در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این کار، مثل شمردن سکههایی است که بچهها توی قلک میاندازند و هر روز حسابش را دارند، در حالی که بی صبرانه منتظرند تا قلکشان پر شود.میتوانیم یک ظرف، در گوشه آشپرخانهمان قرار دهیم و هر وقت خواستیم بطریای را که در پلاستیکی دارد، دور بیندازیم، اول درش را باز کنیم، آن را در ظرف جمعآوری درهای پلاستیکی و بطری را در کیسه زبالههای خشک بگذاریم.
از سرنوشت بطریهای بدون در خبر ندارم، اما میدانم عدهای از همین مردم معمولی شهر و محلهمان، این درهای پلاستیکی را تحویل میگیرند و آنها را به مراکز بازیافت شهرداری میفروشند و با این پول، برای معلولان نیازمند، ویلچیر میخرند. با کمک به جمعآوری و بازیافت مواد ساده و کوچکی مثل در پلاستیکی بطریها، هم به سلامت محیطزیست کمک میکنیم و هم به یک معلول، تا بتواند صاحب یک ویلچیر مناسب بشود و این، کار کوچکی نیست. فکرش را بکنید که بتوانیم، همین کار را با کاغذهای دور ریز انجام دهیم. کسانی باشند که این کاغذها را از ما، ادارهها و سازمانها و بانکها تحویل بگیرند و با بازیافت آنها، دوباره کاغذ، کارتن، مقوا و پاکت برای ریختن میوه و خریدهای دیگر، تولید کنند. فکرش را بکنید، همین کار را با سایر پلاستیکهای دور ریز بکنیم. این پلاستیکها جمع شوند و بعد از بازیافت به گلدان، توپ، سطل زباله و حتی وسایل بازی در پارکها تبدیل شوند؛ مثل تاب و سر سره ...
کافی است فکر بکنیم و برای عملی کردن ایده هایمان منتظر کسی نباشیم و خودمان اولین قدمها را برداریم.
آذر فخری
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: