در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آن دوست ادامه میدهد: اول فکر کردم شاید به خاطر بلوغ است، اما با ادامه این وضعیت و نگرانشدنم، این بار تلاش کردم او را از دریچه یک انسان و یک پسر ـ و نه به عنوان پسر خودم ببینم ـ تا ارزیابی واقعی به دست آورم که پیش خودم تصور کردم اگر پسرم را در مهمانی، خیابان، فروشگاه یا هر جای دیگری ببینم، نظرم راجع به او چیست؟
او میگفت: وقتی از این زاویه به ماجرا نگاه و تصور کردم، به نتایجی رسیدم که وحشت کردم! از آن زاویه پسری داشتم درسخوان، اما با کمبود اعتماد به نفس، فاقد ابتکار عمل لازم، گوشهگیر و درونگرا و پیچیده بیش از حد؛ پسری که با والدینش حرف نمیزند، کمتر میگوید و شاید اصلا نمیشنود و در دنیایش که ما به عنوان والدینش نمیشناسیم، غرق است.
آن دوست نقل میکرد که برای یافتن راهحلی به سراغ مدیر مدرسهاش رفتم و با نخستین دیالوگها دریافتم این شرایط مبتلابه خیلی از جوانان ماست و شاید یکی از علتهایش نوع نگاه سیستم آموزشی ما به موضوع آموزش باشد. (هرچند عوامل متعددی در این موضوع نقش دارد)
آن دوست به نقل از مدیر مدرسه پسرش میگفت، نگاه سیستم آموزشی ما «درسمحور» از نوع کتاب است؛ یعنی کتابهای درسیات را خوب بخوان، تکالیفت را خوب انجام بده، نمره خوب بگیر، در این صورت پسر خوبی هستی! درحالی که نگاه صحیح و نوین به آموزش، بار آوردن انسانی خوب است؛ فردی که معتمد به نفس، شاد، دارای ابتکار عمل، با توانایی بیرون کشیدن گلیمش از حوض زندگی، دارای قدرت ارتباط با بیرون و شناخت واقعی محیط با تمام خوبی و بدیهایش و سرانجام قوی برای روبهرو شدن با چهره واقعی زندگی باشد. آن دوست نقل میکرد که مدیر با تاسف تصریح کرده که «درسخوانی» اولویت انسانسازی در نظام آموزشی کشور را گرفته و آنچنان است که اینچنین شده است. همه ما پدر و مادرهای امروزی شاید کم و بیش با این سوالات مواجه شده و در کوران مشکلات زندگی از کنارشان گذشته باشیم. حال آنکه نگاه کردن به فرزندمان به عنوان یک انسان بیگانه در بیرون، شاید خیلی از ما را نگران آیندهاش کند. پس بیایید کاری کنیم.
سید علی دوستی موسوی - روزنامه نگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: