سده که دنباله شب یلداست جشنی است ایرانی و مرتبط با آیینهای برکت بخشی در روزگاری که تنها بومیان در فلات ایران میزیستهاند. جشنی که هیچ ارتباطی با دین زرتشتی ندارد و این روزها به نام آنان در تمامی منابع غیرعلمی و بیپایه عنوان شده است. آنچه در اینجا میخوانید بخشهایی از کتاب «از اسطوره تا تاریخ» نوشته اسطورهشناس و پژوهنده اساطیر ایرانی، زندهیاد دکتر مهرداد بهار است که در طول سالها مطالعه و پژوهش فراهم آورده است:
از جشن سده در تاریخ و در دین و اسطورههای قبل از اسلام ما ـ تا جایی که نگارنده اطلاع دارد ـ بحثی نشده است، ولی میتوان این عید را که 40 روز بعد از آغاز زمستان برپا میدارند، جشنی خورشیدی دانست. خورشید اوج گرفتن خویش را از آغاز زمستان شروع میکند تا در اول تابستان به اوج خویش برسد. زمستان کودکی، بهار جوانی، تابستان کمال و پاییز پیری او است. در آغاز زمستان، در شب یلدا، که از نظر ریشه با تولد مربوط است، کودکی را از نو آغاز میکند یا بهتر است بگوییم «تولدی دیگر» مییابد. بنا به آدابی که در سرزمین ما وجود داشته است، بچه را تا 40 روز به کسی نشان نمیدادند و سپس جشنی میگرفتند و بچه را به همه نشان میدادند. در شب چهلم از آغاز زمستان برای خورشید نوپا جشن سده میگرفتند.
مراسم سده در دوره اسلامی بخصوص در مازندران و گیلان در دوره زیاریها و آلبویه برگزار میشد. شاید در برخی از نواحی، نه در تمام نواحی ایران، در خراسان نیز برگزار میشده است. شاید در بخشهایی از شرق و شمال ایران خیلی رایج بوده ولی عمومیت مطلق نداشته است.
میدانیم جشن سده یکی از اعیاد مهم ایران باستان بوده، اما چگونه است که حتی در دوره ساسانیان سخنی از سده نیست و هیچ اشارهای در متون پهلوی راجع به سده وجود ندارد، چون سده سنتهایش بسیار کهن است و جشنی زرتشتی نیست. حالا زرتشتیها آن را از آن خویش میدانند و آن را اجرا و خیال میکنند جشنی زرتشتی است. در متون پهلوی ساسانی به سده اشارهای نشده و این خود روشنگر مساله تازهای است و آن این که یک رشته اعیاد بومی در ایران بوده است. سرانجام دین زرتشتی جشن مهرگان و نوروز را میپذیرد ولی محتملا عید سده را چون جادویی میانگاشته وارد دین نکرده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم