گذشتن از مرز 40 سالگی

خانه‌ای در خیابان چهل و یکم ساخته حمیدرضا قربانی ادامه تفکر و نگاه فیلمساز بعد از فیلم تلویزیونی سه ماهی است. درامی مبتنی بر یک موقعیت خطیر و تکان‌دهنده در زندگی آدم‌هایی عادی با تمام دلمشغولی‌های روزمره که از جایی به بعد تبدیل به بحران می‌شود.
کد خبر: ۹۹۷۲۳۲

بحرانی ناخواسته بر مبنای لحظه‌هایی از زندگی بشر که کنترلی بر آن ندارد و حتی نمی‌تواند آن را پیش‌بینی کند. حمیدرضا قربانی با سابقه دستیاری اصغر فرهادی در چند فیلم نگاهی از همان جنس دارد و در هر دو فیلمش سراغ طبقه متوسط شهری می‌رود؛ طبقه‌ای که در دوران مدرنیسم بیشترین تاثیر در بافت اجتماعی شهرهای بزرگ را داشته و در کنار آن بیشترین آسیب‌ها را هم دیده است.

برادرکشی . . . .

خانه‌ای در خیابان چهل و یکم قصه محسن است که برادرش را براثر یک اتفاق ناخواسته به قتل می‌رساند و از صحنه جرم می‌گریزد. حالا همسر و دو فرزند این دو برادر همراه مادر در خانه مانده‌اند. از اینجا به بعد فیلمساز آدم‌هایش را در موقعیتی قرار می‌دهد که هر کدام می‌توانست جای دیگری باشد و فقط مادر خانواده است که هر دو پسرش را در یک لحظه از دست داده است. پسرانی که حالا هر دو مرده‌اند، یکی به دست دیگری و آن یکی بر اثر نگاه‌های شماتت بار و عذاب وجدان و اینجا تازه قصه فیلم آغاز می‌شود. فیلمنامه خانه‌ای در خیابان چهل و یکم به‌رغم داشتن یک قصه با قابلیت فراوان از این امکان استفاده حداکثری نمی‌کند و به شکل مشهودی دو پاره است. از قتل و فرار و سپس معرفی محسن توسط مادر به پلیس تا تلاش‌های همسر محسن برای آزادی موقت او و دوم بعد از آزادی محسن از زندان و تلاش‌های او برای دیدن برادرزاده‌اش سعید که به نظر می‌رسد در ریتم و کنش‌ها تفاوت‌های جدی با هم دارند. هر چه قسمت اول داستان با حوصله و حتی کند اتفاق می‌افتد قسمت دوم با عجله و حتی سرهم‌بندی شده طراحی شده و این شاید مهم‌ترین آسیب فیلمنامه خانه‌ای در خیابان چهل و یکم باشد. مثال ساده این مساله آزادی محسن از زندان با وثیقه پدر همسرش است که خیلی زود و بی‌مقدمه اتفاق می‌افتد و گویی فیلمساز نمی‌خواسته روی جزئیات آن توقف کند اما مثلا سکانس‌های تعمیر شوفاژ و لوله‌های خانه چند بار تکرار می‌شود. این نکته البته می‌تواند به سلیقه و اهمیت دراماتیک یک موتیف یا موضوع در داستان بازگردد که این جا به آشفتگی 20 دقیقه پایانی منتهی شده است. ایده رفتن سعید و مادرش از خانه به بهانه این که محسن نتواند به سعید نزدیک شود هم در فیلم در نیامده و اساسا دقایق پایانی بهانه‌ای است برای سکانسی اثرگذار و فوق‌العاده در انتهای فیلم که به آن خواهیم پرداخت.

قاتل دوست داشتنی !

انتخاب علی مصفا برای نقش قاتلی که برادرش را می‌کشد یک خطرپذیری بزرگ و در ادامه نقش‌هایی که او در این یکی دوسال بازی کرده و همه آنها با شخصیتی که در ذهن داریم به کلی متفاوت است. شخصیتی آرام، صبور با یک شوخ طبعی از جنس داداشی فیلم پری که صدای فریادش را کسی نشنیده اما در خانه‌ای در خیابان چهل و یکم با آن که در کل فیلم غیر از همان سکانس اول باز با چهره آشنای او روبه‌رو هستیم ولی قرار گرفتن در موقعیت یک قاتل چالشی جدی برای اوست. در خانه‌ای در خیابان چهل و یکم بازی‌های یکدستی دیده می‌شود و نباید از اجرای خوب آرش مجیدی باوجود کوتاهی حضورش غافل شد.

یک سال پس از عقلانیت

چهل سالگی مرز بین عقل و جهل، خامی و پختگی است و اینجا فیلمساز دوران پسا 40 سالگی را با انتخاب خانه‌ای که در خیابان چهل و یکم قرار دارد، نمایش می‌دهد. اما اینجا این اتفاق بین آدم‌هایی می‌افتد که نه براساس عقل که بر مبنای خشم، کینه و نفرت و غفلت تصمیم می‌گیرند و آسیب اساسی این دنیای خاکستری به دو کودک می‌رسد؛ دختر عمو و پسرعمویی که تا صبح یک روز عادی همبازی هم هستند و از آن به بعد باید نقش پسر مقتول و دختر قاتل را بازی کنند و پرندگانی در حیاط خانه که بدون آن که گناهی داشته باشند، قربانی می‌شوند. آنچه در این خانه اتفاق می‌افتد همگی ناشی از رفتارها و کنش‌هایی است که همانند آتش زیر خاکستر در سالیان گذشته مخفی مانده و گویی اعضای این خانه صرفا یکدیگر را تحمل می‌کرده‌اند اما پس از بحران حالا کاراکترهای اصلی و نه پوشالی با یکدیگر روبه‌رو می‌شوند.

یک خانه پرماجرا

خانه در فیلم حمیدرضا قربانی نه یک لوکیشن صرف که کاراکتری است کنشگر و این نکته در کنار ارتباطات انسانی اعضای خانه باعث می‌شود خانه خیابان چهل و یکم نقش ویژه‌ای در داستان داشته باشد. حتی خانه‌ای که محسن پس از آزادی موقت هم به آن پناه می‌برد باز نقشی ویژه دارد و این نکته را می‌توان از گفت‌وگوهای او و همسرش دریافت. این نکته البته می‌توانست کاربرد بیشتری در داستان و فیلم داشته باشد و به جای اصرار بر فروش مغازه فروش خانه محل دعوا باشد که می‌توان حدس زد فیلمساز خواسته از این ایده کلیشه شده در این سال‌ها فرار کند.

بهرنگ ملک‌محمدی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها