با سروش صحت، کارگردان سریال لیسانسه‌ها

از نتیجه کار راضـی هسـتم

هم بازیگر است و هم کارگردان و نویسنده. اما جالب است بدانید رشته‌ای که در آن تحصیل کرده هیچ ارتباطی با این هنر‌ها ندارد، اما او در این سال‌هایی که دارد فعالیت هنری می‌کند ثابت کرده که کارش را بلد است و از همه مهم‌تر مخاطبش را می‌شناسد.
کد خبر: ۹۹۴۵۲۱

سروش صحت این شب‌ها سریال موفق لیسانسه‌ها را روی آنتن شبکه سه‌سیما دارد؛ سریالی که توانسته حسابی بین مردم جا باز کند.با او به بهانه پخش این سریال همراه شدیم که آن را می‌خوانید.

آقای صحت در ابتدا بگویید اصلا لیسانسه‌ها چگونه شکل گرفت؟

قبل از ساخت سریال شمعدونی طرح این سریال را به همراه ایمان صفایی نوشته بودم، اما آن زمان بنا به دلایلی نشد که آن را بسازیم و برای همین رفتیم سراغ ساخت سریال شمعدونی و پس از پایان آن کار رفتیم سراغ لیسانسه‌ها. قصه این کار هم از زمانی شکل گرفت که من و ایمان صفایی برای نوشتن یا به کتابخانه ملی یا به فرهنگسرای ارسباران می‌رفتیم و در آنجا جوان‌های لیسانسه زیادی را می‌دیدم که هر کدام مشکلات خاص خودشان را داشتند. ما با ساخت این سریال تصمیم گرفتیم بخشی از دغدغه‌های لیسانسه‌های امروز را به تصویر بکشیم.

برای ساخت این سریال با مشکل خاصی مواجه نبودید؟ چون با خیلی از ارگان‌ها شوخی کرده‌اید؟

نه، اصلا بر عکس خیلی هم با ما همکاری داشته‌اند و خوشبختانه در حال حاضر خیلی راحت داریم کار می‌کنیم و هم مسئولان تلویزیون و هم ارگان‌های دیگر با ما همکاری می‌کنند و مشکل خاصی هم واقعا نداریم. خیلی جاها فکر می‌کردیم با ما همکاری نکنند، اما این اتفاق نیفتاد و از این بابت خدا را شکر می‌کنم.

نوشتن این سریال چقدر از شما زمان گرفت؟

نوشتن فیلمنامه خیلی از ما زمان گرفت برای مثال قسمت اول را 20بار بازنویسی کردیم.

پس با این حساب نگارش متن این سریال خیلی شما را خسته کرده است؟

بله زمان خیلی زیادی برد، ولی از بازده کار راضی هستم.

آیا برای ادامه آن برنامه‌ای دارید؟

بله این سریال قرار است در دو فصل پخش شود در واقع یک کار 60قسمتی است که 25قسمت ابتدایی را در حال حاضر می‌بینید و باقی را در اواخر تابستان سال آینده.برای همین نوشتن این کار فعلا ادامه دارد.

انتخاب بازیگران بر چه اساسی بود؟

انتخاب بازیگران این سریال واقعا کار دشواری بود، چون باید سه نفر را در کنار هم قرار می‌دادیم که به نوعی نماینده نسل جوان امروز باشند وسخت ترین انتخاب هم انتخاب بازیگر نقش حبیب بود وخوشحالم که امروز شکیبا در این سریال نقش حبیب را بازی می‌کند و از همکاری با این هنرمند بسیار راضی هستم.

چرا حبیب سخت‌ترین انتخاب بود؟

چون حبیب شخصیتی است که مشکل ارتباط دارد و نمی‌تواند دیگران را جذب کند واز طرفی دیگر باید برای مخاطب شیرین هم می‌بود و برای همین بازی عجیبی را می‌خواست به هر حال با همفکری ایمان صفایی و تهیه‌کننده به جمع این سه نفر رسیدیم و در حال حاضر هم شاهد هستیم که خدا رو شکر بیشتر مخاطبان این سریال توانسته‌اند بازیگران را در قالب نقش‌‌هایشان بپذیرند و با آنها همذات‌پنداری کنند.

پرت شدن مسعود در آب خیلی جذاب است و می‌شود گفت به نوعی یک واکنش روانی هم هست چطور به این مساله رسیدید؟

این مساله تنها یک ایده بود آن هم به این شکل که مسعود وقتی تحت تاثیر مشکلاتش قرار می‌گیرد سعی می‌کند به گونه‌ای خودش را خالی کند به هر حال این مساله همان‌طور که شما هم اشاره کردید یک نوع واکنش روانی نیز محسوب می‌شود.

دوست دارم بدانم تعریف شما از هنر چیست؟

پاسخ به این سوال سخت است چون تعریف من از هنر خیلی شخصی است. بخصوص این‌که هنر یک تعریف عام دارد. هنر به حدی گسترده و انتزاعی است که در هر ذهنی به یک شکل است. یعنی شما وقتی در مورد ادبیات صحبت می‌کنید یکی به داستایوفسکی هنرمند می‌گوید و دیگری به ذبیح‌الله منصوری و شخص دیگری به دانیل استیل. هریک از آنها هم به نظر خودشان درست می‌گویند و هریک با دیگری مخالف است. به همین دلیل است که تعریف شخصی می‌شود و نمی‌توان گفت کدام یک درست می‌گویند. درست مانند این‌که می‌گوییم هنرخلاق است یا سرگرمی. مرز بین این دو کاملا سلیقه‌ای است، اما در مورد ثروت راحت‌تر می‌توان صحبت کرد.

تا به حال شده به خاطر مساله مالی، هنر را نادیده بگیرید؟

تعریفی که از هنر در ذهن دارم، به حدی در حرکت است که هنوز به یک تعریف ثابت برای آن نرسیده‌ام و نمی‌توانم بگویم که به چه چیزی باید هنر بگویم، اما اگر منظور شما این است که آیا شده به خاطر پول کار کنم، بله، شده.

سروش صحت امروز یک بازیگر و کارگردان است. آشنایی با دنیای نوشتن چقدر به رسیدن شما به این نقطه کمک کرده است؟

تا به حال به این موضوع فکر نکرده‌ام. فقط این نکته را می‌دانم که همه‌چیز این عالم به هم ارتباط دارد.

زندگی امروز نسبت به گذشته چقدر سخت‌تر یا آسان‌تر شده است؟

بعضی‌ها معتقدند زندگی در قیاس با گذشته سخت‌تر شده و کمتر می‌توان از آن لذت برد آن هم به دلیل شرایط دشوار اقتصادی است که در آن قرار گرفته‌ایم، اما فکر می‌کنم نمی‌شود به دلیل گرانی زندگی را به کام خودمان تلخ کنیم، چراکه در چنین شرایطی ما به خندیدن احتیاج بیشتری داریم. از طرفی این نکته را نباید فراموش کرد که زندگی در هر مقطعی شرایط و مشکلات خودش را دارد، به نظرم ما باید میزان توقعات از زندگی را منطقی کنیم و مدام غز نزنیم. همیشه سعی کردم تا آنجایی که می‌توانم از زندگی راضی باشم و میزان نارضایتی‌ام را به حداقل برسانم.

همه ما عمر محدودی داریم و در این زمان محدود فرصت نمی‌کنیم آن‌قدر که باید به خودمان خوش بگذرانیم، کلی چیز برای خوشحالی در این دنیاست که آدم حتی نمی‌رسد سراغ آنها برود. شاید به همین دلیل است که باید قدر لحظه‌هایی که زندگی می‌کنیم را بیشتر بدانیم و بنا را روی آسایش بگذاریم. گاهی با خودم فکر می‌کنم چه کتاب‌های زیادی که فرصت خواندن آنها را پیدا نمی‌کنیم و مکان‌هایی که مجالی برای سر زدن به آنها نداریم. به همین دلیل بهتر است تا می‌توانیم از لحظه لحظه زندگی به‌نفع آرامش بهره ببریم و به خودمان سخت نگیریم و خوش بگذرانیم. به نظرم لابه‌لای این همه بدبختی و مشکلاتی که در زندگی وجود دارد هم می‌توان خوشبخت بود.

آیا ناراحتی‌تان را راحت بروز می‌دهید؟

در طول این سال‌ها یادم گرفتم که همواره خودم باشم و فیلم بازی نکنم؛ وقتی ناراحتم، واقعا ناراحتم و به خاطر جمعی که در آن قرار دارم ادای خوشحال‌ها را در نمی‌آورم، وقتی هم که خوشحالم باز همین کار را می‌کنم، این موضوع باعث می‌شود از زندگی لذت بیشتری ببرم. در مصاحبه دیگری هم به این موضوع اشاره کردم که اگر شما خودتان باشید حتی اگر بی ادب، بهتر از آن است که به‌زور ادای آدم‌های با ادب را در بیاوری، چون در آن صورت ادبت تصنعی است.

مردم اصلی‌ترین مخاطبان کارهای شما هستند می‌خواهم بدانم چقدر با آنها احساس نزدیکی می‌کنید؟

خیلی زیاد، یکی از ویژگی‌های اخلاقی من این است که دوست دارم همیشه در بین مردم باشم و هیچ‌وقت نخواسته‌ام از جمعیت فاصله بگیرم. کنار مردم قرار گرفتن به من حس آرامش می‌دهد به همین دلیل همیشه به جمعیت پناه می‌برم و از جای‌های آرام و خلوت بیزارم. در جاهای شلوغی باعث می‌شود به رفتارهای آدم‌های مختلف دقیق شوم و از دل آنها سوژه‌هایی را پیدا کنم.

می خواهم بدانم از نگاه شما بزرگ‌ترین گنجینه هر انسانی چیست؟

به نظر من دوستی، چون باارزش‌ترین چیزی است که هر فردی در زندگی‌اش دارد. شاید بسیاری از ما به اهمیت دوستی فکر نکنیم، اما واقعیت این است که شما وقتی با فردی دوست می‌شوید و با او ارتباط عمیقی پیدا می‌کنید این علاقه و احترامی که بین شما وجود دارد روی هیچ است. یعنی شما بدون داشتن هیچ نسبتی یا شرایط کاری و منافع مشترک کنار هم قرار می‌گیرید و صرفا می‌خواهید از کنار هم بودن لذت ببرید چنین نکته مهمی را نمی‌توان نادیده گرفت و نسبت به آن بی‌تفاوت بود.

شما در رشته آلودگی شیمیایی دریا تحصیل کرده‌اید. می‌شود در مورد این رشته کمی توضیح دهید؟

وقتی دریا به وسیله مواد شیمیایی آلوده می‌شود باید با شیوه‌هایی که وجود دارد این آلودگی‌ها را از بین ببریم. رشته‌ای که به این آلودگی‌ها و روش‌های بر طرف کردن آن می‌پردازد، رشته آلودگی دریاست!

سخت‌ترین کار برای شما هنگام نوشتن چیست؟

خود نوشتن.

برای جان دادن به نقش‌هایی که بازی می‌کنید از چه راهکار‌هایی استفاده می‌کنید؟

نمی‌دانم شاید آدم‌هایی که در زندگی‌ام دیده‌ام به من در این مورد کمک کرده‌اند شاید هم فیلم‌هایی که دیده‌ام یا کتاب‌هایی که خوانده‌ام؛ شاید هم همه اینها با هم.

آیا کارگردان سختگیری هم هستید؟

این را باید از بازیگرانم بپرسید. با آنها معمولا راحت کار می‌کنم، اما قوانین خودم را هم دارم، ولی در عین حال سعی می‌کنم به گروهم انرژی مثبت ببخشم.

آقای صحت چرا دوست دارید از بازیگران تئاتر برای نقش‌هایتان استفاده کنید؟

چون هم چهره‌‌های تازه و بکر و هم توانایی‌های بالایی دارند.

افق‌تان برای آینده چیست؟

خیلی سوال سختی است و نمی‌دانم در آینده چه اتفاق‌هایی خواهد افتاد، اما تجربه کردن وآموختن بیشترین دغدغه من است.

سروش صحت...

یک آدم معمولی که کار و مردمش را خیلی دوست دارد.

سحر قشقایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها