به گزارش جامجم، 28 آبان امسال مردی با حضور در کلانتری 164 قائم تهران، از مردی کلاهبردار شکایت کرد.
شاکی به افسر تحقیق گفت: برای فروش یک رشته گردنبند طلا، آگهی فروش آن را در سایت اینترنتی منتشر کردم. افرادی متعدد پس ازدرج این آگهی با من تماس گرفتند تا سرانجام یکی ازمتقاضیان خرید طلا که مردی بود با من تماس گرفت و بعد از گرفتن نشانی خانهام به ملاقاتم آمد تا بعد از دیدن گردنبند طلا، آن را معامله کنیم.
وی افزود: شب گذشته او در حالی که سوار خودروی پژو 206 بود به مقابل خانهام آمد. بیسیمی نیز همراه داشت. او مدعی بود مامور خرید یکی از ارگانهای دولتی است. پس از توافق با هم قرار شد او شش میلیون تومان بابت خرید گردنبند بپردازد. خریدار بابت واریز پول ابتدا از من شماره حساب بانکی گرفت؛ اما بعد نظرش عوض شد و خواست از طریق تلفن بانک پول را واریزکند. سپس پیامکی را که تراکنش واریز پول به حسابم بود به من نشان داد. برای اطمینان از اینکه پول را واریز کرده، حتی به من کارت ملیاش را نشان داد.
من یک کپی از آن برای خودم تهیه کردم. با اطمینان از این که او پول خرید گردنبند طلا را واریز کرده، گردنبند را تحویلش دادم و مرد مشتری رفت. روز بعد که به بانک رفتم،متوجه شدم پولی به حسابم واریز نشده است. چندبار با تلفن همراه او تماس گرفتم که پاسخگو نبود. همان جا متوجه شدم او سرم کلاه گذاشته است.
در این مرحله از تحقیقات ماموران به بررسی کپی کارت ملی مرد کلاهبردار که در دست شاکی بود، پرداختندکه معلوم شد او از فروشندگان معتبر لوازم تزئینی داخل خودرو بوده و هیچگونه سابقه کیفری و سوءپیشینه ندارد. این مرد برای تحقیقات به پلیس آگاهی فراخوانده شد و به افسر تحقیق گفت: اسفند سال گذشته مردی که سرنشین خودروی پژو 206 بود به مغازهام آمد. او همراه خود سلاحی داشت و مدعی بود مامورخرید یکی از وزارتخانههاست.
همزمان با خرید اقلام داخل خودرو برای خودش دو میلیون تومان خرید کرد و حتی برای خرید دهها روکش صندلی به ارزش 30 میلیون تومان سفارش داد. بعد هم اعلام کرد پول همه این اموال را در محل وزارتخانه به من میپردازد. بعد اموال خریداریشده را بار دو دستگاه خودرو کرد و با هم به سمت بزرگراه شهید همت حرکت کردیم . حوالی مکان مورد نظر، او پیاده شد و از من کارت ملیام را خواست. بعد هم ناپدید شد.
جستوجوها در این پرونده ادامه داشت تا اینکه ماموران با شکایتهای دیگری روبهرو شدند که نشان میداد متهم فراری با جعل عنوان مامور خرید ارگانهای دولتی یا نظامی سوژههایش را در یک سایت اینترنتی شناسایی میکند.در ادامه مشخص شد تلفن همراهی که او در اختیار دارد متعلق به یک زن بوده است، که وی در یکی ازمحلههای غرب تهران شناسایی و به پلیس آگاهی منتقل شد.
وی به افسر تحقیق گفت: چندی پیش با مردی به نام فرهاد آشنا شدم. او حتی از من خواستگاری و اعتمادم را به خودش جلب کرد. او یک روزگوشی تلفن همراه، سیمکارت و کارت بانکیام را دزدید و فرار کرد که از وی شکایت کردم.
در ادامه تحقیقات مشخص شد مرد فراری از متهمان سابقهدار بوده و نامش ابوالقاسم و 42 ساله است. بررسی ها نشان میداد بیشتر سوابق او در ارتباط با شرارت، موادمخدر، سرقت اماکن و کلاهبرداری بوده است.
او تحت تعقیب پلیس قرار گرفت تا این که چند روز پیش آخرین مخفیگاه این متهم در مینیسیتی تهران شناسایی و او بازداشت شد. در بازرسی از خانه مورد نظر یک قبضه کلت قلابی، بی سیم و یک رشته دستبند طلا کشف شد.
سرهنگ کارآگاه کرم یوسفوند، رئیس پایگاه یکم پلیس آگاهی تهران بزرگ دراینباره گفت: متهم در بازجوییهای پلیسی به دهها فقره کلاهبرداری به شیوهای مشابه و نیز سرقت اموال شاکی زن هم اعتراف کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم