جسدی در شهر

با ناپدید شدن ثریا، ماموران تحقیقات برای یافتن او را آغاز کردند و متوجه شدند، دختر جوان آخرین بار با پسر مورد علاقه‌اش تماس گرفته است. با کشف این سرنخ، سجاد دستگیر شد و در بازجویی‌ها با اعتراف به قتل گفت: من و ثریا وقتی همراه خانواده‌هایمان به شمال سفر کرده بودیم، به‌طور اتفاقی با هم آشنا شدیم و قرار گذاشتیم ازدواج کنیم.
کد خبر: ۹۸۱۲۵۸

ارتباط ما در تهران هم ادامه داشت تا این‌که من تصمیم گرفتم به این رابطه پایان بدهم. ثریا را دوست داشتم اما او مرا خیلی بیشتر دوست داشت. وقتی خوب فکر کردم، دیدم زود است که در این سن کم به ازدواج فکر کنم و تصمیم گرفتم موضوع را با ثریا درمیان بگذارم. به همین دلیل، روز حادثه وقتی ثریا به خانه‌مان آمد، موضوع را با او مطرح کردم. ثریا وقتی فهمید قصد ندارم با او ازدواج کنم، اول گریه کرد و از من خواست، جدا نشویم. با هم درگیر شدیم و نمی‌دانم چطور شد که او را کشتم. بعد هم جنازه‌اش را در میان پتو پیچیدم و به خارج از خانه بردم و رها کردم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها