در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«یتیمخانه ایران» علیرغم پوسته تاریخی یک فیلم سیاسی است که در بستر یک داستان تاریخی مربوط به 100 سال پیش میخواهد حرفی امروزی بزند. حرفی از جنس دغدغههای دو قرن گذشته مردم ایران که به واسطه موقعیت ژئوپولتیک کشورشان همواره در معرض طمع و هجوم بیگانه بودهاند.
آیا داستان فیلم واقعی است؟
برخلاف بسیاری از نقد و نظرها، نگارنده معتقد است واقعی بودن یا نبودن داستان فیلم چندان مهم نیست، زیرا آنچه که اینجا باید مهم باشد توجه به روح کلی اثر است. حتی اگر داستان یتیمخانه نعل به نعل با واقعیت مطابق نباشد باز هم داستان بیراه و جعلی نیست، زیرا استعمار بریتانیا در خاورمیانه عامل به وجود آمدن ماجراهای دهشتناک و تکاندهنده بسیاری در تاریخ این منطقه بوده است که بسیاری از آنها هیچ گاه در تاریخ نیامده است یا آنچنان که باید پرداخت نشده است و اتفاقا داستان فیلم طالبی از همین جنس است که فیلمساز بر سندیت آن تاکید دارد و به همین دلیل در سکانس ابتدایی و انتهایی از ساختاری مستند استفاده میکند که ای کاش به دلیل به هم خوردن یکدستی ساختاری فیلم این اتفاق نمیافتاد، اما هر چه هست این داستان مخاطب را وادار میکند نام محمدجواد بنکدار را در اینترنت جستوجو کند.
داستان فیلم درباره چیست؟
محمدجواد بنکدار پس از بازگشت از جنگل، وارث یتیمخانهای از پدر میشود و این در حالی است که در سالهای قحطی و وبا او برای تامین آذوقه بچههای یتیمخانه با مشکل روبهرو شده و هنگامی که مطلع میشود آذوقه توسط انگلیسیها و مزدورانشان دزدیده میشود با آنها مقابله میکند. یتیمخانه ایران داستان سرراستی دارد و اتفاقا برخلاف برخی نقدها قهرمان اصلی دارد، اما این قهرمان در مقاطع مختلف تغییر میکند. از حسام برادرزاده محمدجواد بنکدار که جانش را در راه رساندن دارو به بچههای یتیمخانه از دست میدهد تا میرزا کوچکخان که در بسیاری از لحظات نامش جاری است.
درباره فیلمنامه
یتیمخانه ایران در میان تمام آثار کارنامه ابوالقاسم طالبی علیرغم این که به لحاظ تولیدی پروژه بزرگی محسوب میشود، فیلمنامه درستی دارد که حفرههای کمی در آن وجود دارد و داستانش را بجز در قسمتهایی از یکسوم میانی روان وخوب تعریف میکند. یکی از ویژگیهای فیلمنامه کدگذاری و تاکید روی برخی از کاراکترهاست که تا پایان هم ادامه دارد. کاراکترهایی همچون عموی دکتر محمدجواد، تاجر یهودی و آمیزمحمود برادر سالار که متمایل به انگلیسیهاست و در روزنامهاش برای پنهان کردن کارهای آنها هر کاری انجام میدهد. از این شخصیتها به تناوب در داستان استفاده میشود. داستانهای فرعی یتیمخانه به حال خود رها نشدهاند و هدفگذاری همه آنها قصه مرکزی و خط اصلی است که اتفاقا ترکیب مناسبی ایجاد میکند و باعث میشود بعد از گذشت نیمی از فیلم بیننده با آنها همراه شود و به نوعی بتواند کنشهای آنها را پیشبینی کند و اگر در دیالوگها از گفتوگوهای شعاری و مستقیم کمتری استفاده میشد میتوانست بهتر باشد.
مهمترین ویژگی
یتیمخانه ایران یک ویژگی شاخص و با فاصله نسبت به دیگر عناصرش دارد. طراحی صحنه و اجرای بسیاری از سکانسها فوقالعاده است و به نظر میرسد زمان فراوانی برای طراحی آن صرف شده است. به غیر از لوکیشن درونشهر و شهرک سینمایی، تمام سکانسها حال و هوای مشترکی دارد و در این میان صحنههای عبور کاروان انگلیسیها از روستای بین راه و داستان داروها با فیلمبرداری فوقالعاده اصغر رفیعی جم ماندگار است. سکانسهای وبا و طاعون خصوصا در گورستان و بیمارستان به شکلی بیرحمانه تاثیرگذار است و گویی فیلمساز برای نشان دادن قصهاش تعارف را کنار گذاشته و از المانهایی استفاده کرده که کمتر به آن پرداخته میشود.
آهو خردمند...
یتیمخانه ایران بازیهای یکدست و کار شدهای دارد، از علیرام نورایی که به نظر مهمترین فیلم کارنامهاش خواهد بود تا فرخ نعمتی و استفاده هوشمندانه از بازیگرانی که انگلیسی زبان هستند و مجبور نیستند ادای آنجا را در بیاورند و همگی خوبند، اما بیشک آهو خردمند در نقش پیرزنی دلاور غافلگیری یتیمخانه ایران است که برخلاف کلیشه مادر مهربان و نگران در این سالها این بار یک لرد انگلیس را تهدید میکند که روزی جوانان این کشور سر همان مرز خفتت را خواهند گرفت!
جعفر دهقان با وجود صداگذاری مجدد روی بازیش، علی شادمان و بسیاری از بچههای کوچک یتیمخانه همگی نقش خود را فهمیدهاند و جالب اینجاست که با کمی سختگیری و دقت میتوان دریافت کمترین میزان سهلانگاری و بیتوجهی در بازی هنروران دیده میشود که برای پروژهای تاریخی با حجم زیادی از بازیگر و نابازیگر فرعی امتیاز محسوب میشود.
بهرنگ ملک محمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: