در حالی که جام جهانی هجدهم در سال 2006 سهمیه آسیا را برای دوره های بعدی به خطر انداخته است ، مدیریت ورزش ایران حتی زودتر از کشورهای عربی پس از عملکرد ناکام تیم ملی از خود واکنش نشان داد.
کد خبر: ۱۰۰۳۰۰
اعلام فوری خبر برکناری رئیس فدراسیون فوتبال ایران نشان می دهد که این رشته پرطرفدار ورزشی تا چه اندازه در حوزه مدیریتی کشور از حساسیت برخوردار است اما چه کسی است که نداند عوامل متعدد ریشه ای در ناکامی ملی پوشان ما در آلمان نقش داشته است که یکی از آن عوامل می تواند به عملکرد مدیریتی و مهمتر از آن سرمربی درجه 2 کروات ، باز گردد. در شرایطی که از میان همه تیم های آسیایی کره جنوبی موفق تر عمل کرد ، استرالیا با شایستگی به دوره بعد صعود کرد و غنای آفریقایی در اولین حضور جام جهانی با اقتدار ، مرحله مقدماتی را پشت سر گذاشت ، ما با وجود بازیکنان تراز اول آسیا و ستاره هایی چون علی کریمی و مهدوی کیا که در اروپا می درخشند ، نتوانستیم از پس تیم متوسطی چون مکزیک برآییم . در چنین وضعیتی که بازی های آسیایی را از یک سوی و جام ملت های آسیا را از دیگر سوی پیش رو داریم ، انتخاب رئیسی که بتواند مدیریت فوتبال ملی را به کلی متحول و دگرگون کند ، نیازی اساسی است . این نیاز زمانی بیشتر خود را نشان می دهد که به قابلیت های درونی و سرشار فوتبال ملی - چه در سطح لیگ برتر و چه در سطح شهرستان ها - دقت کافی داشته باشیم . فراموش نکنیم که والیبال ما که تا چند سال پیش حتی نامی در میان تیم های درجه 3 آسیا نداشت ، امروز در برابر تیم های درجه یک و 2 دنیا به راحتی می ایستد و در سطح آسیا چند سال است که درخششی قابل قبول از خود ارائه می کند. بر این سیاق ، پس چگونه است که ما در رشته ای پرطرفدار ، پرمهره ، پراستعداد و با ظرفیت و پتانسیل بسیار بالا نتوانیم به تحول و انتظار درخور و فراتر از آسیا و میادینی همچون جام جهانی دست یابیم . بی تردید در همین رابطه استفاده از کارشناسان و صاحب نظران داخلی و بین المللی و نیز همراهی و همگامی تمامی دستگاه های ذیربط در امر ورزش برای شناسایی مشکلات ریشه ای و ساختاری فوتبال ملی می تواند ما را به هدف یاد شده - یعنی تحول در خور انتظار و شایسته تیم ملی ایران - یاری رساند. چنانچه این روزها شاهدیم رسانه ملی و مطبوعات نقدهای کارشناسی خود را از عملکرد فوتبال ملی آغاز کرده است نقدی که انتظار می رود با استفاده از تمامی کارشناسان و صاحب نظران ، افق های تازه ای را فراروی فوتبال ملی ، مدیریت مورد انتظار و ساختار منسجم و نه متزلزل آن قرار دهد. شاید از همین روست که مدیریت فوتبال ملی به یک مجموعه منسجم و مرتبط و نه یک شخص باز می گردد. با این وصف ، شنیده ها حاکی است که فراکسیون اکثریت مجلس شورای اسلامی از یک سوی و نهادهای درگیر اجرایی از دیگر سوی نامزدهایی را برای تصدی این پست مطرح کرده اند. اما به یاد داشته باشیم که فدراسیون فوتبال هم اکنون به سکانداری نیازمند است که تنها و تنها 2 هدف جدی و کوتاه مدت را سرلوحه کار خود قرار دهد:
1 ) کوتاه کردن دست های مداخله و سایه های پنهان و نیمه پنهان پشت سر فوتبال ملی
2 ) ایجاد بستری مناسب برای تحول و شایسته سالاری در سطح فوتبال ملی و 2 جام آسیایی پیش رو.با این تحلیل شاید به سادگی می توان دریافت که آیا نامزدهای پیشنهادی می توانند قوی تر از رئیس فدراسیون برکنار شده باشند؛ و آیا قادرند هدف های کوتاه مدت ضروری و پیش روی را جامه تحقق بخشند؛ این پرسش ها اگر امروز پاسخی درست دریافت نکنند ، فردا بسیار دیر خواهد بود. فردایی که انتخاب سرپرست و چند ماه بعد رئیس فدراسیون در مرحله اول و معرفی سرمربی تیم ملی در مرحله دوم نقش غیرقابل انکاری در زشت یا زیبا بودن آن دارد. باید پذیرفت امروز رئیس سازمان تربیت بدنی به عنوان معاون رئیس جمهور در امر ورزش و نفر اول این رشته حساس اجتماعی در کشور ، وظیفه سختی برای این انتخاب بر دوش دارد که همه امیدوارند با انتخابی درست آن را به انجام برساند تا روزهای خوش فوتبال را با او تجربه کنیم .