در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گذشتهای که تا به امروز استمرار پیدا کرده و به هیچ وجه حاضر نیست شرایط و موقعیتهای نو و تازه را بسنجد و مهر تحریم و ابطال بر هر پدیده مدرنی میزند.
زیادهخواهی سلفی
از سویی دیگر این جریان فکری زیادهخواه است و در مرام و مسلک چنین طرز فکری، همراهی و همسویی با دیگر جریانهای فکری و فقهی اسلامی تعریف نشده و حتی از این هم فراتر رفته و هر نو قرائتی از دیدگاههای وهابی و سلفی را نپذیرد در عداد دشمنان اسلام و منحرفان از سیره رسول گرامی اسلام قلمداد میکند. از زمانی که این جریان فکری در شبه جزیره عربستان نضج گرفت تاکنون بسیاری از آشوبها و بحرانهای منطقهای را رقم زده است. در چنین نگاهی اساسا قابل پذیرش نیست که جوامع اسلامی فارغ از آموزههای وهابی به اعمال و رفتار عبادی خود روی آورند که اگر چنین کنند در زمره مشرکان قرار گرفتهاند و باید از دم تیغ گذرند. پیروی از سنت سلف صالح، ویژگیای بود که برخی اهل حدیث در گذشتههای دور آرزوی تحقق آن داشتند. به این معنا که در دوران نبی مکرم اسلام و بعد از ایشان، گذشتگان مصلحی بودند که در مسیر بندگی درگاه حق کوشا و از هر گونه انحراف اعتقادی و تحریف عقاید مبرا بودند. عبارت پیروی از سلف در کتابهای محدثان جریانساز اهل سنت مانند سفیان ثوری،مالک بن انس و احمد بن حنبل قابل مشاهده است و در بین آنان، در آثار مالک بن انس و احمد بن حنبل بیشترین کاربرد را دارد. به لحاظ کلامی، مدعیان پیروی از سلف صالح، از مخالفان معتزله بودند و آنان را تاویل کنندگان دین میدانستند. از این رو علمای اهل حدیث مثل مالک بن انس و مقاتل بن سلیمان در مقام اعتراض برآمدند و عنوان کردند که نسبت به آنچه در کتاب و حدیث آمده ایمان دارند و آن را تاویل نمیکنند و تاویل در دین ناشی از ضلالت و بدعت است و مخالفت با اصحاب رسول(ص) در امری از امور دین، گام نهادن در مسیر کفر است.
این روند در قرن هفتم از سوی یکی از روحانیون اهل سنت به نام ابن تیمه مسیر تازهتری را پیمود. او در آثار خود ازجمله الفتوی الحمویه الکبری یا العقیده الحمویه الکبری، بیش از 50 بار لفظ سلف را به کار برد و مدعی شد که در عقل صریح و نقل صحیح چیزی که مخالف طریقه سلفیه باشد، وجود ندارد. بنابراین ابنتیمه را باید یکی از مروجان جریان سلفیگری در تاریخ اسلام دانست. از نظر وی سلف یعنی صحابه، تابعین و علمای مورد اعتماد اصحاب حدیث تا پایان قرن سوم. بعد از او مدافع دیگری از این جریان به نام ابن قیم جوزی (متوفی سال 759 قمری) سر برآورد و آن را ترویج کرد. این جریان به لحاظ اینکه سختگیرانه با دیگر پیروان مذاهب اسلامی برخورد میکرد و اساسا نوع تفکر آنان را در مباحث اعتقادی قبول نداشت با مخالفتهای جدی در عرصه تبلیغ روبهرو شد و گرچه مدافعان سرسختی داشت، اما با توجه به شرایط آن روز جهان اسلام از جلوه چندانی برخوردار نبود.
ایدئولوژی رادیکال، میراث سقوط عثمانی
اما شرایط جهان اسلام در دورهای که محمد بن عبدالوهاب (متوفی به سال 1202 قمری) زندگی میکرد دگرگون شده بود. در این دوره با توجه به شکستهای خلافت عثمانی و آشفتگی سرزمین ایران و نابسامانی شبهجزیره عربستان و تسلط استعمار بر آسیای غربی و همچنین هند، جوامع مسلمان روزگار خوشی را تجربه نمیکردند. در چنین شرایطی طبیعی بود که برخی به عنوان مصلحان اجتماعی و فرهنگی با دیدگاهها و تفسیرهای خاص خود در دین در چهارگوشه جهان اسلام سربر آورند و مبدع و مروج مکاتب جدیدی شوند. حتی سلفیانی که کلام و گفتارشان در گذشته از رونق چندانی برخوردار نبود، در چنین آشفته بازاری توانستند دوباره سربرآورند و به تبیین و تشریح دیدگاههای خود بپردازند. وجود برخی از این آرا و افکار در میان جهان اسلام البته باعث تشدید اختلافات مذهبی و اعتقادی شد و راه را برای رواج بازار کافر خطاب کردن بخشی از جوامع اسلامی فراهم کرد. مثلا در هندوستان شاهولیالله دهلوی (م 1176 ق) به ترویج آرای ابن تیمه در میان حنفیهای شبهقاره هند پرداخت و شاگردش سید احمد رای بریلوی یا احمد بن عرفان که دیدگاه متصلبانهتری از استادش داشت مردم را به پیروی از سنت محض و طریقت سلف دعوت کرد. او منتقد قداست قائل شدن بیش از اندازه پیامبر و اولیا بود و حاجت طلبیدن و نذر و نیاز به اولیا را جایز نمیدانست. همچنین در مصر، سید محمدرشید رضا از مروجان تفکر سلفیه بود و به ترویج آن در آثارش تفسیر المنار و مجله المنار پرداخت.
ظاهر اصلاحطلبانه سلفیگری
سلفیگری در دوره جدید البته با این شعار آمد که علت عقب ماندگی جهان اسلام از دنیای غرب دوری از اندیشههای کلام الهی و مهجوریت قرآن است و برای رهایی از بحرانی که جامعه اسلامی را فراگرفته، دوباره باید به سنت گذشتگان روی آورد و به آموزههای اسلامی بازگشت. از آنجایی که هر کدام از کشورهای اسلامی در آن دوره با سیطره غربیها روبهرو بودند، از اینرو جریانهایی که ظواهر اصلاحطلبانهای داشت به صورت محلی در برخی از نقاط جهان شامل شمال آفریقا، مصر، عربستان و شبهجزیزه هند مورد توجه قرار گرفت و برخی از مسلمانان برای رهایی از بحرانهای فرهنگی و اجتماعی به چنین عقیدهای گرایش پیدا کردند.
البته پیدا است که این روند در طول مسیر تولد تا بالندگی خود به لحاظ منطقهای و جغرافیایی دستخوش تغییر و تحولات فراوانی شد. اعتدال، اصلاحگری، تفکر جهادی و نگاه تکفیری ازجمله گرایشهای موجود سلفیان در حال حاضر است. طبعا نوع رویکردهای هر کدام از این جریانهای سلفی نسبت به مسائل و محیط پیرامون و نحوه تعامل و ارتباط با سایر گروههای مسلمان نیز متفاوت است.
در میان گروههای سلفی جریانی که در شبه جزیره عربستان نضج گرفت و اکنون مخالفتهای آشتیناپذیری با جریان تشیع دارند، وهابیتی است که با پیوند با یک جریان ماجراجوی سیاسی توانست افکار و عقاید خود را تسری دهد. محمد بن عبد الوهاب (1026 هـ .ق) از منطقه نجد بود و به لحاظ کلامی و مذهبی به اهل حدیث و مذهب حنبلی گرایش داشت. او گرچه اعتبار علمی کمی داشت، اما با پذیرش افکار و عقاید ابن تیمه، افراط و تندی را نیز به آن اضافه کرد و جریان وهابیت را در نجد تاسیس نمود. او در سال 1115 قمری در عونیه نجد متولد شد و در دمشق به تحصیل پرداخت و به بصره و بغدا سفر کرد و بعد از مراجعت از سفر محمد بن سعود را که بر فرماندهی دو قبیله عتوب و غنزه را به عهده داشت به وهابیت دعوت کرد و او نیز این دعوت را پذیرفت و تسری و پیشرفت این جریان مذهبی را شعار حکومت خود دانست. بعدها ابن سعود توانست با کمک انگلستان بر قبایلی که در حجاز زندگی میکردند غلبه پیدا کند و حکومت خود را گسترش دهد.
وهابیتی که ابزار آلسعود شد
وهابیت بعد از محمدبن عبدالوهاب با هم پیمانی با محمد بن سعود وارد ساختار سیاسی عربستان شد و میان علمای وهابی و حاکمان عربستان در دورههای مختلف پیوند فراوانی ایجاد شد. شیوخ وهابی در دوران حاکمیت سعودیها بر عربستان، از بسیاری از امکانات مالی و اجرایی برخوردار بودند و حتی تا سالها مناصب مهمی مثل امر قضا را بر عهده داشتند.
اصلیترین و محوریترین دیدگاه محمد بن عبدالوهاب تمرکز روی مبحث توحید بود. او با تقسیم انواع توحید شامل توحید ربوبی، توحید الوهی و توحید اسما و صفات درصدد تبیین این موضوع است که عبادت فقط مختص خداست و هر گونه زیارت قبول و توسل و شفاعت بردن به اولیا و انبیا با تعریف توحید منافات دارد و بر مبنای این تعریف است که برخی از مسلمانان به توسل و استغاثه و زیارت قبور اولیا میروند گام در مسیر کفر و شرک میگذارند. آنان با هر نوع توسلی به هر شکل مخالف هستند و آن را شرک اکبر میدانند. به عقیده علمای وهابی «توسل به غیر خدا، زیارت قبور و نماز خواندن در مکانی که قبر پیش روی انسان باشد، مخالف توحید است، لازمه توحید آن است که به غیر خدا متوسل نشود و از غیر او استمداد نگردد؛ اگر چه پیامبر اسلام باشد. چه توسل، شفاعت و زیارت قبور از سنت پیامبر و سلف صالح نرسیده و قرآن نیز این عقیده را شرک میداند». از سویی دیگر آنان معتقدند که هر عقیده و عملی که در قرآن از آن ذکر به میان نیامده و در سنت پیامبر اثر از آن یافت نمیشود در زمره بدعت در دین شمرده میشود و از این رو آنان اعمالی را مثل برگزاری جشن تولد یا مراسم سوگواری برای پیامبر و اولیا را چون در سنت پیامبر و اصحاب اثری از آن نبوده مشمول بدعت میدانند. با چنین تفسیری شاید تکفیر را بتوان مهمترین اصل مذهب وهابیون دانست. بر مبنای نظر محمد بن عبدالوهاب «کسانی که به غیر خدا متوسل میشوند، همگی کافر و مرتد از اسلام هستند و هر کس که کفر آنان را انکار کند، یا بگوید که اعمالشان باطل است؛ اما کفرنیست، خود حداقل فاسق است و شهادتش پذیرفته نیست و نمیتوان پشت او نمازگذارد. در واقع دین اسلام، جز با برائت از اینان و تکفیرشان صحیح نمیشود.
هراس از تفکر شیعی
وهابیون نسبت به آیینها و شعایر مذهبی سختگیری زیادی میکنند و با تعمیر و ساختن قبور پیامبران، زیارت قبور اموات، توسل به اولیای الهی، نذر برای مردگان و...، به طور جدی مبارزه میکنند. تمامی کتب، مجلات و سخنان خطبا در مساجد، بویژه مسجدالحرام و مسجد النبی که چاپ، منتشر و ایراد میشود، درباره مباحث توحید، شرک، بدعت و نهی مردم در استفاده از دعا، توسل و شفاعت است.
از زمان شکلگیری جریانهای تندرو با افکار وهابی در دنیای معاصر مدت زمان زیادی نمیگذرد، اما وقوع برخی رویدادها و حمایت غرب از گروهی از مسلمانان که نگاهی افراطی به اسلام دارند، رشد وهابی گری و به تبع آن جریان تکفیریها را در پی داشته است. یکی از عوامل مهم درگیریهای خونین منطقه، بحث تکفیر شیعیان و مطرح کردن آن از سوی علما و روحانیون افراطی وهابی و سلفی است که باعث قربانی شدن بسیاری از شیعیان بیگناه در منطقه شده است.
فتاح غلامی/ پژوهشگر تاریخ
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: