در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این تعلقات قومی ـ قبیلهای واجد ظرفیت چندلایهای برای بازنمایی واقعیتهای اجتماعی هستند که کنجکاوی مستندساز را برای واکاوی آنها برمی انگیزد. یک نمونه آنها مستند «چله چلگان» است که یکی از رسمهای مردم روستای چلگان را به تصویر میکشد و سعی میکند جوانان را با این رسم زیبا آشنا کند. مردم روستای چلگان هر سال در چهلمین روز تابستان کنار رودخانه جمع میشوند و برههایشان را با آب رودخانه میشویند و بعد از آن جشن برگزار میکنند، کشتی میگیرند، چوب بازی میکنند و همزمان گروهی عاشیق، سه یا چهار نفری با ساز و آواز آنها را همراهی میکنند.
از اتفاقات مهم این مراسم آن که اگر کدورتی بین اهالی روستا باشد توسط معتمدین روستا برطرف و دوستیها مجددا برقرار میشود. ناهار روز برهشوران هم هر سال به عهده یک نفر است که گوسفندی را قربانی و آبگوشت روز برهشوران را آماده میکند. همه مردهای روستا روز برهشوران در کنار رودخانه حاضر میشوند، حتی آنهایی که از روستا مهاجرت کردهاند. فردای روز برهشوران، وقت پشم چینی است و در آن روز زنان روستا مشغول میشوند که پشمها را بریسند و برای شال، کلاه و شاید هم فرش آماده کنند. محمد فیضی که ظاهرا به مستندهای مردمنگاری علاقه دارد، میگوید: مستندهای قبلیام «چلیاسین» و«هالا» نیز در همین راستا بودهاند. واقعیت این است که با هجمه و حرکت پرشتاب تکنولوژی و مدرنیته در کشور ما بسیاری از آداب و رسوم و سنتهای بومی در حال فراموشی است. اگر تنها بازیهای کامپیوتری را در نظر بگیریم متوجه خواهیم شد که چقدر بازیهای ملی و قدیمی ما در حال فراموشی است و بچههای نسل جدید حتی نام آنها را هم نمیدانند. ساخت مستندهایی از این قبیل در واقع نوعی یادآوری و زنده نگه داشتن و حتی احیای برخی سنتها و آداب و رسومی است که همچنان کارایی داشته و از حیث جامعه شناختی میتواند به تسهیل زندگی اجتماعی ما کمک کند. ضمن اینکه این مستند به شناسایی و معرفی منطقه و روستای چلگان به عنوان یک مورد پژوهی جذاب میپردازد که واجد آموزههای عمیق مردمشناسی است. از منظر کاربردهای مخاطبشناسانه مستند چلگان و نمونههایی از این قبیل را میتوان در دو ساحت بررسی کرد. یکی مخاطبان بومی مثلا در اینجا کل قلمرو جغرافیایی زنجان و مردمش که از تماشای مستندی درباره یکی از نقاط سرزمینشان لذت میبرند و دیگری مخاطبان خارج از این جغرافیا که با این منطقه و ویژگیهایش آشنا میشوند. تعامل این دو مخاطب را نه صرفا پای تلویزیون که بعدها میتوان در مراودات و گردشگریهایی دید که بهواسطه این مستند در جغرافیای چلگان رخ میدهد. مستندها را نباید دستکم گرفت آنها میتواند سند معتبری برای تعاملات انسانی، جغرافیایی و تاریخی باشند و چلگان را باید از این منظر هم تماشا کرد. مستندهایی که هم فالند و هم تماشا.
سید رضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: