عملکرد مربیانی که دوام آوردهاند با مربیانی که کنار رفتند مشخص است، اما شرایط ورود و خروج مربیان بسکتبال ایران از چند جنبه باید بررسی شود.
نخست ماهیت عینی کار است که میزان عضویت بازیکنان در تیمها کم شده است و مسابقههای قهرمانی کشور کم فروغ شده یا اصلا دیده نمیشود. فعالیتهای سالانه بسکتبال ارتباط معناداری با عملکرد مربیان دارد و وقتی فعالیتها فقط در بازیهای لیگ با مربیان معدود و سپس اردوهای تیم ملی خلاصه میشود، عرصه برای فعالیت مربیان تنگ میشود. تنگناهای مالی از دیگر جنبههایی است که سبب میشود مربیان در فعالیتهای سالانه مشارکت نداشته باشند و بعد از چند دوره غیبت، فراموش شوند.
جنبه دیگر نفوذ پول در لیگهاست که مهمترین بخش آن در لیگ برتر توزیع میشود. صاحبان سرمایه میکوشند مربیانی که اعتبار کسب کردهاند و نفوذ شایانی در باشگاهها و رسانهها دارند، جذب کنند. در چرخه معیوب بسکتبال ایران تائید یک فرد توسط ریاست، اهمیت فوقالعادهای دارد و گاهی باشگاه با سرمایهگذاری میلیاردی، منتظر چراغ سبز یک نفر میماند که تصمیماتش مبنای فردی و سلیقهای دارد.
شرایط مالی بسیاری از تیمها نامطمئن و متزلزل است و مربیانی که بدون ابزار لازم در راس چنین تیمهایی قرار میگیرند به همان نسبت شرایط متزلزلی دارند. برای یکعده مربیان که در چرخه تیمداری قرار دارند، این ابزار فراهم است، زیرا مشارکت آنها با بازیکنان طی چند فصل به وجود میآید، ولی مشارکت همیشه به معنای اعتقاد راسخ به کار یک مربی نیست، بلکه جنبه نفوذ پول و بقا در چرخه فعالیت تیمها، پررنگتر است. معمولا مدیران کم حوصله اجازه نمیدهند مربیان جوان در پروسهای چند ساله همراه با تیمهایشان رشد کنند و به دنبال محصول زودبازده هستند که در بازار خرید برای آنها فراهم است. مدیران و صاحبان سرمایه از روی عادت، توصیه یا به دلیل اعتماد و توقعی که هواداران از آنها دارند، با مربیانی که سالها فعالیت دارند، راحتترند و ادامه این روند، کار مربیانی را که تازه وارد مربیگری بسکتبال میشوند سختتر کرده است و آنها مانند افرادی و خانی یا مربیان جوان دیگر قربانیان نداری و نداشتههای این سالهای بسکتبال میشوند.
محمد رضاپور
ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم