دولت یازدهم بعد از دو گزینه سیاسی برای وزارت ورزش، دو فرد ورزشی را به مجلس فرستاد که در نهایت، نفر دوم و چهارمین وزیر پیشنهادی رئیسجمهور از مجلس نهم رای اعتماد گرفت. این بار نیز وزیر پیشنهادی دولت یک چهره سیاسی است که برای رای اعتماد به خانه ملت میرود. بیاعتمادی به مدیران ورزشی در ورزش ایران سابقه طولانی دارد. از طرفی مدیران غیرورزشی با کارکردهای مثبت و منفی خود نتوانستند به بحث درباره حضور مدیران ورزشی و غیرورزشی پایان دهند.
مباحثی مانند زیرساختهای ورزش، تفاوت فدراسیون و باشگاهها، سازمان نظام یافته ورزش، اقتصاد در ورزش و ورزش همگانی، حرفهای و قهرمانی و این که چه کسانی شایستگی انتخاب مدیران ورزش را دارند، نکاتی است که لازمه آن، داشتن یک نظامنامه حرفهای و برنامه محور برای ورزش است.
وحید مرادی، دبیر فدراسیون قایقرانی درباره انتصاب مدیران ورزشی میگوید: آنچه امروز در ورزش ایران رخ داده، حضور مدیران غیرورزشی است در صورتی که مدیران ورزش باید خود ورزشکار بوده و در ورزش صاحب تجربه تئوری و عملی باشند، ضمن این که لازم است مدیر ورزش دانش و تحصیلات ورزشی داشته باشد. در غیر این صورت، سبب فرصتسوزی و از بین رفتن منابع میشود.
بیژن شیری، یکی دیگر از کارشناسان ورزش که در رادیو ورزش صحبت میکرد، میگوید: افراد با عقبه سیاسی، هنگامی که به ورزش وارد میشوند، برای پیشبرد اهدافشان افراد مورد نظر خود را وارد بخشهای مختلف ورزش میکنند. این افراد در بدو ورود خود، پستهای بالای سازمانی را اشغال میکنند که این کار سبب بیانگیزگی دیگر کارکنان سازمان میشود زیرا آنان میبینند که دیگر نمیتوانند در سازمان خود ارتقا پیدا کنند.
ناصر عظیمی، پیشکسوت و کارشناس ورزش معتقد است، قاعده ورزش احترام شاگرد به بزرگترها و پیشکسوتان است. وی میگوید: در نظام ورزش ما وقتی شاگرد به مقام بالاتر میرسد، از او میخواهند پیشکسوت خود را کنار بزند. این چرخه ادامه دارد و ورزش از وجود متخصصان ورزش کم شده است. چرا باید بزرگان ورزش ایران کنار گذاشته شوند؟
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم