در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سابقه داری؟
نه اولین بار است که دستگیر میشوم.
این همه کلید را از کجاآوردی؟
من نقاش ساختمان بودم. به خانههای خالی که میرفتم، بعضی صاحبخانهها کلید را به من میدادند و دیگر پس نمیگرفتند. وقتی به خودم آمدم دیدم عاشق کلید شدهام. حتی در خیابان که قدم میزدم زمین را میگشتم تا کلید پیدا کنم.
وضع مالیات بد بود؟
نه. درآمد خوبی داشتم.
پس چرا سرقت میکردی؟
گفتم که جنون کلید پیدا کردم. همین جنون باعث شد تصمیم به سرقت بگیرم.
چطور سرقت میکردی؟
در خیابانها پرسه میزدم و با دیدن ساختمانهایی که درشان باز بود، وارد میشدم و با کلیدهایم در خانههای خالی را امتحان میکردم. سه ماه پیش در خانهای باز شد. یک کیسه برنج و 250 هزار تومان سرقت کردم. کیسه برنج را به یک نیازمند دادم.
چطور دستگیر شدی؟
در جریان دومین سرقت وقتی از خانه خارج شدم، صاحبخانه سر رسید و من را دستگیر کرد و تحویل پلیس داد.
با خودرو به محلهای سرقت میرفتی؟
بله با پژو 405.
پشیمانی.
آبرویم پیش فامیل رفت. دیگر نمیتوانم در چشم همسر و فرزندانم نگاه کنم. من نیاز مالی نداشتم و عشق به کلید مرا به اینجا کشاند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: