مرده شوی نمونه سال

از یک طنزنویس و از یک ستون طنز ، معمولا انتظارات مختلفی هست. قاطبه مخاطبان توقع دارند که قلم مبارک را به هر جایی بکشانیم و از هر سوراخی سر در بیاوریم ولو شده سوراخ لایه اگ زن (که آخرش ما نفهمیدیم اوزون است یا ازن یا همین که قبل از پرانتز هست؛!
کد خبر: ۹۵۹۹۹

فرهنگستان زبان و ادب پارسی هم که قربانش بروم ، این وسط نشسته دارد ما را تماشا می کند!).
توصیه قدیمی ها: سرت به کار خودت باشد. به حرف مردم چه کار داری؛ مثلا عده ای همین الان توقع دارند برداریم قلم را سیاسی کنیم ، راجع به پرونده هسته ای ایران در شورای امنیت و یا هشدار 160 نماینده مجلس محترم به دبیرکل سازمان ملل ، مبنی بر خروج از معاهده ان.پی.تی ، در صورت عدم حل و فصل مسالمت آمیز این پرونده بنویسیم ، حال آن که این موضوع ، نه در حد و قواره ماست که به آن وارد شویم و نه بشخصه دل و جرائتش را داریم در این قبیل امور فضولی نماییم . آدم باید حد خودش را بشناسد. تا این قضیه در سطح بالا حل نشود ، ما در سطح پایین چه کاری از دستمان برمی آید؛ جز این که ممکن است یک وقت ناغافل یک حرفی بزنیم که اوضاع منطقه را به لحاظ استراتژیک بدتر کند و آن وقت این وسط ، ما برویم زیر سوال !
توصیه مجدد قدیمی ها: سری را که درد نمی کند ، دستمال نمی بندند. مگر این که دستمال اضافه داشته باشید و آبریزش بینی هم نداشته باشید حتی عده دیگری که ورزش دوست هستند ، ممکن است این طور از ما توقع داشته باشند که برداریم در ارتباط با مقولات ورزشی چیز بنویسیم و حتی از الان به استقبال جام جهانی برویم که ما یکی زیر بار نمی رویم . چه دردی از دیگران را دوا درمان کرده ایم اگر راجع به انتخاب رنگ سفید به عنوان رنگ لباس تیم ملی در جام جهانی بنویسیم . خدا وکیلی ، این حرفها اصلا به قیافه قلمی ما می خورد؛ توصیه موکد قدیمی ها: کار هر بز نیست خرمن کوفتن. چه رسد به ما که غالبا هم بز می آوریم !فلذا ما کار خودمان را می کنیم و حرف خودمان را می زنیم . می خواهد مقبول بیفتد ، می خواهد نیفتد. ما معمولا عادت داریم درباره آن چیزی مطلب بنویسم که به عقل جن هم نرسد. (از عزیزان اجنه معذرت می خواهم. در میان ما انسان ها این طور جا افتاده که در مثل مناقشه نیست). مثلا کدام یک از شما فکر می کردید که الان می خواهم راجع به تجلیل شهردار تهران از عزیزان مرده شوی شاغل در بهشت زهرا مطلب بنویسم؛ در حالی که این اقدام جناب دکتر قالیباف در مراسم تجلیل از کارگران واحدهای اجرایی متوفیات سازمان بهشت زهرا واقعا جای قدردانی دارد و من بشخصه بر خود فرض دانستم که مراتب سپاسگزاری قلبی و قبلی و قبری خود را نسبت به این کار و ابتکار اعلام نمایم. کاری هم به حرف و حدیث دیگران ندارم . خیلی ها ممکن است این جور تجلیل ها برایشان عجیب باشد اما به نظر ما عجیب خودشان هستند و هفت جد و آبائشان! نگاه ما غلط است . ادامه همان نگاه دنباله داری است که سالها پیش (در دهه 70) وقتی یکی از شهرداران وقت تهران در مجلس محترم آن هنگام ، حضور یافت و راجع به کمبود مرده شوی سخن گفت ، اکثریت قریب به اتفاق نمایندگان محترم فی المجلس زدند زیر خنده به طوری که شهردار وقت مجبور شد به شوخی در پشت تریبون بگوید: «مرده شور خنده هایتان را ببرد!» باور کنید باید از برگزارکنندگان مراسم تجلیل از غسال های شریف و زحمتکش هم تجلیل کرد که یک همچین فکر خوبی به ذهنشان خطور کرده است . باید با اقدامات اصلاحی و اجتماعی تازه ، به تصحیح نگاههای عرفی و عادتی غلطی پرداخت که بعضا در پاره ای موارد در جامعه ما وجود دارد و سازمان فرهنگی هنری شهرداری در این زمینه وظیفه سنگینی را بر عهده دارد. بخصوص معاونت فرهنگی .پیشنهاد جدید: بر همین اساس پیشنهاد می شود هر سال در کنار سایر مشاغل ، از شغل شریف غسالی هم تجلیل شود و هر ساله از میان این قشر زحمتکش و بی ادعا ، یک نفر به عنوان «مرده شور نمونه سال» برگزیده شود. کسی که هیچ کس بخوبی او در طول سال ، مرده ای را نشسته باشد.گفتنی است که در پایان مراسم تجلیل از غسالهای بهشت زهرا (که تیتر پریروز روزنامه وزین همشهری بود) ، شهردار عزیز تهران در کنار خانواده و در جمع کارکنان بهشت زهرا ، به صرف شام پرداخت که امیدواریم مصداق «شام آخر» نبوده باشد و هر سال (یا هر چندسال یک بار) تکرار شود.

رضا رفیع
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها