به دلیل اینکه قبل از آن نظریات انقلابی معمولا مربوط به مارکسیستها بود و آنها بودند که نظریههای انقلاب را در مورد جهان سرمایهداری دنبال میکردند، حتی تصور اینکه بتوان انقلابی براساس مبانی دینی ایجاد کرد، مشکل بود.
در چنین شرایطی امام خمینی(ره) با جرات، جسارت و با کمک ملت ایران توانست چنین پدیدهای را در سطح بینالمللی مطرح کند که یک انقلاب براساس ارزشهای دینی پدید آید. این انقلاب مولفههای خاص خودش را مطرح کرد. استقلالخواهی و عدم وابستگی یکی از مولفهها بود. به دلیل اینکه منافع غرب در مداخله کشورها و استثمار آنها و بردن منابع به سمت خودشان بود، بنابراین زمانی که انقلاب اسلامی آرمان استقلال و عدم وابستگی را مطرح کرد، در تعارض با ارزشهای آنها قرار گرفت و آنها به دشمنی برخاستند. «نه شرقی، نه غربی» در سیاست خارجی ایران بازتابی از همین استقلالطلبی بود.
مولفه دوم مردمسالاری دینی بود، یعنی از یک طرف انقلاب به مردم اتکا داشت و از طرف دیگر به دین اسلام به عنوان یک تفکر؛ در حالی که در غرب بحث دموکراسی را مطرح میکنند و سکولاریزم و جدایی دین از سیاست و حکومت را بسط میدهند، انقلاب اسلامی مبانی متفاوتی برای حرکت اجتماعی طراحی کرد. پس در بخش دوم انقلاب یک حرف جدیدی برای جهان داشت و آن مردمسالاری دینی بود که از یک طرف حکومت متکی به آرای مردم باشد و از طرف دیگر به مبانی دینی توجه کند. حتی براساس آن نهتنها انقلاب کند بلکه یک جامعه را اداره کند.
مولفه سوم اتحاد بین مسلمانان جهان بود؛ یعنی انقلاب خود را محدود به ایرانیها نکرد و معتقد بود که میتوانیم موضوع وحدت جهان اسلام و حتی جهان مستضعفان را برابر استکبار مطرح کنیم و در همین چارچوب ادبیات هم تولید کرد. به عنوان مثال به جای امپریالیسم واژه استکبار را استفاده میکرد و به جای آمریکا شیطان بزرگ. امام یک تمثیلی به وجود آورد که در ادبیات سیاسی دنیا جا افتاده و همه میدانند منظور از شیطان بزرگ آمریکاست. بنابراین ریشه دشمنیهای غرب بویژه آمریکا با ایران به برجام یا موضوع سلاح هستهای یا روند مسائل هستهای مربوط نمیشود، بلکه اصولا به نظریه گفتمان که ماهیت غرب را به چالش میکشیده و یک فرهنگ و تفکر جدید را برای دنیا عرضه میکند، مربوط میشود؛ تفکری که برای غرب خطرناک است و به همین دلیل در این 38 سال گذشته به طور مرتب علیه آن تبلیغات شده و مساله ایرانهراسی را دامن زدند و از آن طرف مردم دنیا با این نظریه آشنا شدند. البته متاسفانه عدهای در داخل ایران با آن فاصله گرفتند که دلایل مختلف دارد و باید آن را بررسی کرد. اما خوشبختانه اغلب مردم از این تفکر حمایت میکنند به دلیل اینکه میدانند این تفکر استقلال و آزادی را در ایران تامین و مردمسالاری دینی را تعریف میکند.
با توجه به این ارزشهاست که عدهای همچنان گفتمان یا تفکر امام خمینی(ره) را ادامه میدهند، اما باور کنیم یکی از مشکلات ما این است که برخی مسئولان و برخی از مردم ما از این گفتمان فاصله گرفتند. یعنی به جای توجه به مستضعفان به سمت اشرافیگری رفته یا به جای توجه به عدالت به سمت منافع خود حرکت کردهاند و این واقعیت تلخی است که جناح راست و چپ ندارد یعنی اصلاحطلب و اصولگرا هر دو این مشکلات را داشتند. برخلاف آنچه که در ایران تبلیغ میشود، یکی از مشکلاتی که در مسیر ترویج گفتمان انقلاب اسلامی داریم، این است مسئولانی که باید در خدمت گفتمان انقلاب باشند و برخی از مردم دچار تشکیک شدند.
علت پایداری انقلاب؛ رهبری و حضور مردم در صحنه
ریشه فشارهای وارد شده به ایران پس از پیروزی انقلاب به تعارض بین دو گفتمان مربوط میشود، درست است که زمانی جلوه آن تحریم اقتصادی، جنگ تحمیلی و زمانی قطع برنامه هستهای ایران و پروندهسازی علیه ایران است، اما در 38 سال گذشته پایداری انقلاب به دلیل رهبری ایران و حضور مردم در صحنه بوده. حضور مردم در صحنه و دفاع از ارزشهایی که به آن معتقدند مهم است. به هر حال عدهای در زمان جنگ و مباحث مربوط به هستهای ایثارگر بوده و در این مسیر به شهادت رسیدند یا عدهای که در زمان تحریمها صدمه بسیاری خوردند، به دلیل اینکه گستردهترین تحریمهای طول دوره تاریخ بشریت را علیه ایران اعمال کرده بودند. بنابراین اخلاص و از خودگذشتگی عدهای با مدیریتی که رهبری داشتند همه با هم توطئهها را یکی پس از دیگری خنثی یا کماثر کرد چون برخی توطئهها واقعا اثر گذاشته و زیانهای بسیاری به کشور وارد کرده است، اما به هر حال انقلاب توانست روی پای خود ایستاده و در بسیاری از زمینهها هم از جمله نانوتکنولوژی، فناوری هستهای، شبیهسازی، صنایع موشکی، صنایع فضایی و .. به رغم تمام فشارهای وارد شده پیشرفت کند.
دکتر حسن بهشتیپور / استاد دانشگاه