خلاصه کلام این بود؛ چون دیدم حریفم نگران دوستش است و باید به بیمارستان برود در 11 حرکت بازی را به تساوی کشاندیم تا او سراغ دوستش برود. یک لحظه انگار زمان ایستاده بود. صدای کسی در نمیآمد. آنهایی که در سالن بودند، ابتدا مات و مبهوت بودند که چرا این بازی خیلی زود مات شد؟ اما وقتی خبر پچپچکنان به گوش تماشاگران رسید همه ایستادند و بانوی ایرانی را تشویق کردند.
برای پهلوان شدن نیازی نیست مرد باشی. نیاز نیست زیر یک خم حریف را بگیری یا دوبنده داشتهباشی و در گود زورخانه چرخ بزنی. برای پهلوان شدن باید سارا خادمالشریعه بود. با آن روحیه لطیف اما مردانه! شطرنج یک ورزش فکری است که یک مسابقهاش حداقل یک ساعت زمان میبرد. اما مسابقه سارا با حریف اوکراینیاش که قهرمان اروپا هم بود، فقط چند دقیقه طول کشید، در حالی که همه در شوک بودند و هنوز هم مات این حرکت.
در شطرنج که مبارزهای فکری است و هر رقابتش ساعتها طول میکشد، چرا این اتفاق افتاد؟ همه در شوک بودند که خودش ماجرا را خیلی ساده توضیح داد: «میدانم الان شوکه هستید، اما اگر حال روحی رقیبم را میدیدید که استرس شدیدی داشت و میخواست هر طور هست خودش را بر بالین دوست بستریاش در بیمارستان برساند، قطعا شما هم همین کار را میکردید.»
سارا اگر این بازی را میبرد به صدر جدول مسابقات شطرنج روسیه صعود میکرد اما دقیقا اذهان عمومی را به سالها قبل برد.به زمانی که «آقا تختی» با مدوید کشتی میگرفت. همان زمان که این کشتیگیر سابق شوروی پایش مصدوم شده بود و تختی به رسم جوانمردی حتی یک بار هم از سمتی که پای او مصدوم بود، حمله نکرد یا به زمان پوریای ولی که وقتی راز و نیاز مادر حریفش را در مسجد شنید که دعا میکرد پسرش برنده این بازی باشد، کاری کرد تا دل این مادر نشکند.
خادمالشریعه دقیقا چنین کاری کرد. او در شرایطی که میتوانست یکی از بزرگترین افتخارات جهان را به افتخاراتی که تا حالا کسب کرده، سنجاق کند به خیلیها درس جوانمردی داد و ثابت کرد که هنوز هم هستند آدمهایی که معرفت دارند، پهلوانند و میتوانند فراتر از تصور در دنیای ورزش مردانگی کنند.
خادمالشریعه:
مقایسه من با تختی و پوریای ولی درست نیست
سارا خادمالشریعه بعد از مسابقه با رقیب اوکراینی گفت: به نظرم اصلا درست نیست که مرا با تختی و پوریای ولی مقایسه میکنند. کارهایی که آنها انجام دادهاند، با کاری که من کردم قابل قیاس نیست. آنها قهرمانیهای زیادی را از دست دادند. در بازی ما نتیجه مساوی به نفع هر دو طرف بود، اما بدون اینکه من شانسم را امتحان کنم، چنین اتفاقی افتاد. حریفم در شرایط روحی خوبی نبود، شاید اگر بازی را ادامه میدادم، میتوانستم ببرم، اما این صددرصد نبود. این نیم امتیاز شانس من برای قهرمانی را کم نمیکند و هنوز صدرنشین در کنار چهار نفر هستم. شاید اگر بازی را میبردم و در سه بازی آخر نتیجه خوب نمیگرفتم، مدال نمیآوردم. بازی فردای من با قهرمان جهان است و البته نتایج خوبی برابرش نداشتهام و اگر بتوانم او را شکست دهم یا حتی تساوی کنم، شانسم برای مدال بالا میرود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم