در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چه کسی را کشتهای؟
دختر بچهای شش ساله را. دختری که هیچ گناهی مرتکب نشده بود و تنها جرمش این بود که من با پدرش مشکل داشتم.
چرا؟
به دلیل کینهای که از خانوادهاش داشتم. فکر میکردم اینطوری میتوانم از پدر مهسا انتقام بگیرم.
انتقام گرفتی؟
نه، از زمانی که قتل را انجام دادم زندگی ام زیر و رو شده است. یک لحظه نتوانستم بخوابم. چهره مهسا، دختر بچه شش ساله که نمیدانست درگیری و دعوا چیست یک لحظه از جلوی چشمهایم دور نمیشود.
کینهات از پدر مهسا برای چه بود؟
به او پول قرض داده بودم، اما هر کاری کردم پولی را که میخواستم برنگرداند. چهکار میتوانستم انجام دهم، دستم به جایی بند نبود. هیچ مدرکی نداشتم که ثابت کنم او از من پول گرفته است. میخواستم کاری کنم تا جگر او را بسوزانم و دل خودم خنک شود. فکر میکردم وقتی جسد دخترش را ببیند و ناراحتی اش را ببینم دلم راحت میشود. ولی وقتی درد او را دیدم بیشتر ناراحت شدم.
نمیتوانستی از کسی برای نقد کردن پولت کمک بگیری؟
من مدرکی نداشتم. چه کسی حرف مرا بدون مدرک قبول میکرد. من خیلی به پدر مهسا گفتم پولم را بده، اما قبول نکرد.
بچه را چطور به قتل رساندی؟
مهسا مرا میشناخت، به بهانهای او را به خرابهای که نزدیک خانه بود کشاندم و ضربهای به سرش زدم.
مهسا از کجا تو را میشناخت؟
متهم جوان سرش را پایین میاندازد و به آرامی میگوید: همسایهشان بودم. چند خانه آن طرفتر خانه ما بود. مهسا حتی فرصت نکرد حرفی بزند. با یک ضربه ...
چند وقت بعد دستگیر شدی؟
کمتر از یک هفته. عصر بود، از سر کار برگشتم. در مقابل خانه دنبال کلید در جیبهایم بودم که یک نفر مرا صدا کرد. وقتی برگشتم دو مرد را دیدم که لباس شخصی به تن دارند. کارتشان را نشان دادند و با معرفی خودشان به عنوان کارآگاه جنایی از من خواستند با آنها به اداره آگاهی بروم. همین که پایم به آنجا رسید اعتراف کردم و جزئیات قتل را گفتم. البته کتمان هم فایدهای نداشت اگر آنها مدرک نداشتند به من نمیرسیدند. از طرفی عذاب وجدان آزارم میداد و من نمیتوانستم دیگر با آن کنار بیایم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: