بعثت مردم، تجلی اراده ملی

کلید فهم تداوم انقلاب اسلامی را باید در مردمی بودن نظام جست‌وجو کرد؛ نظامی که به خواست مردم بر سر کار آمده، شکل گرفته و در بوته حوادث این چند دهه قوام یافته و هرچه بیشتر به کارآمدی درخور دست یافته اما نباید از ریشه‌دار بودن این نظام و پشتوانه غنی تاریخ و تمدنی آن غافل شد. به همین دلیل برآمدن انقلاب اسلامی و نظام ولایی، به‌زعم این قلم، هرگز محدود به سقوط پهلوی نبوده یا در واکنش به نارسایی‌های آن دوران شکل نگرفته است، بلکه ریشه‌های عمیق تمدنی و فرهنگی دارد که از مبارزات ضداستعماری و بیداری اسلامی در دوران نوگرایی تا دغدغه‌ها و مطالبات تاریخی مردمی از دوران‌های پیشتر را دربرگرفته و پوشش می‌دهد. در همین زمینه با حجت‌الاسلام علی ذوعلم رئیس اندیشگاه بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی گفت وگو کرده‌ایم.
کلید فهم تداوم انقلاب اسلامی را باید در مردمی بودن نظام جست‌وجو کرد؛ نظامی که به خواست مردم بر سر کار آمده، شکل گرفته و در بوته حوادث این چند دهه قوام یافته و هرچه بیشتر به کارآمدی درخور دست یافته اما نباید از ریشه‌دار بودن این نظام و پشتوانه غنی تاریخ و تمدنی آن غافل شد. به همین دلیل برآمدن انقلاب اسلامی و نظام ولایی، به‌زعم این قلم، هرگز محدود به سقوط پهلوی نبوده یا در واکنش به نارسایی‌های آن دوران شکل نگرفته است، بلکه ریشه‌های عمیق تمدنی و فرهنگی دارد که از مبارزات ضداستعماری و بیداری اسلامی در دوران نوگرایی تا دغدغه‌ها و مطالبات تاریخی مردمی از دوران‌های پیشتر را دربرگرفته و پوشش می‌دهد. در همین زمینه با حجت‌الاسلام علی ذوعلم رئیس اندیشگاه بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی گفت وگو کرده‌ایم.
کد خبر: ۱۵۵۱۲۲۷
 
حکمرانی ولایی در چهار دهه و اندی تجربه و کارآمدی خود را نشان داد، به‌ویژه در بازه جنگ تحمیلی دوم تا دفاع‌مقدس ۴۰ روزه. همچنین تمام نقدها و کژنمایی‌ها و برچسب‌های مختلف (متکی به شخص، توتالیتر و استبدادی) را باطل کرد و با سرفرازی و کارآمدی، باز هم دهان‌بند دشمنان و بدخواهان نظام شد. شما در بیستمین سال انقلاب، پژوهشی را سامان دادید با این دغدغه که (جدا از ادله فقهی، قرآنی و روایی) آیا حکمرانی ولایی یعنی ولایت‌فقیه در ۲۰ سال نخست انقلاب در راستای پیشرفت و تحقق اهداف ملی ما کارآمدی داشته یا خیر. در این باره توضیح می‌دهید؟
این متن در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی مطرح شد و سپس انتشار یافت. همان‌گونه که شما گفتید، طرح و بررسی چنین موضوعی سابقه نداشت و خود من نیز قبلا چنین رویکرد و بحثی را ندیده بودم. از دیدگاه ناظر سنجشگر بی‌طرف، با اختصار البته به بررسی و ارزیابی کارنامه ۲۰ ساله ولایت‌فقیه پرداخته شد. در ابتدا به صورت مقاله‌ای طولانی منتشر و چند بار بازنشر گردید و همین، زمینه‌ای شد برای تحقیقی گسترده‌تر با مباحث مختلف که سرانجام، کتاب: «تجربه کارآمدی حکمرانی ولایی» در سه بخش نوشته و در سال ۱۳۸۵ انتشار یافت.
اکنون که در بهار ۱۴۰۵ هستیم، با گذشت بیش از ۲۰ سال از نشر کتاب، همچنان می‌بینم که بحث‌های مطرح شده درباره کارآمدی نظام ولایی، در بازه ۲۰ و اندی ساله پس از انتشار نیز جابه‌جا تأیید شده است.

یعنی براساس کتاب شما، رویدادهایی نیز که تا دهه پنجم برای جمهوری اسلامی پیش آمده، عملا مؤید کارآمدی حکمرانی ولایی بوده؟ و این کارایی را چه عناصری ممکن می‌کند؟
همین که اکنون بیش از دو ماه است شاهد حضور سراسری مردم به صورت گسترده و پویا در میدان‌ها و خیابان‌ها هستیم، خودش نشان می‌دهد که نظام رهبری ولایی به‌راستی در ذهن مردم جا گرفته و در دل‌های‌شان به باور تبدیل شده است؛ به‌طوری‌که حضور مردمی در دفاع از کشور و در مقابله با متجاوزان و فشار استکباری، به‌گونه‌ای است که دیگر در سطح جهان قابل انکار نیست.
نظام ولایت‌فقیه و حکومت ولایی در پیوند با دو عنصر مؤثر به اوج کارآمدی می‌رسد:
۱ـ پیوند با دین و معنویت: باور عمیق دینی جامعه که اصلا تعارف‌بردار نیست و ریشه‌های دیرین تاریخی دارد.
۲ـ پیوند با مردم: زیرا نظام ولایی، مردم را صاحب کشور می‌داند. سخن طلایی رهبر شهید را یادآور شوم که مدت‌ها قبل در پاسخ به پرسشی فرمودند: «صاحب این کشور مردم هستند.»
نظام ولایت‌فقیه، تک‌تک مردم را صاحب رأی و نظر می‌شمارد؛ از همین‌رو تأکید داشته که مردم باید این کشور را اداره کنند، در انتخابات، سیاست‌گذاری‌ها، جهت‌گیری‌ها و دفاع سهیم باشند، همچنین در حفظ استقلال، هویت و آینده این کشور بایستی با کوشایی مشارکت کنند.
بنابراین دو عنصر دین و مردم در کارآمدی رهبری ولایی بسیار مؤثرند؛ چراکه اساسا تکیه‌گاه ولی‌فقیه بر این دو عنصر است. مردم هستند که ولی‌فقیه را بر پایه تکلیف دینی و قاعده و حکم دینی می‌پذیرند به‌عنوان کسی که جامعه را در سطح کلان مدیریت می‌کند؛ زیرا مردم دیندار، از انجام فرایض تا تشکیل حکومت دینی و دفاع از آن، همچنین دفاع از وطن و هویت ملی ــ دینی را عینا تکلیف دینی می‌شمارند، نه به‌مثابه یک امر سیاسی که ناظر بر یک مسأله گذراست.

پس برای رهبری ولایی، این باور به دین و حضور مردمی، کارآمدی مؤثری را ایجاد می‌کند؟
همین حضور گسترده از شهر و روستا در جبهه خیابان گواه روشن است. خود مردم ابراز می‌کنند که [پس از رهبر شهید] در اطاعت از امر رهبر و بنا به تأکید ولی‌فقیه به خیابان‌ها آمده‌اند، به‌ویژه برای این‌که بتوانند ارزش‌ها و آرمان‌هایی را محقق سازند که انقلاب اسلامی پیگیر آنهاست و رهبری، ضمانت‌کننده و مراقب به شمار می‌رود؛ آرمان‌هایی مانند استقلال، آزادی، پیشرفت، عزت و سربلندی کشور.
و همین حضور سراسری مردمی در بازه‌ای افزون‌تر از دو ماه که همچنان ادامه دارد، واقعیت جدیدی را نشان می‌دهد که در باطنش کارآمدی نظام ولایی را بیش از پیش اثبات می‌کند.

در روند دفاع‌مقدس سوم بارها از سوی صاحب‌نظران اذعان شد که جنگ تحمیلی سوم از این واقعیت پرده برداشت که هر کجا به نوعی از امر رهبری عدول شده یا فرمان ایشان کامل اجرایی نشده بود، آسیب‌های جدی دیدیم و برعکس به‌کار بستن رهنمودهای ایشان باعث سرافرازی ما، نومیدی دشمن و تقویت کشور و جبهه مقاومت شده (مثلا هزینه مقاومت از تسلیم کمتر است و مذاکرات بن‌بست است و...).
از گذشته باید عبرت گرفت و به تنظیم حرکت و اصلاح آن برای آینده پرداخت. البته از گذشته که سخن می‌رود، ممکن است پرونده‌هایی باز شود که یا موجب بحث‌های دراز گردد، یا مسائل حاشیه‌ای و جزئی به‌وجود آورد، یا شاید به انسجام ملی و همدلی مردمی آسیب بزند.
اما بر این اساس که گذشته چراغ راه آینده است، باید همان نگره و تجربه کلان بتواند در آینده سرعت حرکت و مسیر را اصلاح کند. همین تجربه کلان که: هرجا به رهنمودهای رهبری توجه شده، پیشرفت کرده و جلو رفته‌ایم و هرجایی که رهنمودشان کمتر به‌کار بسته شده یا نتوانسته‌اند کامل به رهنمودها توجه کنند، ما دچار توقف یا کندی در حرکت شده‌ایم.
برای ما و آینده پیش روی ما این مسأله باید روشن شده باشد که تبعیت از ولی‌فقیه در هر زمان و متناسب با شرایط و اقتضائات زمان بایستی اصل قرار بگیرد؛ یعنی عنصر تبعیت واقعی. زیرا در بعضی جاها شاهد بودیم که چون منطق رهبری بسیار روشن بوده، ظاهرا یک همراهی زبانی صورت می‌گرفته اما این همراهی صوری در عمل محقق نمی‌شد.
همه در بخش‌های مختلف جامعه و حکومت، باید این تبعیت را جدی بگیریم و به‌خصوص رسانه‌ها و نخبگان برای تبیین و روشنگری درباره این تبعیت و پشتیبانی، همچنین ضرورت آن کوشش کنند. همان‌گونه که رهنمود امام راحل‌(ره) درباره پشتیبانی از ولایت فقیه برای آسیب ندیدن مملکت، تا‌کنون بارها در عمل تجربه شده و خودش را نشان داده است؛ از این پس نیز ان‌شاءالله که هرچه بیشتر مورد توجه لایه‌های مختلف جامعه باشد.

نگاهی به روند رخدادهای انقلاب نشان می‌دهد که اگر نظام هوشمندانه ولایت‌فقیه از سوی امام راحل (ره) تدوین و اعلام نمی‌شد، در برهه‌های زیادی آسیب‌های جبران‌ناپذیری می‌دیدیم؛ مثلا پیشنهاد نظام فدرالی که کارشناسان تأکید داشتند این نظام اداری ــ سیاسی، اتفاقا در ایران منجر به تجزیه کشور خواهد شد و...؟
برخی از این واژگان، دیدگاه‌ها و... اساسا با شاکله هویتی کشور ما سنخیت و هماهنگی ندارد و مربوط به دیگر فرهنگ‌ها و کشورها و... است. درحالی‌که در اداره کشور ما، شوراها بنا بر قانون اساسی دارای اقتدار و حوزه کاری گسترده‌اند. از این فراتر، خود مردم هستند که در فراز و نشیب‌های سرنوشت‌ساز کشور مشارکت و حضور دارند و البته باید این حضور مردمی تقویت شود، همچنان که از تأکیدهای رهبر شهید همین بود.
از سوی شهید رئیسی‌(ره) نیز مطرح می‌شد که پیگیر مردمی‌سازی هستند و رهبر شهید ضمن تأیید این موضوع تصریح داشتند که بایستی ابعاد، سازوکارها، فرآیندها و روش‌های این مهم تعریف شود تا از ظرفیت عظیم مردم در پیشبرد کارها و شکوفایی کشور بتوان به‌درستی بهره برد.
هم‌اکنون که من و شما در این گفت‌وگو هستیم، تجمعات سراسری مردمی، یک بستر گفتمانی جدی را آماده ساخته تا تحقق عینی این مشارکت مردمی و امتدادش در عرصه‌های اجتماعی و... باشد؛ مثل مواسات و کمک مردم به یکدیگر، مواجهه با کاستی‌ها و رفع آسیب‌های اجتماعی و... حل مسائل مختلف چه در جامعه چه در منطقه.
و اما فراز جمع‌بندی، درباره پویش میلیونی «جان‌فدا»، وفق نگاه رهبری (همچنان که در پیام‌های اخیرشان به این پویش اشاره رفته بود)، حضور مردم برای اداره امور تربیتی، فرهنگی، مدارس و... اقتصادی و... باید در مسیرهای عملیاتی جهت‌دهی شود؛ امری که نیاز به تلاش‌های بیشتری دارد و باید با اندیشه‌ورزی و با استفاده از تجربیات ملی و نیز تجربه‌های دیگران، شکلی شایسته بگیرد و کارآمدی این نظام را بیش از پیش عینیت بخشد.
این نقطه‌عطفی است که در کشور رقم خورده و اقتدار ملی و حاکمیت سرزمینی را قوام بخشیده و نظم حاکم بر منطقه را از اساس دگرگون ساخته و محوریت و اقتدار ایران را تثبیت کرده است. این نقطه‌عطف باید در مسائل داخلی با توجه عمیق‌تر به نقش مردم، همگرا با توصیه‌های رهبر انقلاب تبلور عینی یابد. امیدواریم دستگاه‌های ذی‌ربط با سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی به این مهم بپردازند و رسانه‌ها نیز در این‌باره با برجسته‌کردن این نیازها، اولویت خاصی قائل شوند؛ به‌ویژه به ارائه پیشنهادهایی برای تعمیق این حضور مردمی در صحنه اجرایی و عملی جامعه همت گمارند؛ زیرا از این رهگذر است که مسائل و گره‌های جامعه سریع‌تر حل می‌شود.

این نظام رهبری ولایی بی‌سابقه است. از کارآمدی‌های مثال‌زدنی‌اش همین نمایان شدن آمادگی همه‌جانبه کشور در دفاع‌مقدس سوم بود. از مصداق‌های عینی که از کارآمدی رهبری ولایی در کتاب عنوان شده، کدام‌شان در این بازه آیا بیشتر قابل طرح است؟
شاید مهم‌ترین مصداق کارآمدی رهبری ولایی که در کتاب آمده، همانا حاکم کردن مردم بر سرنوشت خویش است. رهبری ولایی همچنین این باور را در مردم ایران نهادینه کرد که «ما می‌توانیم»؛ همچنان که بازگرداندن هویت ملی، هویت انسانی، هویت اسلامی و هویت ایرانی به مردم ایران [که اینها البته یگانه‌اند].
باز کردن راهی که در آن مسیر، سعادت مردم و آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، عدالت و معنویت و اخلاق به‌طور هماهنگ پی گرفته شده و استقلال واقعی و همه‌جانبه کشور تضمین و تأمین می‌شود.
اگر این حدود پنج دهه در نظام ما عنصر ولایت‌فقیه وجود نداشت، شاید ده‌ها بار چنان تکانه‌هایی به ما روی می‌آورد که باز هم ما را ناگزیر به استبداد دیگری سوق می‌داد. خاطرات زیادی در این‌باره داریم؛ در مقطعی، رؤسای‌جمهور وقت خواهان قدرتی افزون‌تر بودند از آن حدود که در قانون اساسی آمده،و برخی پیگیر بودند تا مگر قانون اساسی متوقف شود و رؤسای جمهور بیش از دو دوره انتخاب شوند. برخی به‌دنبال این بودند که نظام سیاسی را دچار چالش کنند یا نوعی ذلت‌پذیری را در روابط خارجی دنبال می‌کردند؛ اینها را با چشم خودمان دیدیم.
بنابراین آن عنصری که ایستادگی می‌کرد و ضمانت‌کننده اعتبار و نقش رأی مردم بود، همانا عنصر رهبری ولی‌فقیه بود؛ عنصری که دائما از نظر، منزلت، منافع، حق و انتخاب مردم حمایت و دفاع کرده و جدی پای مردم ایستاده، ولی‌فقیه بوده و ضمانت‌کننده مردم‌سالاری در کشور ما قطعا عنصر رهبری ولی‌فقیه بوده است.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها