حربه ملاقات حضوری نیز با شکست مواجه میشود. لذا بختیار با تهدید، سعی در عقب راندن انقلابیون میکند. وی در یک سخنرانی اعلام میکند: «ما یک مملکت داریم، یک حکومت خواهد داشت، یک ارتش خواهد داشت و هیچ گاه در ایران دو دولت وجود نخواهد داشت.»
تهدیدات دولت در صفوف مردم تزلزلی ایجاد نمیکند و مردم به صورت خودجوش به خیابانها میریزند و شعار «بختیار، نوکر بیاختیار» سرمیدهند و این نشاندهنده آن است که مردم راهشان را شناخته بودند و هیچ چیز نمیتوانست آنان را از مسیری که انتخاب کردهاند، منصرف کند. البته در این میان، شلوغیهایی نیز در تهران به وجود آمد که خود دولت به راه میانداخت تا انقلابیون را به خشونتگرایی متهم کند، لذا شهید بهشتی کسانی را مامور کرده بود تا ناآرامیها را سروسامان دهند و نگذارند دشمن سوءاستفاده کند.
قرهباغی مجموع رفتارهای بختیار در قبال امام را سازشکارانه توصیف و او را به انجام اقداماتی در جهت تسریع ورود امام به ایران متهم میکند و مینویسد:
«وقتی آقای بختیار شرط تشکیل دولت را مسافرت اعلیحضرت قرار داد و مورد قبول شاهنشاه هم قرار گرفت، نتیجهاش سبب تقویت جبهه مخالفان گردید و بهطوریکه بعدا معلوم شد، تشکیل دولت به کیفیت مذکور و اقدامات بعد آن تماما طرحریزی شده به نفع مخالفان یعنی به قدرت رسیدن آقای خمینی بود.»
آمریکا نیز که مهمترین متحد و حامی شاه به شمار میرفت، مشاهده کرد که بلافاصله بعد از خروج وی، حزب توده فعالیتهایش را شروع خواهد کرد و در نتیجه سران این حزب به ایران برگشتند. از این رو گمان کردند که شوروی قصد کودتای نظامی دارد و ارتش سرخ میخواهد ایران را مانند افغانستان تصرف کند. بنابراین با ایجاد یک جنگ روانی و با تهدید به این کشور اعلام میکنند که مبادا از اوضاع ایران قصد سوء استفاده داشته باشد.
در مقابل تهدیدات آمریکا، رادیو شوروی لحنش تند شد و اعلام کرد، اینک که شاه رفته، نوبت آمریکاییهاست. امپریالیسم آمریکا باید از کشور بیرون انداخته شود و به درک واصل شود. رسانههای شوروی، آمریکا را تهدید میکردند که اگر حضور مستقیم داشته باشد یا به گونهای در امور ایران مداخله کند که منافع شوروی به خطر بیفتد؛ شوروی تحمل نخواهد کرد. البته رهبر انقلاب و ملت به این خط و نشانها اعتنایی نمیکردند و در مواضع و شعارهای خود میگفتند:«نه شرقی، نه غربی جمهوری اسلامی.»
امام بعدها داستان اصرار آمریکاییان را بر تاخیر بازگشت بیان کرد و فرمود: «از رفتن من به ایران اینها یک خوفی در دلشان هست و رفتن من را میخواهند تعویق بیندازند.»
دکترجواد منصوری
پژوهشگر تاریخ
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم