شعار انقلاب، عمود خیمه انقلاب است که نباید بر زمین بیفتد. استحاله انقلابها و جریانها چیزی جز این معنا نیست. همینکه جریانی دست از شعارهای اصلی خود بکشد یعنی با پدیده استحاله مواجه شده و انقلاب موجود چیزی است بجز آنچه در ابتدا رخداده است و از جان و مال و آرامش طرفداران آن انقلاب برای آن هزینه شده است.
پدیده نفوذ هم که اخیراً مطرحشده است را شاید باید با همین دید نگاه کرد. منظور از نفوذ تنها یک اتفاق هالیوودی نیست! فردی با زحمات زیاد خود را وارد کشور کند، با برنامه قبلی و کمک سرویسهای جاسوسی به منصبی برسد و بعد در آن منصب دست به خرابکاری بزند و زمانی هم که تاریخمصرف او تمام شد با قرص سیانور دست به خودکشی بزند! منظور از نفوذ در ردههای اجرایی کشور این است که افرادی سرکار بیایند که آرمانها و شعارهای اصلی و اولیه انقلاب را دیگر اصلی ندانند. همینکه یک مسئول در جمهوری اسلامی، اولویت اول را به چشم اولویت دومی نگاه کند پدیده نفوذ اتفاق افتاده و انقلاب به سمت استحاله شدن حرکت خواهد کرد.
اگر این موضوع نیز اخیراً زیاد به چشم میخورد شاید نسبتی با درس خواندن مسئولان فعلی کشور در کشورهای غربی داشته باشد. وقتی افراد در مرکز تمدنهای مادی چند سالی را زندگی کنند، آن هم زندگیای با احساس حقارت نسبت به تمدن غرب، مگر میتوانند به ساختن کشوری مانند محل تحصیل خود نیندیشند؟! حالا هر چه بخواهید فریاد بزنید که توسعه جوامع باید همراه با عدالت باشد، اینکه عدهای زیر چرخهای توسعه کشور نابود شوند اتفاق انسانی نیست. اصلاً ادبیات پیشرفت را در مقابل ادبیات توسعه مطرح کنیم، گوشها و چشمها پرشده است از مظاهر تمدن مادی.
قطعاً یکی از آرمانهای انقلاب اسلامی «عدالت» و «رسیدگی به مستضعفان» بوده است. قرار بود مستضعفان در این جامعه ولینعمتان ما باشند. در پیگیری این آرمان، بیشتر جوانهای مومن انقلابی تلاش کردهاند و اکثر مسئولان حتی آنهایی که در دورهای شعار عدالت میدادند، وقتی پشت میز مینشینند دیگر دغدغههاشان کمرنگ میشود.
با ورود به فصل سرما و آمدن موج سرمای استخوان سوز به ایران، چندی است جریان دانشجویی در فکر کارتن خوابها و افراد بیسرپرست فرورفته است. بعد از اینکه چند شبی بسیج دانشجویی به محلههای مختلف شهر تهران سرک کشید و شب را نزد ایشان به صبح رساند چند نکته عمده را مشاهده کرد:
1- کارتن خوابها هم انسان هستند! (بر خلاف نگاهی که آنها را از جامعه انسانی خارج میدانند و تنها دغدغهشان این است که حضور کارتن خوابها، سیمای شهر را خراب میکند.)
2- عمده این افراد در اثر اتفاقی ناگهانی دچار یاس از زندگی شده و تنها راه بیخیالی را در مصرف موادمخدر میدیدند! یعنی این آقایی که امروز کارتن خوابی میکند، دیروز طلافروشی داشته یا کفاشی بزرگی زیردستش بوده و...
3- عمدتاً خانواده بعد از اینکه متوجه شدهاند فرزند یا همسرشان معتاد شده است او را از خانه طرد کردند و این مرحله آغاز زندگی عاریهای ایشان بوده است. اینجاست که از خودمان باید بپرسیم پس نقش خانواده چیست؟
4- چیزی به اسم مواد مخدر براحتی در سطح شهر موجود است! راحتتر از آنکه فکر کنید! و تقریبا هیچ مقابله جدیای با آن صورت نمیگیرد.
5- عدهای با این افراد بدرفتاری میکنند! اینکه زدن چه دردی از او و جامعه را برطرف خواهد کرد متوجه نشدیم!
6- رفتن به کمپ برای ترک اعتیاد مفید نیست! چراکه یا اینقدر در آنجا با آنها بدرفتاری میشود که فراری میشود، یا مواردی بود که ترک کردهاند اما چون بعد از ترک خانواده یا انگیزهای برای ادامه وجود نداشته است مجدداً به مصرف مواد مخدر دست زدند. یعنی حل این مشکل، راه حلی کاملتر نیاز دارد.
موارد بالا گزارشی مختصر از رصد چندروزه پدیده کارتن خوابی بود. نکته پایانی و جمعبندی بحث آنکه اگر عدالت و توجه به مستضعفان جزئی از گفتمان انقلاب اسلامی است پس ای همه نهادهای مربوطه! به پدیده کارتنخوابی رسیدگی کنید، نه با این نگاه که سامان دهیم یا امنیت جامعه را تأمین کنیم! با این نگاه که اگر شاهد این موضوع هستیم یعنی نهادهای انقلابی و قوانین ما با آرمانهای انقلاب خوب منطبق نبوده که خروجی کارتن خوابی را داده است. حل موضوع کارتن خوابی در جایی قبل از ایجاد این پدیده است.
محمدعزیز صانعی/ مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع)
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم