با این حال در دنیای سرمایهداری رقابت بین کشورها وجود دارد. این رقابت هم برای کسب بازار بیشتر و منافع بیشتر است. بنابراین گاهی اوقات به لحاظ تاکتیکی بین مجموعه غرب تعارضاتی پیش میآید، یکی از نمودهای این تعارض چگونگی تعامل با ایران بود. تا مقطعی طولانی اروپا با آمریکاییها همراهی میکردند، اما در سالهای اخیر اروپا از همراهی دائمی با آمریکا زیاندیده و بنا به همان بحثی که گفتم دنیای کاپیتالیستی در حوزه اقتصاد رقیب همدیگر بوده و سعی کردند به ایران نزدیک شوند.
ضربهای که اروپا از آمریکا خورد
اروپاییان در بخشهای اقتصادی و ژئوپلیتیک از همراهی با آمریکا در مورد ایران ضربه خوردند، به هر حال فرصت اقتصادی و موقعیت استراتژیک مانند ایران را از دست دادند در حالی که اگر با ایران کار میکردند میتوانستند فرصتهای مهم بسیاری هم در بازار ایران و هم در حوزههای تحت نفوذ ایران و استفاده از جایگاه ایران در منطقه خاورمیانه به دست آورند. تقریبا سالهایی که به مذاکرات هستهای با ایران منجر میشود سالهایی است که متاثر از تعارض آمریکا و اروپا در ارتباط با ایران است. اروپا اساسا یک سیاست لیبرالی را در ارتباط با ایران پیش گرفته و آمریکا یک سیاست رئالیستی، نتیجه این تعارض تمایل اروپا به ورود به مذاکره با ایران و تحت فشار قرار دادن آمریکا برای مذاکره با ایران بوده که محصول این فشارها تبدیل به برجام شد. در حال حاضر هم اروپا روی برجام تاکید و تمایل به اجرای برجام دارد. به همین دلیل در مقابل آمریکا موضعگیری میکند و معتقد است آمریکا نباید برجام را نقض و آن را نادیده بگیرد بلکه باید به اجرای برجام مبادرت ورزد. تحتتاثیر همین دیدگاه ملاقات اروپاییها با مقامات ایرانی بیشتر از ملاقات آمریکاییها با مقامات ایرانی است و رفت و آمدهای اروپاییها با ایران هم بسیار زیاد است. با این حال چون یکسری پیوندهای اقتصادی بین اروپا و آمریکا وجود دارد هنوز آمریکاییها تعیینکننده هستند. به عنوان مثال موضوع مراودات بانکی که در حال حاضر یکی از عوامل یا موانع اجرایی برجام است تحت تاثیر سیاستهای آمریکاست که اروپا نمیتواند همکاریهای گسترده بانکی با ایران داشته باشد. یا در حوزه ایرباس فشار آمریکاییها باعث شد معامله ایرباس به تاخیر بیفتد، اما در عین حال در شرایطی هستیم که ممکن است در صورت اصرار آمریکاییها در مواضع خود، اروپا در مورد ایران راهش را از آمریکا جدا کند. بخصوص که ترامپ سیاستهایی در پیش گرفته که حتی اروپاییها آن سیاستها را در حوزههای مختلف قبول ندارند، بنابراین هرچه تعارض بین اروپا و آمریکا بیشتر شود امکان نزدیکی اروپا به ایران بیشتر خواهد بود. ایران هم باید تلاش کند ضمن اینکه روابطش با اتحادیه اروپا را تنظیم میکند تلاش کند به جای اتحادیه اروپا با تک تک کشورهای اروپایی وارد تعامل شود. در اتحادیه اروپا کشورهای عضو در ارتباط با ایران ممکن است نظرهای متفاوتی داشته باشند برخی کشورها نزدیکتر و برخی دورتر باشند. ایران با کشورهایی که احساس قرابت بیشتری میکند باید روابطش را نزدیک کند تا هم با اتحادیه اروپا و هم به صورت انفرادی با تکتک کشورهای اروپایی بتواند ارتباط داشته باشد و در واقع منفرد کردن اروپاییها یعنی برخورد انفرادی با اروپاییها باعث شکاف در اتحادیه اروپا میشود، اما موضوعی که میتواند سرنوشت کشورها را بههم پیوند دهد، منافع متقابل است، اقتصاد و موقعیت ژئوپلیتیک و تاثیرگذاری ایران برعرصه منطقهای فرصتی است که میتواند منافع اروپاییان را تامین کند، بنابراین اروپا باید به میدان بیاید، زیرا در غیر این صورت چین و روسیه این خلأ را پر خواهند کرد.
عدم برقراری تعادل در رابطه با ایران و آمریکا
روابط بینالملل متغیر است و چشمانداز در شرایط فعلی حالت ژلهای دارد یعنی هنوز نمیتوانیم چشمانداز مثبت برای روابط ایران و اتحادیه اروپا ترسیم کنیم به دلیل اینکه اتحادیه اروپا بین منافع خودش در ارتباط با ایران و منافعش در ارتباط با آمریکا باید تعادلی برقرار کند و هنوز به این نقطه تعادل نرسیده است. این نکته را نیز باید در نظر داشت که اروپاییها در عرصه سیاست بینالملل تاثیرگذارند، اما تعیینکننده نیستند و این آمریکاست که تعیینکننده است، بنابراین ایران با هر کشور اروپایی وارد مذاکره شود، آن کشور به دنبال بررسی چگونگی روابط تهران و واشنگتن است و اروپا متناسب با ضرباهنگ روابط ایران و آمریکا با ایران عمل میکند.
قوانین در وضعیت متزلزل قرار دارد و به همین دلیل بسیاری از یادداشت تفاهمها و قراردادها و مسائلی که بین ایران و توافقنامههایی که بین ایران و اروپا امضا میشود بیشتر در مرحله حرف یا در مرحله کاغذ باقی مانده است و هنوز وارد مراحل عملیاتی نشده و علتش این است که هنوز اروپا به تصمیم قاطعی نرسیده و نتوانستهاند بین منافع خودشان با ایران و آمریکا تعادل برقرار کند.
دکتر نوذر شفیعی/ استاد علوم سیاسی دانشگاه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم