در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گفته دانشمندان شرکتکننده در این پژوهش، فسیل پیدا شده احتمالا متعلق به یکی از خویشاوندان ایگوآنودونهاست که حدود 125 میلیون سال پیش میزیستهاند. ایگوآنودونها گیاهخوارانی بزرگجثه و سنگینوزن بودند که طولشان به حدود هشت متر میرسید. آنها قادر به حرکت روی دو یا چهار پای خود بودند و زائده بلند و تیزی روی انگشت شستشان داشتند که قبلا دانشمندان به اشتباه تصور میکردند شاخ روی بینی این جانوران بوده است. اگرچه نمونههایی از فسیل قالبریزی شده در محفظه سر دایناسورها پیش از این نیز یافت شده، این نخستین بار است که فسیلی از بافت نرم مغزی متعلق به یک جانور مهرهدار که در خشکی میزیسته کشف شده است. آنچه این یافته را شگفتانگیز میکند حفظ شدن چنین بافت ظریفی به صورت سنگواره تا 130 میلیون سال بعد از زمان حیات این جاندار است.
پژوهشگران با استفاده از تکنیکهای پرتو ایکس یک مدل سه بعدی مجازی از سنگواره را ایجاد کردهاند که به آنها امکان بررسی ساختار فسیل و نحوه شکلگیری آن را داده است. به عقیده آنان، این دایناسور با سر به داخل دریاچه یا باتلاق افتاده به گونهای که سر آن به صورت واژگون قرار گرفته است. مقداری از بافت مغزی تحت شرایط اسیدی و کماکسیژن به سرعت به کانی تبدیل شده و سایر بافتها پوسیده است. بتدریج داخل سر با لجن، تکههای شکسته استخوان و مواد دیگر پر شده است. این محققان همچنین ساختار لایههای نازک کانی شده را با بهکارگیری ابزاری به نام «میکروسکوپ تونلی روبشی» بررسی کرده و دستههایی شبیه به فیبرهای کلاژن که در بافتهای بیرونی محافظ مغز وجود دارد و لولههایی منشعب شده به شکل مویرگ در آن مشاهده کردهاند.
یکی از پیامدهای مهم این یافته، شناخت بهتر مغز دایناسورهاست. دانش کنونی ما از مغز این جانداران، یا به کمک مقایسه با خویشاوندان امروزی آنها یعنی خزندگان و پرندگان شکل گرفته یا از روی آثار به جا مانده از مغز دایناسورها روی محفظه سر. یکی از نتیجه گیریهای به دست آمده از مقایسه دایناسورها با خزندگان این بوده که ممکن است مغز برخی دایناسورها ازجمله ایگوآنودونها با غشای ضخیمی احاطه شده باشد و خود مغز فقط نیمی از فضای خالی داخل جمجمه را اشغال کرده باشد، اما بررسی بافتهای فسیل شده حاکی از وجود یک لایه نازک میلیمتری از نسج محافظ است که زیر آن بافتی شبیه بدنه اصلی مغز قرار گرفته است. این یافته به این معناست که مغز دایناسور بیشتر حجم محفظه مغزی را پر میکرده و بنابراین از آنچه قبلا تصور میشد بزرگتر بوده است. البته این برداشت ممکن است ناشی از واژگون مدفون شدن جمجمه باشد که سبب شده مغز به کاسه سر فشار وارد کند. ضمن این که حتی اگر مغز بزرگتر از آنچه انتظار میرفته بوده باشد، لزوما به معنی بیشتر بودن هوش، توانایی برقراری ارتباط یا دیگر قابلیتهای رفتاری این جانوران نیست.
برای اطمینان بیشتر از این که آنچه یافت شده براستی سنگواره بافت نرم مغزی بوده به بررسیهای بیشتری نیاز است، اما اگر این یافته صحت داشته باشد در درک تکامل مغز دایناسورها و پرندگان اهمیت فوقالعادهای خواهد داشت و در این صورت حتی میتوان کشف فسیلی از کل مغز یک دایناسور را در آینده امکانپذیر دانست.
منبع: The Guardian
مترجم: کیارا عباسزاده اقدم
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: