در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
استارتآپ به کسب و کاری نوپا گفته میشود که راهحلی نوین برای یک مساله ارائه میکند؛ درحالی که تضمینی برای موفقیت کمپانی از طریق راهحل ارائه شده وجود ندارد. شتابدهنده نیز یک ساختار منسجم و مشخص برای حمایت و توسعه کارآفرینی نوآورانه و دانشبنیان است که به بالا بردن کیفیت محصولات و خدمات و ثبات مالی کسب و کار نوپا کمک میکند، اما آیا ورود به چرخه شتابدهندهها برای ادامه حیات تمام استارتآپها یک حکم الزامآور تلقی میشود؟ آیا اساسا هر استارتآپی باید از جاده شتابدهندهها عازم مقصدش شود یا حق انتخابهای دیگری هم دارد؟ در گزارش پیشرو قصد داریم به این پرسشها پاسخ دهیم.
سپهر سپهوندی که مدیرعامل استارتآپ «وینوین» است و با همراهی گروهش، برنامهای در حوزه پرداخت الکترونیک تولید کرده، وجود شتابدهندهها را در کل برای اکوسیستم استارتآپی مفید و لازم قلمداد میکند، اما رفتن یا نرفتن یک استارتآپ به درون شتابدهنده را به شرایط آن استارتآپ و نوع کسب و کارش وابسته میداند.
او میافزاید: «استارتآپ باید ببیند شتابدهنده چه امتیازهایی به او میدهد و در مقابل، چه چیزهایی میخواهد؟ عموما شتابدهندهها فضای کار، مربی، دسترسی به تجهیزات محدود، وصل شدن به شبکههای استارتآپی و پول محدودی را در اختیار استارتآپها میگذارد. تیم باید ببیند اصلا به چنین امکاناتی نیاز دارد یا نه! اگر به پول اولیه و فضای فیزیکی نیاز ندارد طبیعتا نباید به شتابدهنده وصل شود.»
سپهوندی ادامه میدهد: «در گام بعدی استارتآپ باید سرمایهگذار پیدا کند. شتابدهندهها، پل خوبی میان استارتآپها و سرمایهگذاران شدهاند و این بزرگترین مزیت برای استارتآپهاست. بیشتر کسانی که وارد شتابدهندهها میشوند، محصول آماده یا نیمهآمادهای دارند که در مدت کوتاه چندماهه میخواهند به سرمایهگذارها وصل شوند.»
او بر این باور است تمام استارتآپها در مرحله آغاز به کار به سرمایهگذاری کلان نیاز ندارند و لذا این گروهها باید ارزیابی کنند در چه مقطعی میخواهند وارد شتابدهندهها شوند. بهطور مثال استارتآپهای موفقی نظیر «اسنپ» یا «زود فود» وارد شتابدهندهها نشدند و بعدا فقط به سرمایهگذار متصل شدند.
به گفته مدیرعامل وینوین، استارتآپها هرقدر زودتر به شتابدهندهها وصل شوند، باید سهم بیشتری را واگذار کنند و در این صورت قدرت چانهزنی کمتری هم خواهند داشت.
کپیبرداری
سپهوندی در ادامه به کپیبرداری خدمات قابل ارائه در شتابدهندهها اشاره کرده و میگوید: «نوع انعقاد قرارداد با استارتآپها و وجوه معین قابل پرداخت به آنها، نشاندهنده کپیبرداری شتابدهندهها از روی دست یکدیگر است؛ خطرپذیری روی ایدههای پرهزینه را کمتر در آنها میبینیم. مثل این میماند که تمام ایدهها با یک معیار سنجیده میشوند، صرفنظر از اینکه نیازهای آنها با یکدیگر متفاوت است.»
او اضافه میکند: «در حال حاضر نزدیک به 12 شتابدهنده در ایران فعالیت میکند که اکثرشان از ایدههای کسب و کاری مبتنی بر فضای آنلاین استقبال میکنند؛ ایدههایی که تجهیزات و هزینه کمتری میخواهند. از آن طرف، کمتر میبینیم گجتهای مختلف، فناوریهای پوشیدنی و قطعههای فناوریمحور صنعتی به شتابدهندهها راه پیدا کنند.»
مدیرعامل وینوین در ادامه با اشاره به سرمایهگذاریهای کلانی که دیگر کشورها روی ایدهها انجام میدهند، میگوید: «در کشورهای پیشرو نظیر چین و هندوستان، کمتر از یکی دو میلیون دلار و در ایالات متحده آمریکا زیر پنج میلیون دلار روی یک ایده سرمایهگذاری نمیشود. درحالی که این معیارها در ایران خیلی کوچک است و قابل مقایسه نیست.»
او معتقد است استارتآپها باید با نگاهی بینالمللی و جهانیتر ایدهپردازی کنند، اما دیدگاهها در حال حاضر بشدت داخلی است.
حباب شتابدهنده
مصطفی نقیپورفر، مدیر ارشد مرکز نوآوری و فناوری فناپ در پاسخ به اینکه آیا همه استارتآپها باید به شتابدهندهها متصل شوند، میگوید: «شتابدهندهها به تسریع روند موفقیت استارتآپها کمک میکنند، اما اصراری نیست که هر استارتآپی وارد چنین فضایی شود. استارتآپی باید وارد همکاری با شتابدهنده شود که برایش مزیت داشته باشد.»
او با بیان اینکه خدمات قابل ارائه از جانب شتابدهنده روی موفقیت یا شکست استارتآپ نقش دارد، میافزاید: «شتابدهندهای که در حوزه بیگدیتا فعالیت میکند، نمیتواند خدمات خوبی در زمینه فینتک ارائه دهد، بنابراین استارتآپ باید مزیت نسبی شتابدهنده را درک کند.»
نقیپورفر معتقد است اغلب استارتآپها با توجه به میانگین سنی جوانی که دارند و نخستین تجربهشان، برای افزایش ضریب موفقیت خود احتیاج دارند که با یک شتابدهنده همکاری کنند، چراکه نه فضای کسب و کار را بدرستی میشناسند و نه حتی چندان با اصول کار استارتآپ آشنا هستند؛ بنابراین در کار گروهی و نحوه ورود به بازار به کمک نیاز دارند.
او در پاسخ به اینکه شتابدهندهها در ایران تا چه اندازه منطبق با استانداردهای جهانی فعالیت میکنند، میگوید: «انطباق با استانداردهای دنیا یک نکته است و بومیسازی آن نکته دیگری. شتابدهندهها باید ساختار جهانی را برای فرهنگ ایرانی بومیسازی کنند. بر فرض شتابدهنده در آمریکا یک رفتاری دارد و در اروپا مطابق قوانین اتحادیه، مجموعه رفتارهای دیگری دارد. ما نیز باید قوانین شتابدهندهها را در ایران بازنویسی کنیم.»
مدیر ارشد مرکز نوآوری و فناوری فناپ در ادامه این طور عنوان میکند: «به استارتآپهای موفقی که در حوزههای نانو و دارو فعالیت میکنند کمتر توجه میشود، اما در عوض بیشتر نگاهها به سمت ایدههای حوزه تجارت الکترونیکی است؛ زیرا دولت بهای بیشتری برای این ایدهها قائل است، بنابراین ناخودآگاه فضای استارتآپی نیز به این سمت میرود.»
او با اشاره به اینکه در یک مقطع زمانی همه در حرکتی کشوری، شروع به تاسیس پارکهای علم و فناوری و مراکز رشد در ایران کردند، تکرار این پدیده را برای شتابدهندهها نیز متصور شده و میگوید: «این تصور ایجاد شده که شتابدهندهها، مجموعههایی بسیار سودده هستند، درحالی که این باور موجب گمراهی آنها شده و در آینده نزدیک شاهد ترکیدن این حباب خواهیم بود. سرمایهگذاران به امید سوددهی، شتابدهنده ایجاد میکنند، درحالیکه ضریب موفقیت استارتآپها در بهترین شرایط اقتصادی کمتر از 10 درصد است.»
نقیپورفر با تاکید بر اینکه در این اکوسیستم اقتصادی، هیچ چیز جدا از دیگری نیست، میافزاید: «وقتی فضای کسب و کار باز نداریم و بازار دولتی است، نمیتوانیم استارتآپ زیادی خلق کنیم؛ بنابراین در چنین شرایطی این همه شتابدهنده میخواهیم چه کار؟»
او تاکید میکند در یک سیستم اقتصادی هم باید شرکتهای بزرگ و متوسط تجاری را داشته باشیم و هم از سوی دیگر، شرکتهای خطرپذیر (VC) استارتآپها و شتابدهندهها؛ توسعه شتابدهندهها، بدون اعتنا به دیگر حلقههای این اکوسیستم مثل ایستادن در بیابان است. چنانچه شرکتهای بزرگ به وجود نیایند و از طرف دیگر بیتوجهی و وضع قوانین سختگیرانه و ندادن مشوقهای لازم ادامه داشته باشد، استارتآپها موفق نخواهند شد.
اتصال به زنجیره ارزش
پویا پیرحسینلو، مدیرعامل شرکت ابرآروان چند سال پیش با همراهی تیمی چهار نفره، فکر ایجاد یک CDN یا شبکه توزیع محتوا به ذهنشان خطور کرد و امروز، آن ایده اولیه به ثبت شرکتی انجامیده که پروژههای نسبتا بزرگی را به مرحله اجرا درمیآورد. او معتقد است پیوستن استارتآپها به شتابدهندهها، فرآیند تجربه شدهای در دنیاست که بسیار هم موفق بوده؛ بنابراین زیر سوال بردن آن کار دشواری است، اما میتوان سر موارد خاص در این خصوص صحبت کرد.
پیرحسینلو میگوید: باید منتظر اتفاقهای خوبی در آینده بود، همانطور که خروجی استارتآپها موید این نکته است، اما باید دید استارتآپها در ایران تا چه اندازه خودشان را با فرهنگ شتابدهندهها تطبیق میدهند.
او با انتقاد از عملکرد برخی شتابدهندهها میگوید: «گاهی میشنویم برخی شتابدهندهها شرایط کاری سختی ایجاد و درصد سهام ناعادلانهای طلب میکنند؛ اتفاقی که به شوخی به نام «بردهداری مدرن» از آن یاد میشود، اما در شرایطی که انصاف رعایت شود، میتوان همکاری استارتآپ و شتابدهنده را پدیدهای مثبت ارزیابی کرد.»
مدیرعامل ابرآروان، صرفنظر از امکانات پایهای نظیر فضای فیزیکی، مربی و وجه نقدی که شتابدهنده در اختیار استارتآپ میگذارد، عامل مهمتر و انگیزهبخشتر را اتصال خود شتابدهنده به چرخه زنجیره ارزش دانسته و میگوید: «برای شرکتهای کوچک خیلی مهم است که بدانند با اتصال به یک شتابدهنده، وارد چه زنجیرهای از شرکتها میشوند.»
فاطمه عبدالعلی پور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: