پازل ناکامی‌های آل‌سعود رو به تکمیل است

ریاض در باتلاق کودک کشی

حکام وهابی آل‌سعود طی سال‌های اخیر با ناکامی‌ها و شکست‌های متعدد در عرصه سیاست خارجی مواجه شده‌ اند که این اتفاقات بشدت آنان را در موضع ضعف و انفعال قرار داده است.
کد خبر: ۹۸۷۹۹۱

شکست‌هایی چون، عدم موفقیت در کارشکنی مذاکرات هسته‌ای ایران و 5+1، شکست در رهبری ائتلاف ضد یمن، جنایت منا، یا عدم پیروزی در جریان سوریه و موارد متعدد دیگر باعث شده که وجهه حکام سعودی در اذهان عمومی عربستان و در انظار بین‌المللی به شدت خدشه‌دار شود.

دکتر جلیل رحیمی‌جهان‌آبادی، دبیر و مسئول کمیته بین‌الملل کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس با بیان این‌که هیات حاکمه عربستان بشدت با مشکلات داخلی و بین‌المللی مواجه است تاکید دارد که باید منتظر تغییرات اساسی در این کشور باشیم. وی در گفت‌وگو با جام سیاست در این زمینه به سوالاتمان پاسخ داده که می‌خوانید .

سال 2016 سال ناکامی عربستان در عرصه بین‌الملل بود. عملکرد حکام سعودی باعث این شکست‌ها بود یا شرایط محیط بین‌الملل این ناکامی‌ها را ناگزیر می‌کرد؟

عربستان سعودی در حال حاضر با دو مشکل اساسی مواجه است. مشکل اول این‌که هیات حاکمه جدیدی که روی کار آمدند تجربه، پختگی و اشراف در مسائل را مثل هیات حاکمه در زمان ملک عبدالله ندارند و مشکل دوم، نسل جدید جامعه عربستان است که آگاه بوده و با جامعه جهانی ارتباط داشته و با حقوق خود آشناست بنابر این نسل جدید،حاضر به پذیرش الگوهای سنتی حاکم بر جامعه عربستان که ظرف چند قرن به این شیوه اداره شده نیست و این طیف تنشی که بین سنت و مدرنیسم در اکثر کشورهای منطقه به وجود آمده را در عربستان و بخش‌های مختلف نشان می‌دهد. عربستان سعودی به طور مشخص دو ناکامی بزرگ در عرصه سیاست خارجی و عرصه اقتصادی را در منطقه داشته است. در عرصه سیاست خارجی عربستان در بحث یمن و سوریه نتوانست اهدافی که تبیین کرده بود تامین کند و نه‌ تنها دچار مشکل شد بلکه منافع خود را به خطر انداخت. بر این اساس عربستان خود را در کشور یمن و سوریه درگیر جنگی بی‌حاصل کرد و با دخالت در سوریه و حمایت از برخی از گروه‌های مخالف دولت بشار اسد به نتیجه دلخواه نرسید. در حوزه مسائل اقتصادی نیز عربستان یک جنگ تمام‌عیار نفتی را با ایران شروع و تلاش کرد با اضافه تولید به ایران به عنوان اصلی‌ترین رقیب در منطقه، آسیب وارد کند که در این زمینه هم نتوانست موفق عمل کند. از آنجایی که اقتصاد عربستان اقتصاد آسیب‌پذیری است و با کاهش درآمد مواجه است لذا این جنگ نفتی نتوانست ادامه پیدا کند و در نهایت دیپلماسی نفتی ایران پیروز شد و عربستان مجاب به محدودیت در تولید، کنترل قیمت و افزایش قیمت نفت شد. در کنار این مسائل، عربستان در مسائل داخلی جامعه خود نیز با تنش‌های رو به افزایش مواجه است که قادر به کنترل آن نیست. مهم‌ترین اشکالی که در جامعه عربستان دیده می‌شود چالش بین سنت و مدرنیسم است که روز به روز شدیدتر می‌شود و حاکمیت قادر نیست این تغییر و اصلاح فرهنگی را به خوبی در جامعه مدیریت کند. در عرصه حج نیز، حادثه منا درسال گذشته برای این کشور سال خوبی را رقم نزد و یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ها برای عربستان در رابطه با ایران به عنوان مهم‌ترین کشور مسلمان رقم خورد. بر این اساس ایران به عنوان یکی از فعال‌ترین کشورها، غایب بزرگ مناسک حج در عربستان بود که این اتفاق، آسیب بزرگی به اقتصاد سعودی‌ها وارد کرد. همه می‌دانیم که بخش قابل توجهی از درآمد سعودی‌ها از مراسم حج عمره و واجب به‌دست می‌آید و ایران یکی از اصلی‌ترین کشورهای اسلامی است که آمار بسیار بالایی از حجاج را دارد و هرساله در قالب کاروان‌های عمره یا تمتع در این مراسم مذهبی شرکت می‌کند، بنابراین فکر می‌کنم عربستان بعد از ملک‌عبدالله دوران خوبی را سپری نمی‌کند.

مقامات عربستانی با سیاست‌های جدید خود عملا شکافی بین ریاض و دیگر کشورها از جمله ایران، روسیه و سوریه و بخشی از حاکمیت عراق ایجاد کردند، آیا در آینده این شکاف ترمیم می‌شود یا وضعیت بدتر خواهد شد؟

عربستان با کشورهای روسیه و سوریه از قبل مشکل داشت و این چیز جدیدی نیست اما چالش جدیدی که عربستان نتوانست آن را مدیریت کند و برایش دردسرساز می‌شود، چالش بین نیروهای اسلامگرای اخوانی در منطقه و نیروهای لائیک و سلفی‌هاست. عربستان در زمان ملک عبدالله در خاورمیانه و شمال آفریقا مدیریت مشخصی داشت به نحوی که به بعضی نیروهای لائیک در مصر و شمال آفریقا و کشورهای عربی مانند سوریه و فلسطین و اردن و بخشی از نیروهای اخوانی نزدیک بود و به عبارتی، شکاف بین سلفی‌ها و اخوانی‌ها بر اساس این مدیریت زیاد نبود. اگر در آغاز تحولات سوریه دقت کنید ارتش آزاد، گروه‌های معارض دولت بشار اسد، نیروهای سلفی، اخوانی و نیروهای لائیک در یک جبهه بودند ولی به مرور عربستان به دلیل حمایت بیش از حد حاکمان جدید از گروه‌های سلفی در عراق، سوریه و شمال آفریقا مثل لیبی شکافی ایجاد کرد و بخشی از نیروهای لائیکی که در مصر و شمال آفریقا بودند یا نیروهای اخوانی، دیگر حاضر به همکاری با سیاست‌های عربستان نشدند. عربستان با قطر که دارای پایگاه لجستیک اخوانی‌ها در منطقه است و با ترکیه که به نوعی حامی اصلی اخوانی‌ها در منطقه بوده و پایگاه فکری و اقتصادی و امنیتی اخوان‌المسلمین در منطقه خاورمیانه محسوب می‌شود دچار چالش شده است.از طرف دیگر همه می‌دانند که داعش از نیروهای سلفی نزدیک به عربستان سعودی است و عربستان را در یک جنگ چندگانه گرفتار کرده است.

فکر می‌کنید تحولات منطقه در سال آینده، بدتر یا قابل ترمیم خواهد بود؟

فکر می‌کنم سال 2017 نسبت به سال 2016 طبیعتا باید آرام‌تر باشد،گرچه ما در مسائل سیاسی خیلی رفتارهای منطقی شاهد نیستیم ولی اگر روال منطقی طی شود باید سال 2017 را سال حل شدن مسائل سوریه ببینیم که به نوعی سالی آرام‌تر نسبت به سال 2016 را می‌توان پیش‌بینی کرد. مواضع روسیه و آمریکا، تا حدودی با توجه به انتخاب ترامپ در حال نزدیکی است. ولی وضعیت سوریه الان به گونه‌ای شده که دیگر هیچ کس نمی‌تواند این وضعیت را حمایت کند. بر این اساس اگر روند سوریه ادامه پیدا کند باید به سرانجامی برسد بنابر این درسال 2017 فکر می‌کنم در کل سال آرام‌تری را باید انتظار داشته باشیم، اگر مسائل بر روال منطقی پیش برود.

با شکست‌های منطقه‌ای که عربستان داشته است این کشور در عرصه بین‌الملل هم با شکست‌هایی از جمله تصویب قانون جاستا در کنگره آمریکا روبه‌رو شده، ‌این شکست‌های بین‌المللی و منطقه‌ای چه شرایطی را برای عربستان رقم می‌زند؟

در کل عربستان درک درستی از تحولات جهانی و منطقه‌ای در طیف جدید حاکمان خود نداشته و نمی‌تواند تحلیل درستی داشته باشد. عربستان در شرایط جهانی و منطقه‌ای آنچنان آسیبی به خود زده که بازسازی آن کار دشواری است، منتها عربستان متحد اقتصادی، امنیتی و سیاسی آمریکاست و به نوعی حضور آمریکا در خاورمیانه به عربستان سعودی وابسته است لذا فکر می‌کنم این روابط استراتژیک دوطرفه، خیلی دچار خدشه نخواهد شد مگر این‌که نظام سیاسی عربستان دچار تغییر شود که این امر خیلی دور از انتظار نیست، چون به نظرم نظام سیاسی عربستان متزلزل است و دوامی نخواهد داشت که بشود روی آن حساب باز کرد. اگر این نظام دچار تزلزل شود، قدر مسلم تحولات خیلی بزرگی ممکن است در منطقه و از جمله عربستان رخ دهد و در نتیجه آمریکا باید سیاست خود را با فضای جدید هماهنگ ومعین کند که با کدام طیف می‌خواهد همراه باشد. از آنجایی که قدرت‌گیری شاهزادگان سلفی و تندرو که به مراتب از نیروهای حاکم تندروتر هستند و در بدنه خانواده سعودی جایگاه و نفوذ ویژه‌ای دارند بیشتر است، ممکن است در تغییر و تحولات نظام سعودی قدرت بیشتری در این فضا کسب کنند، بنابراین باید دید چه اتفاقی رخ می‌دهد و آمریکا یا ایران در قبال این شرایط چه کاری باید انجام بدهند.

گفت و گو: فاطمه امیری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها