حاکمان سعودی و استفاده ابزاری از وهابیت

ماکیاولیسم عربی

درست است که رژیم کنونی حاکم بر شبه جزیره عربستان از ائتلاف و اتحاد دو محمد یعنی «محمد بن عبدالعزیز» و «محمد بن عبدالوهاب» به وجود آمد و به تعبیری انگلیسی‌ها با کنار هم گذاشتن این دو نفر توانستند قدرتی متمرکز و مهاجم را در شبه جزیره عربستان به‌وجود آورند که هم قادر به مقابله با نیروهای دولت فرتوت و پیر عثمانی باشد و هم بتواند با یورش به قبایل مختلف مرکزیتی را در این کشور به وجود آورد.
کد خبر: ۹۷۲۶۱۱

این هم درست است که گفته می‌شود «دو محمد» قدرت را درعربستان بین خود تقسیم کردند به این ترتیب که «قدرت سیاسی» در اختیار آل سعود باشد و «قدرت دینی» یا مذهبی در خدمت «خانواده عبدالوهاب». معادله‌ای که تا حدودی هنوز هم پابرجاست و رژیم عربستان از این همکاری دوجانبه راضی و خشنود است، اما به نظر نمی‌رسد نتیجه هردوی این گزاره‌ها آن باشد که «وهابیت به ایدئولوژی دولت عربستان تبدیل شد» یا این تصور را به وجود آورد که رژیم عربستان «رژیمی‌ایدئولوژیک» بوده یا اعتقادات دینی و مذهبی جزم و جفتی دارد .

ابزار قدرت

به تعبیر دیگر یا روشن‌تر، نظام حاکم برعربستان نظامی ‌است که از تفکر وهابیت به عنوان یک «تفکر پشتیبان» یا یک «ابزار کسب مشروعیت» یا یک «چسب دینی برای برقراری نظام» استفاده می‌کند نه این‌که واقعا به این تفکر یا این ایدئولوژی معتقد و پایبند باشد. از همان روزی که محمد بن عبدالعزیز تصمیم گرفت با عبدالوهاب مشارکت کند همین سنگ بنا گذاشته شد. به این معنی که عبدالعزیز تسلیم ایدئولوژی وهابیت نشد یا این تفکر را به‌عنوان دین آینده خود انتخاب نکرد یا آن را به‌عنوان «دکترین» اعتقادی حکومت خود بر‌نگزید، بلکه از آن به‌عنوان یک متحد سیاسی و حکومتی استفاده کرد. این رویه‌ای است که از ابتدا در دولت عربستان بنیان گذاشته شده و همچنان استمرار دارد .

به عبارتی دیگر نظام عربستان هرگز معتقد به وهابیت نشد بلکه از این اعتقاد به ظاهر دینی و جعلی به‌عنوان یک ابزار قوی برای حاکمیت خود استفاده کرد . بعدها هم که از درون وهابیت تفکر سلفی سربرون آورد، حاکمان عربستان سعودی به‌رغم نارضایتی هایی که ازآن داشتند و با برخی رهبران این گرایش مانند «جهیمان» درگیر شدند، اما بعد توانستند از آن به نفع خود استفاده ابزاری کنند. رویه‌ای که حاکمان سعودی در کل منطقه و جهان در پیش گرفتند و هرجا جریانی یا گرایشی سلفی پیدا شد به نوعی خود را به آن وصل کرده و کوشیدند از آن بهره‌برداری کنند. حتی اگر این گرایشات در گروه‌هایی مانند داعش یا القاعده تجلی کرده باشد.

یکی از شگفتی‌هایی که به حق درباره نظام عربستان بیان می‌شود دوام و بقای این نظام به‌رغم همه انقلاب ها و کودتاهای نظامی ‌در سراسر منطقه خاورمیانه است، زیرا طی بیش از یک قرن گذشته، کشوری نیست که دراین منطقه دستخوش تحولات سیاسی عمیق و اساسی نشده باشد. از مصر گرفته تا ایران، ترکیه، عراق و ...
هریک به نوعی دچار این تغییرات شده‌اند. با این حال عربستان سعودی با همان ساختار اولیه خود پابرجا مانده است. تاریخ‌نگاران می‌گویند در تحولات سیاسی منطقه غالبا یک فرمول ثابت تکرار شده است. دوران استقلال بعد از استعمار، ایجاد نظام های سلطنتی غربگرا، کودتاهای نظامی ‌شرقگرا و نظام‌های شبه سوسیالیستی یا ناسیونالیستی و سرانجام فروپاشی و ورود به دوران هرج و مرج ! دراین میان اما نظام عربستان هیچ یک از این تحولات را از سر نگذرانده است. در اوج ناسیونالیسم عربی که همه کشورهای منطقه را تحت تاثیر قرار داده بود تنها چند شاهزاده سعودی تمایلات ناسیونالیستی پیدا کردند که آنها هم در نهایت بعد از یک دوره قهر و آشتی دوباره به آغوش نظام بازگشتند.

نان به نرخ روزخوری سعودی

بانگاهی به این گذشته تاریخی و تدقیق در آن ارتباط سیاسی بین نظام حاکم برعربستان و تفکر سلفی یا تفکر وهابی می‌توان به این نتیجه روشن رسید که اساسا نظام عربستان نظامی‌فاقد ایدئولوژی است. در‌واقع این یک نظام سیاسی کاملا عملگرا و به تعبیر عامیانه «نان به نرخ روزخور» است که از قدرت انعطاف زیادی برخوردار بوده و با توجه به تحولات درونی و بیرونی یا محیطی خود را با شرایط روز هماهنگ می‌کند. وقتی توفان انقلاب‌ها در راه باشد، نظام عربستان سرخم کرده و در لاکی دفاعی فرو می‌رود تا توفان بگذرد. وقتی اوضاع آرام باشد دم از هژمونی منطقه‌ای می‌زند و برای خود ائتلاف‌هایی تدارک دیده و مانند فاجعه یمن دست به جنگ‌افروزی و آتش‌افروزی می‌زند .

نه‌تنها هیچ یک از شاهان سعودی به لحاظ شخصیتی صبغه‌ای ایدئولوژیک نداشتند و ندارند که حتی شاهزاده‌های بعدی آنها نیز فاقد چنین خصیصه‌ای هستند. حتی به گواهی نزدیکان و آشنایان غربی‌شان آنها رویکردهایی کاملا عملگرا و حتی درجاهایی سکولار دارند. برخلاف این ظاهر دینی و سنتی آنها وقتی به خلوت می‌روند اعمال و رفتار دیگری از خود بروز می‌دهند.

غالب شاهزادگان سعودی تحصیلکردگان دانشگاه‌های غربی هستند. شاهان سعودی در زندگی خصوصی‌شان کاملا سبک و سیاق زندگی غربی دارند. همه آنها تقریبا جهان دیده بوده و اطلاعات زیادی از جهان معاصر و مدرن دارند. ثروت‌های باد‌آورده نفتی به آنها این اجازه را داده است که در هرگوشه‌ای از دنیا برای خود قصری بسازند. قصرهایی که هیچ تناسبی با ساده زیستی سلفی‌ها یا تفکرات امثال محمد بن عبدالوهاب ندارد. زندگی خصوصی شاهزادگان سعودی را اگر مطالعه کنید درمی‌یابید که اساسا مذهب یا ایدئولوژی در زندگی آنها کمترین نقشی ندارد. البته آنها خوب آموخته‌اند که هرگز نباید مرزهای سنت را بویژه درعرصه‌های عمومی‌ لکه‌دار کنند. دغدغه همیشگی آنها این است که هر فسق و فجوری دارند آن را در پشت پرده‌های تو در توی قدرت نگه دارند .

شاهزادگان سعودی همواره در «حفظ ظاهر» کوشا بوده و تلاش می‌کنند رابطه خود را با علمای وهابی یا همان نمایندگان قدرت مذهبی داشته باشند. هر چند این به معنای تسلیم شدن در برابرخواست یا اراده روحانیون اهل تسنن و وهابی نیست.

همچنین علمای وهابی نیز از گذشته تا حال این نکته را بخوبی آموخته‌اند که قدرتشان در دایره ای محدود و مشخص خواهد بود که حکومت برایشان تعیین کرده است. این علما هرگز پای شان را از خطوط قرمز حکومت فراتر نمی‌گذارند و هرجا حکومت اقتضاء کند با فتواهای بدعت گذارانه خود به یاری‌اش می‌شتابند . یک نمونه برجسته از این فتواها که سروصداهای زیادی را درجهان اسلام برپا کرد مساله کمک گرفتن دولت عربستان از نیروهای خارجی (مسیحی) در ماجرای اشغال کویت و حمله احتمالی صدام به عربستان بود. در آن زمان علمای وهابی به‌رغم این‌که چنین درخواستی به لحاظ دینی مردود شمرده می‌شد به‌صورتی جمعی فتوایی دادند که در این مورد خاص جایز شمرده می‌شود و کمک گرفتن عربستان از نیروهای آمریکایی خلاف شرع نیست !

از این‌رو ست که نظام حاکم بر عربستان را نمی‌توان یک «نظام مذهبی» به معنای واقعی کلمه تلقی کرد . همچنان که این نظام به معنای واقعی کلمه یک «نظام سلطنتی» نیست یا برخلاف آن‌که برخی تصور می‌کنند یک «نظام قبایلی» صرف هم نیست. بلکه معجونی از یک سیاست ماکیاولستی و کاملا عملگرایی است که از همه اینها در جهت خاص حفظ موجودیت خود استفاده می‌کند بدون این‌که نسبت به هیچ‌کدام به معنای واقعی کلمه تعهدی داشته باشد.

رحیم محمدی / روزنامه‌نگار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها