ترامپ و چالش افکارسازی

رسانه‌های اجتماعی، سپهر رسانه‌ای جهان را دگرگون ساخته‌اند و هر روز نقش آنها در شکل‌دهی به افکارعمومی برجسته‌تر می‌گردد.
کد خبر: ۹۷۰۶۵۹

به اعتقاد برخی از صاحبنظران این رسانه‌ها نقشی اساسی در انتخابات آمریکا داشتند، تا آنجا که عده‌ای از نقش «ربات»‌ها در شکل‌دهی به افکارعمومی در شبکه‌های اجتماعی سخن می‌گویند.

مروری بر عناوین مقالات و مطالب مندرج در رسانه‌های مختلف جهان حکایت از بازخورد متفاوت رسانه‌ها نسبت به انتخاب مردم آمریکا دارد. صرف‌نظر از این‌که رقابت‌های انتخاباتی در آمریکا به سبب طرح مسائل جنجالی و غیراخلاقی از سوی هر دو رقیب، درون‌مایه نظام سرمایه‌داری را منعکس می‌کرد و چهره واقعی تفکر آمریکایی را نشان می‌داد و گزینه دموکرات هم وضعیت چندان بهتری نسبت به رقیب جمهوریخواه نداشت اما پیروزی گزینه ترامپ به سبب همه شعارهای نژادپرستانه، پیشینه و غیرقابل پیش‌بینی بودن به حدی برای اروپاییان شگفت‌آور بود که مجله هفتگی«دِر اشپیگل»(Der Spiegel) بر روی ویژه‌نامه خود تصویر سر ترامپ را به مانند شهاب‌سنگی کشید که درحال برخورد به کره زمین است و این عنوان را برای ویژه‌نامه خود انتخاب کرد: «پایان جهان»؛ از دیگر سوی پیش‌بینی همه مؤسسات نظرسنجی نیز نادرست درآمد و تحلیل‌های گردانندگان رسانه‌های اصلی در آمریکا نیز به وقوع نپیوست.

پرسش از چرایی این اتفاق مساله‌ای است که از زوایای مختلف اقتصادی و اجتماعی بدان پرداخته شده است و برخی ناکارآمدی نظام دو حزبی موجود و مشکلات اقتصادی و اجتماعی درون آمریکا را عامل این اتفاق دانستند اما از منظر رسانه‌ای نقش رسانه‌های اجتماعی بسیار برجسته به نظر می‌آید، چراکه نامزدهای رقیب هرکدام با تولیدات مختلف در فضای مجازی حضور داشتند و از انواع روایت‌های رسانه‌ای متناسب با رسانه اجتماعی بهره می‌بردند. برخی از کارشناسان رسانه‌ای معتقدند که پویش انتخاباتی ترامپ از نظر محتوایی در فضای رسانه‌های اجتماعی پیشدستانه عمل می‌کرد و روایت‌های رسانه‌ای او کنشگرانه بود حال آن‌که روایت‌های رسانه‌ای نامزد دموکرات غالبا واکنشی.

بنابراین نحوه تولید محتوای رسانه‌ای در فضای رسانه اجتماعی و چگونگی انتشار آن در فرصت و زمان مناسب یکی از نکات حائز اهمیت برای تأثیرگذاری در فضای مجازی است.

چرخش قدرت از رسانه‌های جمعی به سمت رسانه‌های اجتماعی بهترین فرصت را برای گروه‌های مختلف از جمله گروه‌های پوپولیستی در اروپا و آمریکا فراهم آورده است و همین مساله یکی از دلایل هراس اروپا از پیامد انتخاب ترامپ است چراکه به رشد گروه‌های راست‌گرا می‌انجامد و این گروه‌ها از فضای مجازی به بهترین نحو استفاده می‌کنند. پیروزی حزب آلترناتیو آلمان(AFD) و دیگر جریان‌های دست راستی در اروپا و نیز نتایج رفراندوم خروج انگلیس از اتحادیه اروپا نشان از نوعی «افکارسازی تعاملی» در رسانه‌های اجتماعی داشت.

تحقیقات نشان داد که حزب آلترناتیو آلمان 45 درصد علاقه‌مندان در فیسبوک را به خود اختصاص داده بود و موفقیت این حزب بی‌گمان وابسته به استفاده از ظرفیت رسانه‌های اجتماعی بود. افکارسازی تعاملی درواقع استفاده از ظرفیت رسانه‌های اجتماعی برای تهییج احساسات کاربران است. احساساتی که می‌تواند به پیروی و پیگیری یک شعار یا انتخاب یک فرد یا عقیده منجر شود. برای برانگیختن احساسات و جهت‌دهی به کاربران روش‌های مختلفی وجود دارد که یکی از آنها استفاده از ربات‌های اجتماعی (Social bot) است. این ربات‌ها ابزاری برای این نوع از افکارسازی هستند. رقبای انتخاباتی در آمریکا هر دو از حساب‌های کاربری جعلی استفاده می‌کردند و این موضوع را نتایج یک تحقیق رسانه‌ای در دانشگاه آکسفورد پس از مناظره اول نشان داد. این تحقیق نشان می‌دهد که پس از مناظره اول یک سوم توئیت‌های ارسالی از سوی اردوگاه ترامپ جعلی بوده‌اند اما درنهایت همین ماشین‌ها بودند که در افکارسازی تعاملی گوی سبقت را ربودند.

انتشار اخبار جعلی و بسط و گسترش آنها در شبکه‌های اجتماعی، استفاده از فرصت تبلیغ غیرمستقیم با حساب‌های کاربری نامعلوم و به‌کارگیری ربات‌های اجتماعی برای انتشار پیام در فضای مجازی برای ایجاد یک جریان رسانه‌ای از جمله روش‌های موجود برای افکارسازی در فضای مجازی است که در انتخابات آمریکا از این تاکتیک‌ها بهره گرفته شد. البته پرواضح است که افکارسازی بر بستر شبکه‌های اجتماعی حتما ریشه و زمینه‌هایی در فضای حقیقی دارد و انتخابات آمریکا نشان‌دهنده وضعیت فرهنگی و اجتماعی ایجاد شده در جامعه آمریکاست که زمینه مناسب را برای چنین تبلیغاتی فراهم کرده است. رئیس‌جمهور آینده ایالات متحده نیز با رسانه‌هایی تعاملی و شبکه‌هایی اجتماعی روبه‌رو است که بازتاب‌دهنده فضای حقیقی از اوضاع اجتماعی و فرهنگی آمریکاست.

دکتر محمد اخگری/ مدرس دانشگاه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها