یادگار مشترک جدایی

متاسفانه حالا که آمار طلاق تند و تند دارد بالا و بالاتر می رود، یکی از مسائل مهمی که بسیاری از زن و شوهرها پس از طلاق با آن روبه رو می شوند، مساله حضانت کودک است.
کد خبر: ۹۷۳۴۹

هر یک از طرفین می خواهند این یادگار مشترک زندگی شکست خورده را پیش خود نگه دارند تا شاید با مهر و علاقه این کودک بتوانند دردها و رنجهای جدایی را زودتر فراموش کنند.
برای خیلی از آنها جدایی همزمان از همسر و فرزند دردناک ترین خاطره زندگی است که هرگز نمی توانند با آن کنار بیایند و برای همین تلاش می کنند پس از جدایی از همسر از جدایی از فرزند جلوگیری کنند و حضانت او را به عهده گیرند.
با توجه به اهمیت موضوع ، صفحه وکیل این شماره را به بحث حضانت اختصاص داده ایم.
حضانت یعنی نگاهداری و مراقبت جسمی ، روحی ، مادی و معنوی اطفال و تعلیم و تربیت آنها که به موجب ماده 1168قانون مدنی ایران هم حق و هم تکلیف والدین است.
یعنی این که والدین حق دارند، حضانت و سرپرستی کودک خود را به عهده گیرند و قانون جز در موارد استثنایی نمی تواند آنها را از این حق محروم کند و از سوی دیگر آنها مکلف هستند تا زمانی که زنده هستند و توانایی دارند، نگهداری و تربیت فرزند خویش را به عهده گیرند.
درحضانت آنچه از همه مهمتر است ، مصلحت کودک است و به این ترتیب قانون ابتدا مصالح او را در نظر می گیرد و سپس حق پدر و مادر برای نگهداری کودکشان را.
در این صورت ، حتی اگر مصلحت طفل ایجاب کند که پیش هیچکدام از پدر و مادرش نباشد، دادگاه رای می دهد که کودک به شخص ثالثی سپرده شود.

حضانت با چه کسی؛
اگر چه قانون مدنی مصوب 1314ماده 1169بیان می کرد حضانت فرزند پسر تا 2سالگی و دختر تا 7سالگی به مادر سپرده شده و پس از انقضای این مدت حضانت با پدر است؛ اما با اصلاحیه مصوب سال 82که به تصویب مجمع تشخیص مصلحت رسید، برای حضانت و نگهداری طفل که پدر و مادر او از یکدیگر جدا شده اند، مادر تا 7سالگی (پسر یا دختر فرقی ندارد) اولویت دارد و پس از آن با پدر است البته این تبصره هم به اصلاحیه اضافه شده است که پس از 7سالگی هم در صورتی که میان پدر و مادر درباره حضانت اختلاف باشد، حضانت طفل با رعایت مصلحت کودک و به تشخیص دادگاه است.

مسافرت تا اطلاع ثانوی با اطلاع پدر است
طلاق ، تنها رابطه زن و شوهری را از میان می برد؛ اما رابطه پدر و فرزندی یا مادر و فرزندی را از بین نمی برد. این ارتباطی است دایمی و ابدی و بنابراین هیچ کس نمی تواند مادر یا پدر را از ملاقات با فرزندش منع کند.
به این جهت است که طبق قانون نمی توان بدون اجازه طرف مقابل ، فرزند را از کشور خارج کرد و حتی از شهری به شهر دیگر برد، مگر این که مصلحت طفل ایجاب کند و دادگاه اجازه بدهد. البته برای سفرهای زیارتی ، هر چند پدر ناراضی باشد، دادگاه اجازه خواهد داد.
طبق قانون ، محل نگهداری طفل آخرین محل اقامت طفل پیش از طلاق است.طبق تبصره 1ماده قانون 14حمایت خانواده 1353، «پدر یا مادر یا کسانی که حضانت طفل به آنها واگذار شده ، نمی توانند طفل را به شهرستانی غیر از محل اقامت مقرر بین طرفین یا غیر از محل اقامت قبل از وقوع طلاق یا به خارج از کشور، بدون رضایت والدین بفرستند؛ مگر در صورت ضرورت با کسب اجازه از دادگاه».

تکلیفی برای پدر و مادر
به موجب ماده 1172 قانون مدنی ، پدر و مادر مجبورند در مدتی که حضانت طفل به عهده آنهاست، از نگاهداری او امتناع کنند؛ اما در صورت امتناع، قاضی دادگاه به تقاضای قیم یا آشنایان طفل و حتی اشخاص دیگر یا با تقاضای دادستان، والدین طفل را مجبور به نگاهداری او می کند؛ اما در صورتی که اجبار آنها به این کار ممکن یا موثر نباشد، حضانت را به خرج پدر و هرگاه پدر فوت شده باشد به خرج مادر تامین کند.

زمان ملاقات
طبق ماده 1174 قانون مدنی، «هر یک از ابوین که طفل تحت حضانت او نیست، حق ملاقات طفل خود را دارد. تعیین زمان و مکان ملاقات و سیر جزییات مربوط به آن در صورت اختلاف بین ابوین با محکمه است».
بنا به این ماده، هر کدام از والدین این حق را دارند که در فواصل معین با کودک خود ملاقات کنند و حتی فاسد بودن مادر یا پدر هم باعث نمی شود از ملاقات وی با فرزندش جلوگیری شود.
در صورتی که میان پدر و مادر درباره مدت ملاقات و نحوه آن توافق شده باشد، طبق همان توافق عمل می شود. اما در صورت توافق نشدن دادگاه در حکم خود مدت ملاقات و نحوه آن را برای کسی که حق حضانت ندارد، معین می کند.
معمولا دادگاه ها یک روز یا 2روز از آخر هفته را به این امر اختصاص می دهند و گفته می شود ملاقات بیش از این با شخصی که حضانت را به عهده ندارد، موجب اختلال در حضانت و دوگانگی در تربیت کودک می شود.
اما سلب کلی حق ملاقات از پدر یا مادری که حضانت به عهده او نیست برخلاف صراحت ماده قانون مدنی است و دادگاه نمی تواند حکم به آن بدهد. با این حال ، اگر ملاقات با پدر یا مادری که حضانت به عهده او نیست ، واقعا برای مصالح کودک مضر باشد، دادگاه می تواند مواعد ملاقات را طولانی تر کند و مثلا به جای هفته ای یک بار، ماهی یک بار یا هر 6ماه یک بار تعیین کند یا ملاقات با حضور اشخاص ثالث باشد.
البته زمانی که ملاقات خوف جانی برای فرزند داشته باشد و پدر یا مادر حالت خطرناک روانی داشته باشند، برای جلوگیری از صدمه به فرزند، می توان با حکم دادگاه مانع از دیدار یکی از والدین که دچار چنین مشکلی هستند، شد.

اگر برای ملاقات مخالفت شد
در صورتی که پدر یا مادری که دارای حق حضانت است، از ملاقات طرف دیگر (که طبق دستور دادگاه دارای حق ملاقات است) ممانعت کرد، برای اجرای دستور دادگاه به نیروی انتظامی سپرده می شود و عنداللزوم می توان از ضمانت اجرایی ماده 632قانون مجازات اسلامی استفاده کرد که به موجب آن، «اگر کسی از دادن طفلی که به او سپرده شده است، در موقع مطالبه اشخاصی که قانونا حق مطالبه دارند، امتناع کند، به مجازات از 3ماه تا 6ماه حبس یا به جزای نقدی از یک میلیون و 500هزار تا 3میلیون ریال محکوم خواهد شد».

حضانت تا کی؛
از نظر قانون مدنی ایران زمان بلوغ برای دختر 9سال و برای پسر 15سال تمام قمری است. با رسیدن طفل به سن بلوغ ، او از حضانت خارج می شود و خودشان می توانند انتخاب کنند با کدامیک از والدین خود زندگی کنند.
به این ترتیب ، دختران پس از 9سالگی و پسران پس از 15سالگی می توانند خودشان زندگی با هر کدام از والدین را انتخاب کنند. اما پس از رسیدن به سن بلوغ ، حتی اگر فرزندان نزد مادرشان باشند و نتوانند استقلال مالی داشته باشند، پدر موظف به پرداخت نفقه آنها است.

نفقه کودک به عهده چه کسی است؛
طبق ماده 1199قانون مدنی ، نفقه اولاد به عهده پدر است و چه این پدر حضانت را به عهده داشته باشد یا این که حضانت به عهده مادر یا شخص دیگری باشد، پرداخت نفقه فرزند که به طور عمده شامل مسکن ، لباس ، خوراک و نیازهای درمانی است ، به عهده پدر است که در صورت خودداری از پرداخت (باوجود داشتن استطاعت مالی) طبق ماده 642 قانون مجازات اسلامی جرم بوده و در صورت شکایت ذی نفع دادگاه او را به حبس از 3ماه و یک روز تا 5ماه محکوم میکند.
طبق همین ماده (1199)، در صورت فوت پدر یا عدم ناتوانی او در پرداخت مخارج زندگی فرزندش ، این تکلیف به عهده پدر بزرگ و جد یا دیگر اجداد پدری است.
در صورت نبودن پدر و اجداد پدری و یا عدم ناتوانی آنها به پرداخت مخارج زندگی فرزند، تکلیف پرداخت نفقه به عهده مادر قرار می گیرد.
هر گاه مادر هم فوت یا قادر به پرداخت مخارج مذکور برای فرزندش نباشد، این تکلیف به عهده اجداد و جدات مادری و جدات پدری فرزند قرار می گیرد.
پرداخت نفقه فرزند فقط تا رسیدن به سن رشد نیست، بلکه پس از آن هم طبق ماده 1197 قانون مدنی ، اگر فرزند منبع مالی نداشت و نتوانست معیشت خود را فراهم کند، پدر و نیز دیگر اشخاص یاد شده (درصورت داشتن توانایی مالی) ملزم به تامین مخارج فرزند کبیر هستند.

نرگس فراهانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها