در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به قول یکی از جهانگردان که راهش به ایران کشیده شده بود اگر از شمال آمریکا به جنوبش سفر کنید همه جا مردم یک لباس میپوشند و یک غذا میخورند، اما تنها کافی است در خطه شمال ایران 20 کیلومتر تغییر مکان دهید تا با لباسهای متفاوت آدابهای گوناگون و غذا و گویش و لهجه متفاوتی برخورد کنید. آیینهای ایرانی هم زاییده این تنوع بالای قومیتی است. آیینهایی که هر کدام ریشه در سبک زندگی مردمان آن منطقه دارد. هرچند بسیاری از آیینها به شهرت رسیدهاند، اما صدها آیین در این سرزمین وجود دارد و بهتر آن که هنوز پاس داشته میشود و کمتر به شهرت رسیدهاند. یکی از آنها آیین «چلکچلون» است و در میان قوم نازنین بختیاری رواج دارد.
این آیین جذاب و شیرین بختیاریها زمانی برگزار میشود که باران بسیار ببارد و باعث پریشانی مردم شود. بارش بیش از اندازه، احتمال خسارت و جاری شدن سیل را افزایش میدهد و به نوعی زندگی آنها را تهدید میکند.
در این مراسم که به «چل کچلون» یا «باران بند» معروف است، عناصر انسانی دیده نمیشود، بلکه نمادهایی که به صورت چوب یا بندی بلند ساخته میشود، جلوی سیاه چادرها یا خانهها بسته میشود. در این مراسم شخصی با آراستن جلوی سیاه چادر، 40 قطعه چوب تهیه کرده و روی آنها نام 40 فرد کچل را مینویسد و آن را در زیر بارش باران قرار میدهد. سپس چوبی دیگر برداشته به هر کدام از چوبها ضربهای زده و این شعر را میخواند:
چل کچلون واداره، خدا بارون واداره
در این مراسم فقط یک نفر دست به اجرا میزند و مردم تماشاگرانی هستند که از داخل سیاهچادر یا پنجره خانه مراسم را تماشا میکنند و به این ترتیب اهالی معتقدند که سینه ابرها شکافتهشده و ساعتی بعد ریزش باران قطع خواهد شد. گاه نیز جوانان محله جمع شده، هر یک بند بلندی را به دست میگیرند و نام 40 کچل از افراد محله را بلند خوانده و با هر بار خواندن یک گره بر بند مورد نظر میزنند تا 40 گره تکمیل شود. سپس آن 40گره را در باران به شاخه درختی آویزان میکنند تا باران قطع شود.
میثم اسماعیلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: