌های تقویت نظام حزبی در ایران

با این حال در تاریخ ایران، تقویت تحزب با مخاطراتی جدی روبه‌رو بوده است. از یک‌سو فرهنگ سیاسی کشور مشارکت در قالب احزاب را برنمی‌تابد و از سوی دیگر، تاریخ برخی تحرکات حزبی، بیشتر تاریخ وابستگی به قدرت‌های بیگانه بوده تا نمایندگی مردم. از حزب توده گرفته که نماینده شوروی بود تا احزاب چریکی که در آغوش دولت‌های استبدادی منطقه آرام و قرار گرفته بودند.

همه این شرایط باعث شده تا هنوز با گذشت دو دهه از انحلال حزب جمهوری اسلامی که فراگیرترین حزب در تاریخ سیاسی معاصر ایران بود، حرکتی جدی برای تشکیل احزاب فراگیر و گسترده که با شناسنامه‌ای روشن مبادرت به عضوگیری کنند، صورت نگرفته و حرکت‌های مقطعی در برخی ادوار تاریخی نیز بیشتر در سطح یارگیری از میان فعالان سیاسی متوقف مانده است.

چنین است که با نزدیک شدن به هر دوره از انتخابات، بیش از احزاب از جناح‌ها و بیش از گروه‌های سیاسی از ائتلاف‌ها نام برده می‌شود. مثلا در انتخابات ریاست‌جمهوری پیش رو، حرف از تشکیل یک جبهه مردمی در طیف اصولگرا به میان آمده و در جریان مقابل یعنی اصلاح طلبان نیز شوراهایی به نام هماهنگی و سیاستگذاری شکل گرفته تا بتواند میان گروه‌های متعدد اصلاح طلب که اختلافات و رقابت‌های درون جناحی گسترده‌ای با یکدیگر دارند، وحدتی برقرار کنند.

آسیب‌های انتخابات غیرحزبی

مهم‌ترین آسیب این قسم از رقابت سیاسی این است که با پایان دوره کاری یک دولت، دقیقا روشن نمی‌شود که چه حزب یا گروهی مسئولیت مشخص پیامدهای مثبت و منفی عملکرد این دولت را دارد؟ گاهی دیده می‌شود که حتی اعضای کابینه یک دولت نیز با قرار گرفتن در جبهه منتقدان، حاضر نیستند به سهم خود در موفقیت‌ها و شکست‌های یک دولت تن دهند.

این امر به سردرگمی افکارعمومی می‌انجامد، زیرا مردم در روز انتخابات، تصویر روشنی از برنامه‌های نامزدها و حامیان آنها ندارند. مثلا نمی‌دانند دقیقا فرق کاندیدای x و y مثلا درباره مسائل اقتصادی چیست یا این دو درباره روش‌های اعطای یارانه‌ها و اشتغال‌زایی، چه وجه تمایزی دارند؟ کلی‌گویی در تبلیغات انتخاباتی، پرهیز از ارائه برنامه‌های مشخص سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و نیز غفلت از یارگیری‌ها و پیوندهای سیاسی دائمی، باعث شده تا در حال حاضر عملا مرزبندی‌های سیاسی در کشور آشفته و نامعلوم شود.

به این ترتیب در حالی بار دیگر فضای سیاسی ایران در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری 96 انتخاباتی شده که به نظر می‌رسد برای کاهش مشکلات موجود در زمینه اخلاق انتخاباتی، باید به فکر نظام مند کردن رقابت سیاسی و حزبی کردن انتخابات بود؛ البته حزبی کردن، نه به معنای غیرمردمی کردن انتخابات و استفاده از مدل‌های غربی برای محدود کردن دایره مشارکت انتخاباتی به فعالان سیاسی.

انتخابات در ایران، نیاز به برون رفت از چالش‌های غیرحزبی کنونی و حرکت به سمت تشکیل احزابی فراگیر در تراز انقلاب اسلامی دارد. احزابی که نه با رویت نتایج شکست انتخاباتی دستور به تجمعات خیابانی دهند، نه از پول‌های کثیف برای ستادهای انتخاباتی خود استفاده کنند و نه با رنگ عوض کردن‌های پیاپی، مانع از مسئولیت‌پذیری سیاسی در کشور شوند. ما احزابی می‌خواهیم که بتوانند شکست را بپذیرند. مسئولیت اشتباهات را به عهده بگیرند. به‌طور شفاف برنامه‌های خود را اعلام کنند و تکیه انتخابات را از شخص محوری، به برنامه محوری منتقل کرده و مانع از جدال غیراخلاقی در آستانه هر انتخابات شوند. اگر روند تشکیل چنین احزابی بخوبی طی شود، آنگاه برگزاری انتخابات در کشور می‌تواند یک وزن‌کشی تمام عیار سیاسی محسوب شود.

مصطفی انتظاری هروی/ دانشجوی دکتری علوم سیاسی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها