در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در همین ارتباط نصرتالله تاجیک، سفیر اسبق ایران در اردن در گفتوگو با جام سیاست معتقد است عموما انگلیس در خاورمیانه نقش موذیانهای داشته و از طرف دیگر انگلیس دارای یکسری مشکلات داخلی و مخصوصا اقتصادی است. در صورتی که جریان خروجش از اتحادیه اروپا اجرایی شود مشکلات دیگری نیز خواهد داشت. لذا دنبال این است تا جایی که ممکن است از طریق فروش تسلیحات و تعاملات اقتصادی با اعراب حاشیه خلیج فارس یک کارت برنده در منطقه داشته باشد. مشروح گفتوگو با این صاحبنظر مسائل منطقه را بخوانید.
انگلیس مواضع و تحرکات تندی را علیه سیاستهای ایران در منطقه اتخاذ میکند. این در حالی است که خود انگلیس و متحدان عربش در حال حمایت از تروریستها هستند و با این حال ایران را متهم به حمایت از تروریست در منطقه میکنند. این نشاندهنده چیست و چه تضادی را در رفتار و عمل انگلیس نشان میدهد؟
در بحث انگلیس اگر بخواهیم به مدل رفتاری این کشور واقف شویم باید سیاست و اقدامات انگلیس را در مثلثی فرض کنیم که رئوس آن مثلث، سه نکته مهم و راهنما برای تنظیم سیاست خارجی ما نسبت به این کشور است. در راس بالا به دنبال منافع اقتصادی هستند و در راس دیگر دنبال بازیابی نقششان در دنیا و راس سوم کمهزینه کردن اقداماتشان است. یعنی هزینهای که بر مالیاتدهندگان انگلیس فراهم میکنند کمترین حالت باشد. هزینه اقداماتشان در دنیا و خاورمیانه را از جیب مردم منطقه بدهند. بنابراین اگر ما به این مثلث دقت کنیم بخوبی واقف میشویم که زیربنای کار انگلیسها و تمام تلاششان این است که دنبال فروش تسلیحات باشند.
در حال حاضر انگلیس دومین صادرکننده تسلیحات در جهان است و امسال 1/7 میلیارد دلار به عربستان تسلیحات فروخته است. تسلیحاتی که بیشترین سهم را در بههم ریختن اوضاع منطقه داشته و در یمن و سوریه مصرف شده است. انگلیس ظرف ده سال آینده قرار است 9/2 میلیارد دلار به سعودیها اسلحه بفروشد. با این وضعیت چندان نباید اظهارات نخستوزیر انگلیس در بحرین برای ما عجیب باشد، اگرچه سخنان وی چندان غیرحرفهای و ناپخته و در بهترین ارزیابی یکطرفه بود، اما انگلیس به دنبال فروش تسلیحات به آنهاست.
با این حال برخی معتقدند که فراتر از مسائل اقتصادی، لندن تلاش دارد جای پای خود را در منطقه محکمتر کند؟
عموما انگلیس در خاورمیانه یک نقش موذیانه داشته و ظرف چند سال اخیر توانسته با اقدامات بیسر و صدا بسیاری از کارهای اطلاعاتی و اقدامات عملیاتی را علیه کشورهای منطقه انجام بدهد. این مجموعه اوضاع انگلیس در جهان است و از طرف دیگر انگلیس دارای یکسری مشکلات داخلی و مخصوصا اقتصادی است. در صورتی که جریان خروجش از اتحادیه اروپا محقق شود یکسری مشکلات دیگر نیز خواهد داشت، لذا دنبال این است تا جایی که میشود از طریق فروش تسلیحات و تعاملات اقتصادی یک کارت برنده در منطقه داشته باشد که با آن کارت بتواند در غرب در مقابل اروپا و آمریکا بازی کند.
اشارهای داشتید به فروش اسلحه. انگلیس در بحث سرکوب انقلابهای عربی در منطقه از طریق فروش اسلحه چه نقشی داشت؟
بعد از جریان 2011 که به عنوان بهار عربی معروف شد انگلیس یک نقش پنهانی علاوه بر مواضع علنی و همکاری با غرب و آمریکا داشته است. البته در مجامع جهانی سعی میکرد بانی قطعنامه علیه سوریه شود و در رسانهها نیز موضعگیری میکردند تا به آمریکا و غرب کمک کنند، ولی بیشترین نقششان نقش پنهانی و اطلاعاتی بود. در جریان لیبی اولین گروهی که وارد مسائل کماندویی شد انگلیسیها بودند که در بههم زدن صحنه لیبی و آشوب در طرابلس نقش زیادی داشتند. لذا انگلیسیها بیشتر دنبال این بودند که از طریق عوامل و کارهای اطلاعاتی و امکاناتی که داشتند ایجاد آشوب و به هم زدن صحنه سیاسی و عملیاتی کشورهای منطقه را داشته باشند.
آمریکا از سال 2010 از خاورمیانه به سمت شرق گرایش پیدا کرد. برخی بر این عقیدهاند که انگلیس میخواهد جای خالی واشنگتن را در جهان اسلام پر کند. تحلیل شما از این بازگشت لندن به خاورمیانه چیست؟
این دو کشور قابل مقایسه نیستند. انگلیس دیگر نقش سنتیاش را ندارد و آمریکا، هم از نظر قدرت اقتصادی و هم از نظر قدرت عملیاتی، نظامی و امکاناتی که دارد تاثیرگذارتر است تا انگلیسیها. ولی انگلیسیها نقش پنهانی دارند. آمریکاییها در ایران یا در کشورهای دیگر عصبهای اطلاعاتیشان به هم خورده و آن نقش دلالمنشانهای که انگلیسیها دارند ـ به دلیل ارتباطشان با یکسری عوامل و افرادی که مرتبطین انگلیس هستند ـ را نتوانستند داشته باشند.
رفتار و گفتار انگلیس یکی نیست. نمونهاش انتقاد از مواضع حقوق بشری ایران است درحالیکه ریاض در یمن نسلکشی میکند. این ادعای حقوق بشری که انگلیس دارد چقدر در تضاد با رفتارهایی است که از آن کشور میبینیم؟
این بحث برخوردی است دوگانه از سوی غرب؛ نه مختص انگلیس است نه آمریکا. به هر صورت بسیاری از اتفاقاتی که در کشورهای جهان سوم میافتد اگر روند شفاف وبرخورد عادلانه وجود داشته باشد هیچ زمان نباید شاهد باشیم که خواست مردم یمن بحرین یا اردن نادیده گرفته شود، ولی در عوض خواست بخشی از مردم سوریه آنقدر پررنگ بشود که به صورت دخالت مسلحانه توزیع اسلحه بین مردم یا فراهم کردن لجستیک از طریق ترکیه و کمکهای مالی و خرید اسلحه از طریق عربستان و قطر برای افراد مسلح باشد. ما در حقیقت یک برخورد دوگانه داریم. این در مورد حقوق بشر هم صادق است. لذا موضوعی که به عقیده من بسیار مهم است، شرایط منطقهای و موقعیتی است که سوریه دارد یعنی اگر مسائلش به سر و سامانی برسد، ما باید یک مقداری کار سیاسیمان را همپای مسائل عملیاتیمان جلو ببریم.
یعنی ما دقیقا باید چه کاری انجام بدهیم؟
ما در حقیقت باید اقدامات عملی و سیاسیمان همپای هم باشد، چون هرکدام از اینها پشتیبان آن یکی است. اگر ما به دنبال قوی کردن یک بخش باشیم ممکن است سیاستهایمان چندان مطلوب واقع نشود. لذا ما در حال حاضر با این وضعیتی که در کشورهای منطقه ایجاد شده مخصوصا سوریه و حلب باید یک مقداری کارهای سیاسی مطالعاتیمان را قوی کنیم تا بتوانیم این برد سیاسی ـ نظامی را در حقیقت به منافع ملی تبدیل کنیم. یعنی بخش نخبگی و دانشگاهی را پشت تحولات میدانی و نظریهپردازی و ایجاد گفتوگو بین محافل دانشگاهی و... بیاوریم.
یعنی متناسب با اهداف چندگانه لندن در مداخلات منطقهای، تهران هم مواضع خود را در برابر انگلیس داشته باشد؟
انگلیس صرفا به دنبال دستیابی به منافع اقتصادی نیست، درست است که مهمترین هدف انگلیس منافع اقتصادی است و درصدد است تا در پرتو تحولات جهانی مشکلات اقتصادی داخلی و بهطورکلی اقتصاد انگلیس را بهبود بخشد، اما این نکته همه اهداف انگلیس نیست. چراکه خروج این کشور از اتحادیه اروپا الزاماتی را به وجود آورده است که بر مبنای آن، اقتصاد این کشور باید برای بقا، ثبات و ارتقای خود به سمت بازارهای جدید و جایگزین و پیمانهای دوجانبه پرمنفعت حرکت کند. در واقع، پول کشورهای عربی برای لندن وسوسهبرانگیز شده است. به همین جهت دولت بریتانیا آغازگر تلاشهایی برای شدت بخشیدن به نقش خود با هدف ایجاد فضا برای شرکت و نهادهای اقتصادی انگلیسی خواهد بود. پس میتوان گفت بریتانیا بعد از خروج از اتحادیه اروپا بهدنبال آن است که با هویتی مستقل با کشورهای عربی خلیجفارس ارتباط برقرار کند.
انگلیس اگر از اتحادیه اروپا خارج شود باید سیاست مستقلتری را در زمینه سیاسی و اقتصادی در پیش گرفته و درصدد باشد تا سطح روابط اقتصادیاش را با شرکای عرب خود و در واقع کشورهای حاشیه خلیجفارس بیش از پیش افزایش دهد. کشورهای عربی بازار خوبی برای فروش تسلیحات نظامی و کالاهای بریتانیا هستند؛ از اینرو انگلیس در موقعیت کنونی، باتوجه به اینکه منافع اقتصادی را در صدر اولویتهای سیاست خارجی خود قرار داده، برای بقا، ثبات و ارتقای خود باید به سمت بازارهای جدید و جایگزین و پیمانهای دوجانبه پرمنفعت حرکت کند و این رویکرد به دلایل و چرایی اقدامات انگلیس پاسخ مناسبی میدهد.
گفتوگو از: مریم شریفزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: