نقش لوکیشن در ساختار روایی یک مجموعه تلویزیونی

لوکیشن به مثابه شخصیت

داستان یک اثر تلویزیونی فارغ از گونه‌‌اش در یک بستر زمانی و مکانی روایت می‌شود که شخصیت‌ها در آن شکل گرفته و از تقابلشان با یکدیگر درام خلق می‌شود.
کد خبر: ۹۹۷۲۲۴

به همین دلیل هم لوکیشن در ساختار روایی یک اثر تلویزیونی نقشی کلیدی ایفا کرده و پیشقراول آن در ارتباط با مخاطب به حساب می‌آید. دامنه این اهمیت تا به آنجا کشیده می‌شود که گاه خود لوکیشن در قالب یک شخصیت فرو رفته و پا به پای سایر شخصیت‌ها در پیشبرد داستان سهم دارد. لوکیشن‌ها در هرگونه‌ای کارکرد خاص خود را داشته و با توجه به مولفه‌های آن هویت پیدا می‌کند. یکی از مهم‌ترین این کارکردها همانا واقعگرایی و نزدیک شدن به فضایی بشدت باورپذیر در گونه‌های مختلف از تاریخی تا کمدی و اجتماعی است. در حقیقت نویسندگان فیلمنامه در وهله نخست و در وهله بعد کارگردان‌ها و طراحان صحنه این نکته کلیدی را مد نظر داشته و براساس آن کارشان را به سامان می‌رسانند.

کمدی‌های تلویزیونی و لوکیشن‌های آپارتمانی

این دسته از آثار بخصوص کمدی‌های 90 قسمتی عموما تک لوکیشن بوده و تمام داستان در یک محیط کوچک و محدود می‌گذرد. بخش مهمی از آن به محدودیت‌های مالی و صرفه‌جویی گروه‌ها در این آثار بازمی‌گردد و بخش دیگر آن به بالا بردن سرعت کار مربوط می‌شود که ارتباط زیادی میان این دو مورد وجود دارد. در این بین آنچه پاشنه آشیل این آثار به حساب می‌آید، تکراری شدن فضا برای مخاطب است که به مرور می‌تواند به ریزش مخاطب منجر شود. بیرنگ و رسام با دو مجموعه پربیننده همسران و خانه سبز، نقش مهمی در جا افتادن سبک سریال‌سازی آپارتمانی داشتند و آن را به یک سبک شاخص تبدیل کردند. با این تفاوت که این دو با استفاده از قصه‌های نسبتا جذاب و بازیگران سرشناسی همچون خسرو شکیبایی، فردوس کاویانی، حمیده خیرآبادی و... نگاه مخاطب به محدودیت لوکیشن را معطوف به عناصر دیگری کرده و آثار خود را به محبوبیت رساندند. در میان مجموعه‌های کمدی قاب‌کوچک گاه به نمونه‌های درخشانی درباره استفاده درست از لوکیشن برمی‌خوریم که البته چندان هم پرتعداد به نظر نمی‌رسند. پریسا بخت‌آور با سه مجموعه تلویزیونی یادداشت‌های کودکی، پشت کنکوری‌ها و من یک مستاجرم در این زمینه پیشتاز است. وی در دو مورد اول با بهره‌گیری از خانه‌ای قدیمی قصه خود را پیش برده و به مرور شخصیت‌هایش را داخل آن حل کرده است. در اولی با مهندس جوان معتادی روبه‌روییم که برای ترک به زیرزمین سرداب مانند خانه قدیمی پدری‌‌اش آمده در حالی که سرایدار پیر و همسرش از این موضوع اطلاعی ندارند. تقریبا تمام کار در این خانه فیلمبرداری شده و مخاطب از دریچه دوربین به جای جای این خانه قدیمی سرک می‌کشد و برای قهرمان داستان و دغدغه‌هایش دل می‌سوزاند. در پشت کنکوری‌ها هم درس خواندن چند جوان برای شرکت در کنکور پای آنها را به همین خانه باز کرده و ماجراهایی را شکل می‌دهد که در متن آن خود خانه حضوری چشمگیر دارد. از دیگر نمونه‌های اینچنینی می‌توان به مجموعه تلویزیونی دردسرهای عظیم ساخته برزو نیک‌نژاد اشاره کرد که در آن خانه‌ای قدیمی با سکنه زیاد نقش مهمی در پیشبرد داستان و شکل‌گیری ساختار روایی آن داشته است. مهم‌ترین آن سوئیت زیرزمینی لطیف است که هنگام مخفی شدن فرحان، کارکرد مناسبی پیدا می‌کند.

مجموعه‌های تاریخی و دغدغه‌ای بزرگ به نام لوکیشن

در این دسته از آثار که هریک دوره خاصی از تاریخ را به تصویر می‌کشند، لوکیشن نقشی کلیدی در پیشبرد داستان و تقویت باورپذیری آن داشته که به همین دلیل هم عموما هزینه سنگینی صرف آن می‌شود. ساخت دکور با توجه به مقطع زمانی داستان صورت گرفته و باید طراح هنری آن با توجه به منابع تاریخی کارش را پیش ببرد. نکته دیگر این‌که دکورهای یاد شده باید به گونه‌ای ساخته شود که واقعی جلوه کرده و به اصطلاح تو ذوق مخاطب نزند. از نمونه‌های موفق استفاده درست از لوکیشن در مجموعه‌های تاریخی می‌توان به مجموعه امام علی(ع) ساخته داوود میرباقری اشاره کرد که در آن بخوبی از فضا در جهت خلق موقعیت‌های نمایشی بهره گرفته شده است. برای نمونه می‌توان به یکی از جنگ‌های این دوران اشاره کرد که در آن دشمنان آب را بر امام علی(ع) و یارانش بستند. این بخش که در اطراف بندرعباس فیلمبرداری شده با تمهیدات ظریف گروه صحنه و دکور به فضای واقعی بیش از 13 قرن پیش نزدیک شده و بخوبی مخاطبان خود را تحت تاثیر قرار می‌دهد. در مجموعه ولایت عشق هم فخیم‌زاده و گروهش تلاش زیادی در هرچه نزدیک‌تر شدن به فضای مرو در سال‌های حضور امام رضا(ع) به خرج داده‌اند. کاخ پر زرق و برق و تودرتوی مامون که بسیار هم خوب ساخته شده نیز نقش مهمی در تبلور درونیات این شخصیت منفور تاریخ داشته و مخاطب با تماشای این کاخ هرچه بیشتر به درون این شخصیت نقب می‌زند. داوود میرباقری هم در مجموعه مختارنامه پا را از این هم فراتر گذاشته و استفاده هوشمندانه‌ای از لوکیشن‌های متعدد خود در جهت نزدیک شدن به واقعیت کرده است. خانه ساده مختار ثقفی در کوفه از یک طرف و مزرعه سرسبز و سرشار از آرامشش از سوی دیگر بخوبی بخشی از شخصیت پیچیده و تودرتوی مختار را به تصویر کشیده و تکه‌های مختلف پازل این شخصیت جذاب تاریخی را کامل کرده است. همین‌طور زندان مخوف ابن زیاد که بخش مهمی از داستان هم در آن می‌گذرد، به شکل یک شخصیت درآمده و میزان تاثیرگذاری و کوبندگی شخصیت‌هایی همچون مختار و میثم تمار را چند برابر کرده است. در بخش‌های مربوط به صحرای کربلا نیز انتخاب یک بیابان خشک و سوزان در اطراف شاهرود بخوبی این فضا را تداعی کرده و مخاطب را به آن ایام می‌برد و تاثیری بشدت عمیق بر جای می‌گذارد. انتخاب درست لوکیشن در نتیجه نهایی کار بخوبی خود را نشان می‌دهد، البته گاه در برخی موارد عکس آن نیز رخ داده است. از طرف دیگر مجموعه‌های تلویزیونی زیادی نیز در این گونه ساخته شده که تاریخ معاصر را مدنظر داشته و قصه آن در این فضا روایت شده است. طراحان هنری در این گونه آثار کار سخت‌تری را به عهده دارند؛ چرا که مورخان اشراف بیشتری به این دوران داشته و علاوه بر آن اسناد بیشتری نیز در این باب وجود دارد که راه را بر تخیل تا حدود زیادی می‌بندد. برای نمونه می‌توان از کیف انگلیسی و کلاه پهلوی هردو از ساخته‌های سیدضیاءالدین دری، کارآگاه علوی ساخته حسن هدایت، شهریار به کارگردانی کمال تبریزی و روزگار قریب اثر کیانوش عیاری یاد کرد که در همه آنها لوکیشن‌ها نقشی کلیدی در ساختار روایی کار داشته‌اند. در کیف انگلیسی و کلاه پهلوی فضای دو روستای نزدیک به شهر در یک بازه زمانی نزدیک به هم نقشی مهم در شکل‌گیری داستان داشته‌اند که به مرور جای خود را به فضاهای دیگری می‌دهند. اتفاقات زیادی از کیف انگلیسی در فضای خاص تریای گراند هتل با توجه به دوره روزنامه‌نگاری قهرمان داستان (دکتر منصور ادیبان) رخ می‌دهد که بخوبی مخاطب را به فضای تهران اشغال شده ابتدای دهه 1320 شمسی می‌برد. در شهریار نیز قهوه‌خانه‌ای بزرگ و نورگیر با تخت‌های متعدد شاهد اتفاق‌های تلخ و شیرین زیادی در زندگی این شاعر جوان است که تاثیری عمیق بر زندگی وی می‌گذارد. از مشاعره شهریار با شاعری دیگر که به لنگ انداختنش منجر می‌شود تا ملاقات‌های شهریار با پدر نامزدش و نیز چراغعلی (رقیبش) که سرانجامی تلخ برایش به همراه دارد.

ملودرام‌های اجتماعی و تعدد لوکیشن

این دسته از آثار که بخش مهمی از تولیدات سالانه تلویزیون را تشکیل می‌دهد، عموما باتوجه به قصه‌های خود از لوکیشن‌های مختلف بهره می‌گیرد. در این بین آنچه کیفیت‌های مختلفی را بر این آثار حاکم می‌کند، هوشمندی طراحان صحنه در بهره‌گیری از فضاهای مختلف است. این دسته از آثار باید در عین رعایت قواعد نمایشی، بسیار به واقعیت‌های روز جامعه و روابط شخصیت‌هایش نزدیک باشد تا مخاطب برای همذات‌پنداری با قهرمان‌هایش با مشکل روبه‌رو نشود. همین امر هم کار را برای سازندگان این مجموعه‌ها دشوار کرده و عرصه را بر آنان تنگ کرده است. در سال‌های اخیر به کارهای زیادی برخورده‌ایم که در آن فضاها با توجه به پایگاه اجتماعی شخصیت‌ها طراحی نشده و لوکیشن‌ها بر این اساس شکل نگرفته ‌است. برای مثال می‌توان به خانه مجلل یک کارمند ساده در مجموعه‌ای اشاره کرد که در تضاد کامل با وضع مالی شخصیت یاد شده بوده و مخاطب را به واکنش و دوری از آن وا می‌دارد. در میان تمام مجموعه‌های تلویزیونی سال‌های اخیر به چند مورد درخشان هم در این رابطه برمی‌خوریم که از جمله آنها می‌توان به سریال هزاران چشم ساخته کیانوش عیاری، خانه‌به‌دوش به کارگردانی رضا عطاران و وضعیت سفید اثر حمید نعمت‌الله اشاره کرد. عیاری در هزاران چشم هرچه بیشتر فضای قصه‌ها را به سمت واقعگرایی سوق داده و خانه‌هایی را برایشان که تقریبا همگی از قشر متوسط جامعه هستند، تدارک دیده که کاملا با شرایط طبقاتی‌شان هماهنگی دارد. به همین دلیل هم مخاطب این مجموعه و آدم‌هایش را با جان و دل پذیرفته و پا به پایشان پیش می‌آید و تا مدتی هم ذهن خود را درگیر سرنوشتشان می‌سازد. عطاران هم در خانه به دوش که یک کمدی با رگه‌هایی از تلخی است، قهرمانش (آقا ماشاالله) را از قشر زحمتکش کارگر جامعه برگزیده و بشدت روی جزئیات مربوط به او و خانه و زندگی‌‌اش کار کرده که تنها یک نمونه آن قرار گرفتن دستمال سفید روی تلفن خانه ماشاالله است. در وضعیت سفید نیز حمید نعمت‌الله تلاش زیادی در هرچه باورپذیرتر کردن قصه خود به خرج داده و از نکات بسیار ظریف که چندان هم به چشم نمی‌آید غافل نشده است. باغ مادربزرگ و مدرسه، لوکیشن‌های اصلی وضعیت سفید است که تمام وقایع فیلمنامه را در خود جای داده و به مرور به یکی از شخصیت‌های کار تبدیل می‌شوند بی‌‌آن‌که تحمیلی و نچسب به نظر برسند.

علی قاسمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها