این کشور قبل از جنگ جهانی دوم خود را آقای دنیا معرفی میکرد و قصد دارد دوباره به دوران اوج خود برسد. قدرت آمریکا در این مدت این فرصت را در اختیار انگلستان نگذاشت. از این رو انگلیس به دنبال این است که از فرصتهای به وجود آمده بهترین و بیشترین استفاده را ببرد و به دنبال بازار مصرفی و لوکس این کشورهاست.
خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا را هم میتوان در همین چارچوب تحلیل کرد. تحولاتی که در اروپا و اخیرا در آمریکا اتفاق افتاد باعث شد بازگشت به فرهنگ نژادپرستی و ملیگرایی در بین کشورهای غربی اوج بگیرد به طوریکه کاهش قدرت اقتصادی انگلیس در چند سال اخیر در مقایسه با کشورهای دیگر اروپا دلیلی شد برای اینکه انگلستان از جمع متحدان اروپایی خارج شود. مهاجرتهای پیدرپی پس از فروپاشی شوروی و انتقال از اروپای شرقی به کشورهای اروپای غربی ازجمله انگلستان به مذاق مردم این کشور خوش نیامد و از آنجایی که این کشورها جزو اتحادیه اروپا بودند و قوانینی مبنی بر پذیرش آنها داشتند چارهای جز قبول آنها نبود. گستردگی این مهاجرتها باعث شد نارضایتی از سوی ملیگرایان انگلیس بیشتر شود.
پیامد این خروج، ورود دوباره انگلستان به حوزه خلیج فارس است. انگلیس به دنبال راه چارهای بود تا تبعات سیاسی و اقتصادی ناشی از این خروج را جبران کند. البته نباید فراموش کرد که ورود ترامپ به عرصه سیاست و پیشنهاداتی که در ارتباط با کشورهای خاورمیانه و حوزه خلیج فارس داشت در تصمیم انگلستان در اینباره بیتاثیر نبود. ترامپ معتقد است که بخشی از هزینههای کشور آمریکا ناشی از ورود این کشور در منطقه خاورمیانه است و انگلستان برای ورود به این منطقه پاپیش گذاشت و این زمینه را برای انگلیس فراهم کرد تا دوباره به فکر قدرت گرفتن در منطقه و خلیجفارس بیفتد.
بنابراین اظهارات اخیر نخستوزیر انگلستان علیه ایران نشان میدهد که حتما باید لندن به این منطقه وارد شود، از اینرو فعالیتهای تجاری انگلیس در کشورهای عربی منطقه، اغلب در قالب دو شرکت بیپی (بریتیش پترولیوم) و شرکت صنایع دفاعی و هوایی؛ «بی آی. ای»، دنبال میشود. تصور من این است که اظهارات خانم ترزا می بیشتر یک ژست سیاسی برای کشورها بوده تا خودی نشان دهند. با این حال واقعیت این است که منطقه تغییرات زیادی را در طول این چند سال به خود دیده، اما انگلستان با آن آشنایی ندارد. شواهد نشان نمیدهد که این کشور بتواند در حوزه خلیج فارس نفوذی بیش از آنچه قبلا داشته به دست آورد به این دلیل که این منطقه هم برای آمریکا مهم است و از سوی دیگر کشور بزرگی مانند ایران هم زمینه را برای انگلستان فراهم نخواهد کرد و وی حتما شکست خواهد خورد.
با توجه به اینکه انگلستان آگاه است که کشورهای عربی از لحاظ اقتصادی و نظامی رو به تضعیف هستند به این فکر افتادند که شاید بتوانند منابع بیشتری از محل فروش سلاحهای نظامی به این کشورها کسب کند. صحبت مقامات انگلیسی و اقداماتی هم که در این زمینه انجام شده است این را تائید میکند. از سوی دیگر بحث اصلی اینجاست که درصد قابل توجهی از نفت جهان در این منطقه قرار دارد و پس از بینیازی آمریکا با وجود نفت شیل، دوباره انگلیسیها را به سمت خلیج فارس سوق داده است. اهمیت نفت برای آمریکا کمتر شده، اما اهمیت استراتژیک را کم نکرده و همچنان در این زمینه رقابت دارند. انگلستان قصد دارد با فروش سلاحهای نظامی رکود ایجاد شده کشور خود را پوشش دهد. همچنین تولید نفت در این منطقه بسیار ارزان و اقتصادی است و بیتاثیر در تصمیمات کشورهای غربی نیست.
غربیها قصد دارند با فروش سلاح، کشورهای قدرتمندی مانند ایران را بترسانند، اما در این بخش هم ناکام خواهند ماند و آنها از حضور قدرتمند ایران در منطقه باخبرند. سلاحهایی که آنها به کشورهای عربی میفروشند بر خلاف ادعاهای حقوق بشری آنهاست، اما منافع این کشور در گرو این تجارت است.
دکتر مرتضی افقه / اقتصاددان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم