در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برخی از این روایتها ریشهای حقیقی داشته و برخی دیگر سینه به سینه نقل شدهاند و شمایلی افسانهای به خود گرفتهاند، اما چیزی که در هر دو حال ثابت است این که این افسانهها و روایتها جزئی از باور عمومی درباره آن جاذبه است. یکی از این روایتها هم متعلق به تخت سلیمان است.
تخت سلیمان (آتشکده آذرگشنسب) نام محوطه تاریخی بزرگی در 45 کیلومتری شمال شرقی شهر تکاب و روستای تخت سلیمان (در گذشته نصرتآباد) در آذربایجان غربی است. فضاهای خالی بزرگی درون این آتشکده وجود دارد که برخی گمان میکنند این مکانها به امور ماوراءالطبیعه اختصاص داشته است. در ورودی آتشکده دریاچه وسیع و زیبایی با عمق نامعلوم قرار دارد. در واقع تا به حال هیچ مرجعی نتوانسته عمق دریاچه را تخمین بزند. در کنار دریاچه تابلوی هشداری نصب شده که شنا در دریاچه را ممنوع کرده است، چرا که شنا در این دریاچه منجر به مرگ میشود. میگویند در چند سال اخیر چند نفر به تابلو بی توجهی کرده و وارد دریاچه شده و هیچکدام از آنها نهتنها زنده باز نگشتهاند، بلکه حتی جسدشان نیز یافت نشده! محلیها اعتقاد دارند حضرت سلیمان در این نقطه عصای خود را به زمین کوبیده، چشمهای جوشیده و دریاچه را پدید آورده است. اما این داستانها و افسانهها به حضرت سلیمان محدود نمیشود. مردم محلی همچنین معتقدند زیر دریاچه گلی وجود دارد که انسانهایی را که وارد آب میشوند، میبلعد و این گونه دیگر حتی جسد این انسانها به روی آب نمیآید. آنها همچنین ادعا میکنند هر سنگی درون دریاچه میاندازند بزرگ شده و بالا میآید. گمان میرود چشمهای در زیر دریاچه قرار دارد، زیرا از دو سوی کوه و از دریاچه دو جوی پر آب و زلال همیشه به پایین سرازیر است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: