تلویزیون تا حد زیادی سعی کرده باتوجه به بضاعت خود، به مناسبتهای تاریخ انقلاب اسلامی در قالب فیلم و سریالها و برنامههای مختلف ورود کند، اما این مهم به دلایل مختلف در سینما تقریبا مغفول مانده است. از جمله اینکه سینما دچار مدیریت چندگانه است و یک مدیریت واحد نمیتواند سینما را اداره کند. نه مدیریت دولتی میتواند بطور صددرصد سینما را اداره کند و نه بخش خصوصی توان این کار را دارد. در بخش خصوصی سینمای ما حاکمیت سرمایه، حرف اول را میزند و نه حاکمیت اعتقادات و روحیات انقلابی. در بخش دولتی هم نگاههای سلیقهای حاکمیت دارد و فقط هر از گاهی درخششی اتفاق میافتد، اما این جریان استمرار ندارد و همه چیز دستخوش سیاستگذاریهای مدیریت فرهنگی در ارشاد و بخشهای سینمایی میشود.
بخش خصوصی در فیلمها بیشتر دنبال تامین منافع اقتصادی و بازگشت سرمایه است تا تامین منافع فرهنگی و انقلاب اسلامی. همه اینها دست به دست هم میدهد و فضایی را میسازد که آن چهره واقعی بصیرت ملی و انقلابی و دینی در سینما نمود پیدا نمیکند. درچنین شرایطی متاسفانه سینما نمیتواند رسالت واقعی خودش را انجام دهد. البته در سینما جریانها و هنرمندانِ دغدغهمند و متعهد به انقلاب هم وجود دارد، اما توان، موقعیت و شرایط لازم را ندارد؛ چون سینما به هرحال یک هنر ـ صنعت است و هیچ هنرمندی نمیتواند فقط با هنر خودش کار را پیش ببرد و باید مورد حمایت قرار بگیرد.
یکی از راههای نجاتِ سینما، مردمی شدنِ آن است و حلقه مفقوده سینما، حضور مردم انقلابی و بابصیرت است. رویدادهایی مثل جشنواره مردمی فیلم عمار و امثال اینها، میتواند شکلدهنده آن حلقه مفقوده باشد و میتواند بتدریج فضایی را ایجاد کند که هنرمندان انقلاب بتوانند در عرصه سینما حضور داشته باشند و بتوانند با حمایت از همدیگر و با پشتوانه مردمی که انقلاب را پیروز و تا امروز آن را حفظ کردند، بینش انقلابی را در سینما جاری کنند و آن را توسعه دهند، البته به شرطی که مسیر اشتباه برخی بخشهای دولتی را تکرار نکنند و در دام سلیقههای مدیریتی، پیچیدگیهای بوروکراتیک و باندبازیها و جریانات نامناسب نیفتند.
حبیبالله بهمنی
نویسنده و کارگردان سینما
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم