راستش را بخواهید فیلم دیدن در سینمای برج میلاد، فارغ از لطفهایی که دارد، بیعیب و نقص نیست و یکی از مهمترین مشکلاتش همین فاصله کم بین صندلیهای جلویی و پشتی است که هم باعث میشود تردد احتمالی تماشاگرانی که میخواهند به هر دلیلی از سالن خارج شوند یا روی صندلی بنشینند، برای آنهایی که دارند فیلم میبینند، حسابی دشوار باشد و هم با کوچکترین بیملاحظگی بزرگواران پشت سری و لگدزدنهای ناخواسته آنها در فیلم دیدن آدم اغتشاش ایجاد میکند. بهنظرم بعد از تجربه این چند سال، یا باید یکردیف درمیان صندلیها را بردارند تا جا برای هرگونه لگدپراکنی همکاران و هنرمندان محترم بیملاحظه باز شود یا مسئولان جشنواره فیلم فجر در یک حرکت تعاملی از دوستان جوان و خلاق جشنواره خوارزمی کمک بگیرند و سفارش اختراع یک قفل پا (چیزی در مایههای قفل فرمان ماشین) را برای سال بعد بدهند تا بلکه به این وسیله ضربات مهلک و مرگبار دوستان هنگام تماشای فیلمها مهار شود!
البته صحبت از این فناوری تخیلی و مبتنی بر مزاح برای جشنواره جایگاه چندانی ندارد، وقتی هنوز غذای این دوره کیفیت خوبی ندارد. البته این ماحصل ناشکری ما در دوره گذشته است و وقتی قدر تنوع غذایی و ارائه چهار نوع شام مختلف و برخورداری از حق انتخاب را ندانستیم، باید هم هر شب از مشتقاتِ مرغ به خوردمان بدهند! البته دروغ چرا؟ با اعتراضات و غرزدنهای پراکنده، جایتان خالی پریشب ماهی را برای شکم اهالی رسانه و سینما آفیش کردند و برای یک شب به مرغ استراحت دادند! نکته قابل اشاره دیگر این که اگر غذای امسال کیفیت ندارد، اما انصافا تزئینات سینمایی باحالی دارد مثل استفاده از نام کارگردانها و چهرههای سینمای ایران و جهان در فیش غذا یا خود پکیج مقوایی حاوی غذا که طرح کلاکت دارد. از این نظر کمی اوضاع شبیه خود فیلمهای جشنواره است؛ تزئینات و قر و قمیش و جنگولک بازی سینمایی تا دلتان بخواهد اما از اصلِ کاری که قصه گرم و جذاب است، خبری نیست. این روزها و شبها ما دلبستههای سینما مثل آدمهای گرسنهای هستیم که به دلمان برای خوردن و دیدن فیلمهای خوب صابون میزنیم، اما احتمالا بجز دو سه فیلم خوب و غذای خوشمزه، قرار نیست طعم لذتبخش هیچ طعامی را بچشیم و درست و حسابی سیر شویم.
علی رستگار
سینما
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم