جزئیات مرگ 5 زن و کودک در انفجار خلیج فارس

نوارهای زرد خطر که دور تا دور محل انفجار کشیده شده در باد سرد زمستانی تکان می‌خورد و خاک به هوا بلند می‌شود و صدای برخورد حلب‌ها و آجرها در فضا می‌پیچد. همین چند ساعت پیش بود که آتش‌نشانان، جسد پنج نفر از جمله یک دختر 38 روزه را از زیر آوار بیرون کشیدند. مردم جمع شده‌اند به تماشا. آجرهای تلنبار شده و تیرآهن‌های تیز را به هم نشان می‌دهند. زن‌ها لبه چادرشان را می‌گزند و مردها، مهره‌های تسبیح‌شان را جابه‌جا می‌کنند. عصر سه‌شنبه، انفجاری ناگهانی در محله زندگی‌شان، در کوچه شقایق در محله خلیج فارس تهران باعث تخریب سه خانه قدیمی شد و مرگ پنج نفر از جمله نوزادی 38 روزه، یک پسر ده ساله و سه زن را رقم زد و هفت نفر را نیز مصدوم کرد.
کد خبر: ۱۰۰۵۲۹۷

یک روز پس از حادثه، پلاستیک آبی دور محل آسیب دیده کشیده‌اند. بخشی از دیوار یکی از ساختمان‌ها هنوز سالم مانده. قاب عکس محمدپارسا، پسر ده ساله کشته شده، روی دیوار است. لباس آبی به تن دارد و شلوار جین به پا. موهایش روی پیشانی‌اش ریخته و لبخند می‌زند. مردم کنار نوار زرد رنگ خطر ایستاده‌اند. آفتاب جان ندارد، اما نورش صاف در چشم‌ها می‌خورد. مردم دست‌ها را سایبان می‌کنند روی پیشانی و می‌گویند: «ده دقیقه مانده بود به 6 . وجیهه خانم تازه از بیمارستان مرخص شده بود. زنی از شهرستان هم آمده بود عیادتش. دو نوه 38 روزه و ده ساله‌اش و عروسش هم در خانه بودند که ناگهان انفجار اتفاق افتاد و همه‌شان کشته شدند.»

قاب عکس محمدپارسا، به مردم لبخند می‌زند. دوچرخه‌اش روی آوارها افتاده. شیشه‌های خانه خرد شده و ریخته روی زمین. شدت انفجار به حدی بوده که شیشه خانه‌های اطراف را خرد و دیوارشان را خراب کرده است. دار قالی عروس، اما سالم مانده است. قالی تا نیمه بافته شده، نیم بند انگشت خاک روی آن نشسته و یک لوله بخاری رویش افتاده، با این حال هنوز نقش گل‌های قالی معلوم است.

موج انفجار، یک پژو را که در کوچه بوده به دیوار کوبیده و آن را عین قوطی نوشابه مچاله کرده است. همسایه دیوار به دیوار جانباخته‌ها، چشم از پژو بر می‌دارد و درباره حادثه به «جام‌جم» می‌گوید: «حوالی ساعت 6 بود. زده بودیم شبکه سه و منتظر شروع فوتبال بودیم که ناگهان صدای انفجاری مهیب بلند شد و شیشه‌های خانه‌مان را شکست. ما ترسیدیم. فکر کردیم زلزله شده است. سریع بچه‌ام را بغل کردم و همراه بقیه خانواده، دوان دوان خودمان را به کوچه رساندیم. دیدم خاک در هوا بلند شده و آجر و سنگ ریخته در کوچه. پژو کوبیده شده به دیوار. سر چرخاندم، دیدم سه ساختمان بغل دستی منفجر شده و تیرآهن‌هایش روی هم افتاده. سرم را بالا گرفتم، شیشه‌ها و دیوار خانه‌های اطراف هم خرد شده یا ترک برداشته بودند. به خودمان که آمدیم، موفق شدیم دو مرد را از زیر آوار بیرون بکشیم. صورتشان خاکی و خونی بود. لباس‌هایشان پاره شده بود. زنگ زدیم آتش‌نشانی سریع آمد. اورژانس اما تاخیر داشت.»

او ادامه می‌دهد: «سه بار انفجار اتفاق افتاد. بمب، بمب، بمب، انفجار هم در خانه وسطی بود، موج آن باعث شد دو خانه اطرافش آوار شود و پنج نفر که در یکی از این خانه‌ها بودند، کشته شوند. آمده بودند برای عیادت بیمار.»

علت انفجار هنوز مشخص نیست، اما بین همسایه‌ها حرف‌های مختلفی زده می‌شود. یکی می‌گوید: «گاز آبگرمکن نشتی داشته، خانواده آب گرم را که باز می‌کنند، ناگهان منفجر می‌شود.» و دیگری این طور فکر می‌کند: «یکی داشته برای چهارشنبه‌سوری مواد منفجره درست می‌کرده که این اتفاق افتاده.» کارشناسان آتش‌نشانی اما علت اولیه انفجار را نشتی گاز اعلام کرده‌اند.

یک روز پس از حادثه، هنوز گاز و برق کوچه قطع است. خانه‌های اینجا فرسوده‌اند. یکی از همسایه‌ها می‌گوید: «خانه‌های ما هم چند میلیون تومان خسارت دیده، از دیشب (سه‌شنبه) خانواده‌هایمان رفته‌اند خانه فک و فامیل. ما هم کارمان شده نگهبانی دادن از خانه‌ها. هنوز هم کارشناس نیامده برآورد خسارت کند. هیچ مسئولی هم نیامده بگوید الان تکلیف ما چیست؟ ما قشر محروم جامعه هستیم. زیر صفر.»

باد به پرده بخشی از دیوار خرابه که هنوز سالم است، می‌خورد و آن را تکان می‌دهد. خرده‌های دودی رنگ شیشه‌های شکسته، نور بی‌جان آفتاب را تکه تکه می‌کند. بعضی از هم سن و سال‌های محمد پارسا، تازه از مدرسه تعطیل شده‌اند. کیفشان را روی دوششان انداخته‌اند و به محل حادثه آمده‌اند. از دور با دست،‌ قاب عکس دوستشان را به هم نشان می‌دهند «هر روز در مدرسه می‌دیدیمش» بعضی‌هایشان خم می‌شوند تا از زیر پلاستیک آبی دور تا دور محل انفجار، آن سوی خرابه را ببینند. آوار است که تلبنار شده است.

عصر دیروز، پزشکی قانونی پیکر جان‌باخته‌ها را تحویل خانواده‌هایشان داد تا مراسم خاکسپاری شان در بهشت زهرا برگزار شود. همسایه‌ها می‌گویند، خانواده‌ها توان حرف زدن ندارند. یک سروان پلیس نیز از شامگاه سه‌شنبه در کوچه است. هر ازگاهی از ماشین پیاده می‌شود، خانه‌های تخریب شده را به مردم نشان می‌دهد و می‌گوید خطر ریزش سنگ و شیشه وجود دارد. مردم اسامی جان‌باخته‌ها را تکرار می‌کنند. نام دختر 38 روزه‌ای که در حادثه کشته شده، دنیاست. مادرش در بیمارستان بستری است؛ دنیا روی سرش خراب شد.

تشکیل پرونده قضایی

سرپرست دادسرای امور جنایی تهران از تشکیل پرونده قضایی درباره ریزش سه ساختمان در خیابان خلیج‌فارس تهران در دادسرای جنایی خبر داد.

محمد شهریاری افزود: در حادثه انفجار و ریزش سه ساختمان در خیابان خلیج‌فارس، پنج نفر کشته شدند که شامل سه زن و یک دختربچه 38 روزه و یک پسر بچه ده ساله می‌شوند.

به گفته وی، وجیهه نجف‌پور 49 ساله، فاطمه مهدوی 30 ساله، منور فرجی 40 ساله، دنیا میرزایی نوزاد 38 روزه و محمد پارسا حسن‌پور ده ساله اسامی جان‌باختگان این حادثه هستند. حمید زنگه، اروجعلی حسن‌پور، معصومه حسن‌پور (مادر طفل 38 روزه)، عصمت میرزایی، حمید حسن‌پور، عباس حسن‌پور و زهرا توکلی نیز مجروحان این انفجار هستند.

برادرم 40 دقیقه زیر آوار بود

مرد میانسال که برادرش ساکن یکی ا ز خانه‌های آسیب‌دیده بود، دیروز برای تشکیل پرونده قضایی در ارتباط با این حادثه به دادسرای جنایی تهران آمد. او پس از بررسی شکایتش، به جام‌جم گفت: برادرم در خانه‌ای یک طبقه در مجاورت محل انفجار زندگی می‌کرد.

آن روز همسرش برای خرید بیرون رفته بود و برادرم در خانه خواب بود . او شیفت شب بود. قبل از انفجار، مادرم با او تماس گرفته و بیدارش کرده بود تا به محل کارش برود. همان زمان هم خانه کناری منفجر شد و برادرم زیر آوار گرفتار شد. با شنیدن صدای انفجار بسرعت به آنجا رفتم و متوجه شدم برادرم زیر آوار گرفتار شده است.تلاش من و همسایه‌ها برای نجات برادرم بی‌فایده بود. آتش‌نشان‌ها که آمدند جست‌وجو را ادامه دادند و برادرم را بعد از 40دقیقه تلاش در حالی که دچار سوختگی شده بود، از زیر آوار بیرون آوردند. او اکنون در بیمارستان مطهری بستری است. امیدوارم حالش خوب شود. خانه برادرم به‌طور کامل تخریب شده است. وی ادامه داد: آن‌طور که من شنیده ام، نشت گاز در یکی از خانه‌ها وجود داشته و زمانی که مرد صاحبخانه زنگ در را به صدا در آورده است خانه یکباره منفجر شده و این حادثه تلخ رخ داده است.

یزدان مرادی

گروه حوادث

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها