گفتم: احتمال نمیدهی که من معلمِ هنرمندی باشم؟ دستور داد مرا به اتاقی بردند که عدهای از هنرمندان نشسته بودند. گفتند: حرف حساب تو چیست؟
گفتم: من یک معلم هستم و میخواهم درس بدهم. از این لحظه تا دو ساعت میتوانم با حرفِ حق شما را چنان بخندانم که نتوانید لبهای خود را جمع کنید. ساعت گذاشتند و من برنامه بسیار شادی را اجرا کردم و بالاخره ورود من به تلویزیون مورد قبول آنان واقع شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم