این روزها تصور هزینههای درمانی بدون پوشش بیمهها، تصوری سخت و آزاردهنده است، آن هم در حالی که هزینههای درمانی با ورود فناوریهای جدید، روز به روز در حال گران تر شدن است.
در کشور توسعه یافتهای مثل آمریکا، هنوز بسیاری از مردم حتی به بیمههای پایه هم دسترسی ندارند و داشتن بیمه درمانی در این کشور، حتی به نوعی نشاندهنده وضعیت مالی مناسب و مرفه بودن طبقه اجتماعی فرد محسوب میشود.
براساس تحقیقی که انجام شده، برای همگانی شدن بیمههای درمانی در برخی کشورها، سالهای زیادی تلاش و زحمت شده است که دانستن آن میتواند ما را به داشتههایمان بیشتر آگاه کند.
براساس این تحقیق، در کشور اتریش 79 سال، در کشور بلژیک 118 سال، کشور آلمان 127 سال و در کشور مرفه لوکزامبورگ، 72 سال زمان برده تا بیمه پایه همگانی به سرانجام برسد.
در کشور ما این دستاورد با تلاشهای بیوقفه، بخصوص در 30 سال اخیر محقق شده است و البته نباید از شتاب این حرکت توسعهای در چند سال اخیر هم غافل شد. نظام بیمه درمان در بسیاری از کشورهای صنعتی، نظامی مبتنی بر هزینه و درآمد است و شاخصهای اقتصادی در ارائه خدمات درمانی به بیمه شده بسیار اثرگذار است. به همین دلیل در بسیاری از کشورهای توسعه یافته مثل کشورهای حوزه اسکاندیناوی، مالیات و حق بیمههای اجتماعی بسیار بالاست، ولی در عوض، بسیاری از خدمات درمانی از سوی دولت پوشش داده میشود؛ اما در نظام بیمهای کشور ما حق بیمهها و سرانه نظام سلامت پایین است و به همین دلیل، خیلی اوقات کفاف هزینههای سنگین درمان را نمیدهد.
ارتقای سواد سلامت باید در اولویت بیمهها باشد
بدون آگاهی از روشهای خودمراقبتی و بدون توجه جدی به مقوله آموزش برای پیشگیری از بیماریهای واگیر و غیرواگیر، هر طرح درمانی با شکست روبهرو خواهد شد، زیرا کارشناسان هم بر این باورند که چاه درمان انتها ندارد و هر چقدر هم در این حوزه هزینه کنید، باز هم کم است و هرگز چاه اعتبارات درمانی پر نخواهد شد.
به همین دلیل، ارتقای نظام بهداشت و پیشگیری و همچنین آگاهی بخشی به مردم درباره مسائل نظام سلامت باید در زمره اولویتهای جدی هر نظام سلامتی باشد که میخواهد توسعه یافته و کارآمد باقی بماند.
در این خصوص، بیمههای درمانی باید تلاش کنند ادبیات نظام سلامت را به عموم مردم توضیح بدهند و آنها را برای داشتن یک زندگی سالم و بدون درگیر شدن با بیماریهای مختلف یاری کنند.
ارتقای سطح آموزش، پیشگیری و خودمراقبتی برای بیمه شدگان باید به گونهای باشد که آگاهیهای عمومی مردم در حوزههای بهداشت و درمان ارتقا یابد. مسئولان سازمان بیمه سلامت هم پیشتر اعلام کرده بودند همه مردم جامعه از سلامت خود شناخت و اطلاعات کاملی ندارند، به همین دلیل باید شکافی را که میان ارائهکننده خدمت و گیرنده خدمت درمانی وجود دارد، با ارتقای دانش سلامت در جامعه کاهش دهیم.
با توجه به این که در سالهای آینده هم طرح تحول سلامت تدوام خواهد داشت، سازمانهای بیمه گر باید پا به پای سایر نهادهای فرهنگساز حرکت کنند و حتی آگاهیرسانی در حوزههای سلامت را بیشتر از گذشته در اولویت کاری خود قرار دهند تا فرآیند تحول در نظام سلامت، کاملتر از گذشته ادامه یابد.
سهم روستاییان و عشایر از بیمههای درمانی
درمان و هزینههای آن، شهری و روستایی نمیشناسد. البته بماند که در شهرها ـ بخصوص در شهرهای بزرگ ـ امکانات درمانی بیشتری وجود دارد، اما در شهرهای کوچک و بخصوص در روستاها و مناطق محروم، امکانات درمانی پاسخگوی همه نیازهای درمانی ساکنان این مناطق نیست. در این میان، نقطه امیدی که میتواند هزینههای درمان را برای ساکنان روستاها و عشایر کاهش دهد و آنها را در برابر هزینههای نظام سلامت حمایت کند، حضور گسترده بیمههای روستایی و عشایری است که میتواند روستاییان را به ماندن در روستاها ترغیب کند.
هم اکنون فرد روستایی برای دریافت دفترچه درمانی خود و سایر افراد تحت تکفل، مبلغی بابت حق بیمه نمیپردازد و تحت پوشش بیمه سلامت است، اما مساله اینجاست که این دفترچهها در مراکز درمانی شهری اعتبار چندانی ندارند و استفاده از آنها برای بیمه شدگان روستایی با دردسرهای متعددی همراه است.
البته در صورت بستری شدن روستاییان در بیمارستانهای دولتی، آنها فقط 3 درصد کل هزینههای درمان را میپردازند، اما در دیگر حوزههای درمانی، این دفترچه بیمه چندان پاسخگو نیست و به همین دلیل ضرورت دارد به منظور حمایت بیشتر از روستاییان و کمک به عمران و آبادی روستاها، بیمههای درمانی، حمایت بیشتری از روستاییان و عشایر به عمل آورند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم