نگاهی به سریال «ماه‌وپلنگ»

محسن، ملکا کتایون و دیگران

ملودرام‌های تلویزیونی که طیف وسیعی از مخاطبان را به سمت خود می‌کشانند، عموما در ایده اولیه خود از یکسری فرمول‌های ثابت و همیشگی بهره می‌گیرند که یکی از مهم‌ترین آنها وقوع یک حادثه بزرگ و شوکه‌کننده در همان بدو امر است؛ اتفاقی که شاخک‌های مخاطب را تیز کرده و او را به تماشای ادامه داستان ترغیب می‌کند.
کد خبر: ۹۷۶۳۲۱

مجموعه تلویزیونی «ماه و پلنگ» به کارگردانی احمد امینی که این روزها در حال پخش از شبکه سه سیماست، تازه‌ترین نمونه در این رابطه است که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

پرده اول: داستان حاج صنعان

سعید مطلبی که فیلمنامه این سریال را نوشته، داستان خود را به دو پاره تقسیم کرده و هر یک را در 15 قسمت روایت کرده است. در قصه نخست با مردی میانسال به نام صنعان همراه می‌شویم که زندگی آرامی با همسر و پسر کوچکش (سهیل) دارد، اما خیلی زود این آرامش با توفانی بزرگ از جا کنده می‌شود. در قسمت نخست با سهیل و دغدغه‌هایش آشنا می‌شویم که برای ادامه زندگی قصد سفری غیرقانونی از ایران را دارد. سپردن اتومبیل به او که گواهینامه هم ندارد، حادثه محرکی است که در ادامه به یک نقطه عطف قابل قبول (تصادف با آرش در شب عروسی و مرگ او) ختم می‌شود. مطلبی پیش از حرکت سهیل به سمت گلفروشی کدهای واضح و آشکاری را به مخاطب در رابطه با حادثه‌ای قریب‌الوقوع داده و از میزان تکان‌دهندگی صحنه تصادف کاسته است. در ادامه تعلیق حاکم بر داستان تا حدود زیادی حفظ شده و با سفر سهیل همراه با دوستش به سمت مرز ترکیه به اوج می‌رسد. بازگشت او به تهران مصادف است با به گردن گرفتن تصادف منجر به قتل توسط حاج صنعان که گره دراماتیک خوبی به وجود می‌آورد. از اینجا به بعد احساس گناه به تم اصلی کار تبدیل شده و صنعان را به وادی غریبی می‌کشاند که 60 سال زندگی سالمش را به چالش فرامی‌خواند. بخشش خانواده آرش و گذشتن از خون او پس از تسلیم سهیل، دیگر نقطه عطف داستان نخست است.

شخصیت‌هایی قابل حدس از جنس ملودرام

چند سال پیش سعید مطلبی فیلمنامه سریال ستایش را نوشت که با اقبال عمومی هم مواجه شد، چراکه در خلق قهرمان و ضدقهرمان‌های آن از تمامی کلیشه‌های امتحان پس داده پیشین استفاده شده بود. حال پس از چند سال مطلبی دوباره به همان روش روی آورده و آن را در پرداخت شخصیت‌های خود اعمال کرده است. حاج صنعان نمونه کلاسیک و آشنایی از مردان ثروتمند سنتی جامعه است که در یک بزنگاه بزرگ ایمانش به چالش کشیده شده و مورد آزمایش قرار می‌گیرد. سیر حوادث پیرامون او به گونه‌ای است که مخاطب با وی همذات‌پنداری کرده و همراهش می‌شود. در طرف دیگر با سهیل روبه‌رو هستیم که باتوجه به سن و سالش خامی‌های بسیار داشته و در یک حادثه شوکه‌کننده به درک تازه‌ای از زندگی می‌رسد.
در کنار این دو، چند شخصیت مکمل نیز حضور دارند که برخی از آنها همچون: کتایون، ملکا و محسن در پاره دوم کار نقش پررنگ‌تری در پیشبرد داستان به عهده می‌گیرند. محسن و ملکا به عنوان وکلای پرونده تصادف منجر به قتل آرش به مرور وارد قصه شده و تقابلی را رقم می‌زنند که به شکلی قابل پیش‌بینی در نهایت به ازدواج ختم می‌شود! کتایون بدون شک یکی از شخصیت‌های جذاب و کار شده ماه و پلنگ است که لایه‌های بیشتری نسبت به بقیه داشته و می‌تواند برگ برنده امینی و مطلبی در بخش دوم کار باشد.

پرده دوم: قصه محسن و ملکا

مطلبی در این بخش سراغ محسن و ملکایی رفته که در بخش نخست با همه تضادها و اختلاف‌نظرهایشان زیر یک سقف رفته و پنج سالی از زندگی مشترکشان می‌گذرد. به موازات آن شاهد ورود کتایون از خارج کشور به ایران پس از پنج سال هستیم که بتازگی پدرش را از دست داده و باید فکری به حال کارخانه پدر کند. مطلبی برای آن که مخاطبان خود را از دست ندهد، قصه دوم را از اوج آغاز کرده و نشان می‌دهد که با وجود آرامش ظاهری آن در لایه‌های زیرینش کوهی از آتشفشان قرار دارد. برای مثال می‌توان به بدهی یکصد میلیون تومانی محسن به یک رباخوار اشاره کرد که ریشه‌های آن را باید در پیشنهاد رشوه محسن از طرف حاج صنعان به دوستان آرش برای سکوت در برابر حق جست‌وجو کرد. برخورد تصادفی کتایون در قبرستان با دوست آرش که معتاد شده و وضعیت نابهنجاری پیدا کرده، حادثه محرک خوبی برای این بخش است که کتایون را بار دیگر در برابر دوست قدیمی‌اش (ملکا) و محسن قرار داده و زخمی کهنه را دوباره باز می‌کند.

محمد جلیلوند

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها