در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، شامگاه ششم آذر امسال ماموران کلانتری 108 نواب هنگام گشتزنی در خیابان قصرالدشت تهران متوجه شدند اهالی در تعقیب مرد جوانی هستند.ماموران در ادامه با کمک اهالی مرد جوان را دستگیر کردند.
مرد جوان به کلانتری منتقل و در بازرسی از او، گراس و شیشه کشف شد.
ماموران با تحقیق از افراد حاضر در محل متوجه شدند متهم بازداشت شده راننده خودروی پرایدی است که پس از تصادف با خودروهای ماکسیما و پژو 206 خودرویش را جا گذاشته و پیاده در حال فرار بوده که ناکام مانده است.
با استعلام شماره پلاک خودرو نیز مشخص شد، سابقه سرقت دارد. با مشخص شدن این موضوع مالک خودروی پراید برای تحقیقات و مواجهه با سارق بازداشت شده در کلانتری حاضر شد.
شاکی به افسر کلانتری گفت: در اتوبان اشرفیاصفهانی در حرکت بودم که متهم بهعنوان مسافر سوار خودرویم شد. او خواست دربستی وی را به یکی از محلههای تهران ببرم. درمیانه راه مرد مسافر مدعی شد که پلیس است و گفت اگر کوچکترین حرکتی انجام دهم و طبق خواستهاش عمل نکنم، با سلاحی که دارد، جانم را میگیرد. از ترس جانم سکوت کردم. وی پس از ضرب و جرح، خودرو را سرقت کرد.
متهم جوان در بازجویی اولیه به سرقت خودروی شاکی و در هم کوبیدن دو خودروی دیگر هنگام فرار اعتراف کردو روز یکشنبه به شعبه پنجم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 34 تهران منتقل شد تا تحقیقات از وی توسط بازپرس علی وسیله ایرد موسی ادامه یابد.
سارق 29 ساله با اعتراف به جرایمش به بازپرس پرونده گفت: لیسانس عمران دارم و بیکارم. مدتی است شیشه مصرف میکنم و هزینه زندگیام را پدرم میپردازد. آن شب حوالی صادقیه شیشه خریده و مصرف کردم. پولی برایم نمانده بود. توهم ناشی ازشیشه باعث شد دست به سرقت بزنم.
وی افزود: از رانندهای خواستم که دربست مرا به محلهای ببرد. احساس میکردم پلیس شده و سلاح همراه دارم. دستم رازیر کاپشنم گذاشتم و به سمت راننده گرفتم و گفتم پلیسم اگر خودرو را به من ندهی تو را میکشم. او ر ا کتک زده و از خودرو بیرون انداختم.دو خودرو مقابلم در حرکت بودند، میخواستم از روی خودروها پرواز کنم که نشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: