در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما از بین این پنج فیلم، فیلم «سرزمین مین» ساخته مارتین زندلوویت با تم تاریخی متفاوت خود توجه زیادی را به خود جلب کرد.
داستان این فیلم درباره 12 سرباز جوان آلمانی است که در اواخر جنگ جهانی دوم در دانمارک اسیر میشوند و باید برای رهایی از اسارت و بازگشت به خانه و کاشانه خود صدها هزار مین را در سواحل دانمارک خنثی سازند. در اوایل فیلم، نظامیان دانمارکی را میبینیم که با نفرتی که از آلمانیها دارند، آنها را وادار به این کار خطرناک میکنند و یک افسر دانمارکی را به عنوان فرمانده آنها تعیین میکنند تا بر پاکسازی سواحل دانمارک از مینها نظارت کند و مانع فرار سربازها شود. در انتهای روز پس از خنثیسازی مینها آنها را در کلبهای مخروبه در کنار ساحل محصور میکند؛ ساحلی که در آن یک خانواده دو نفره متشکل از یک مادر و یک دختر را نیز پذیراست و کلبه آنها در مقابل محل استراحت سربازان آلمانی قرار گرفته است.
در فیلم چندبار این دیالوگ تکرار میشود که اینجا هیچکس آلمانیها را دوست ندارد، گویا همه تحقیر ملت آلمان در طول تاریخ اروپا و بخصوص سالهای منتهی به جنگ جهانی را فراموش کردهاند، تحقیرها و فشارهایی که یک بار چنگیز را متولد کرد، قطعا این بار نیز علت پیدایش هیتلر بودهاند و در آینده نیز کسی دیگر.
تاریخ تکرار نمیشود، این اشتباهات ملتهاست که تکرار میشود و گفته لانگسنگ حقوقدان فرانسوی نیز تاکیدی بر همین قضیه است که هرجامعهای شایسته جنایتکارانی است که درون خود پرورش داده است و در فیلم هم که براساس داستان واقعی پس از جنگ جهانی دوم ساخته شده است، میبینیم که چگونه سربازهای آلمانی همچون موشهای آزمایشگاهی باید مینهای سیاستمدارانی را خنثی کنند که از دل همین تحقیرها و فشارها ظهور کردهاند.
رضا پورحسین
پژوهشگر تاریخ
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: