در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با این حال، او در گفتوگویی با ورایتی، میگوید نسبت به موفقیت انتقادی آن خوشبین و امیدوار بوده است: «با این نیت کار تولید را شروع نکردیم که به احیای آن فیلم موفق کلاسیک بپردازیم. از خودم پرسیدم چگونه میتوان نسخه اورجینال را دوبارهسازی کرد؟ این نسخه کامل و بیعیب و نقص است و هیچ جایی برای کار دوباره نمیگذارد. با بسیاری از طرفداران فیلم صحبت کردم، همه آنها عقیده داشتند فکر دوبارهسازی آن، کاری احمقانه است. فکر نمیکنم کسی حاضر به انجام چنین کاری شود. نگاه ما به کتاب بلانتی، نگاهی متفاوت است. کاملا مشخص است که تو در مقام فیلمساز نمیتوانی همان قصه را دوباره تعریف کنی، بنابراین ما افسانه آن اتفاقی را که چهل سال قبل رخ داده بود، مورد استفاده قرار دادیم. باید زبان داستان را به امروز برگردانده و حال و هوای معاصر به آن میدادیم. گرچه محور و موضوع داستان یکی است، اما میتوان کاراکترهایی با روحیات و خلق و خوی امروزی به آن داد. به این ترتیب، داستان مجموعه ما بهصورت دنبالهای غیرمستقیم بر نسخه فیلم سینمایی سال 1973 در آمد. با این کار، ما هم هواداران قدیمی را با خود نگه داشته و همراه کردیم و هم هواداران تازهای برایش فراهم و پیدا کردیم.»
نسخه تازه تلویزیونی جنگیر برعکس نسخه سینمایی، دو کشیش را در داستان خود دارد؛ پدر توماس جوان و پدر مارکوس میانسال. با آن که پذیرش یک داستان فراطبیعی و جنگیری چندان ساده نیست و شاید کمتر کسی آن را باور کند، اما سازندگان مجموعه آن را در یک دنیای واقعی و معمولی به تصویر میکشند. فضاسازی کاملا رئالیستی است و در آن، هیچ اثری از حضور چیزهای غیرواقعی و تخیلی نیست. اسلیتر به این نکته اشاره میکند که تماشاگران تلویزیونی این نوع داستانهای ترسناک را خیلی دوست دارند و به همان اندازه، برنامهسازان قاب کوچک نسبت به تولید این نوع مجموعهها بیتفاوت و خنثی هستند. در حالی که بخش اعظم برنامههای تلویزیونی به ژانر اکشن پلیسی و کمدی خانوادگی اختصاص دارد، کمتر تهیهکننده و برنامهسازی سراغ ژانر ترس و وحشت میرود. اسلیتر میگوید: «اولینبار فیلم جنگیر را 13 سالگی دیدم، عاشق و طرفدار فیلمهای ژانر وحشت بودم. درباره فیلم چیزهای زیادی شنیده بودم و پدر و مادرم مرا از دیدن آن منع میکردند. میتوانم بگویم ترسناکترین چیزی بود که به عمرم دیده بودم. سه شب از ترس خوابم نبرد! تولید فیلم و مجموعه در ژانر وحشت کار سادهای نیست. تماشاگران در هر دو رسانه عاقل و باهوش هستند و به راحتی گول نمیخورند. باید کاری قوی و قابل دفاع ارائه کنی تا رضایت خاطر آنها فراهم شود. شاید به همین دلیل است که تهیهکنندگان تلویزیونی ترجیح میدهند به جای ساخت مجموعههای ترسناک، سراغ ژانرهای مطمئنی مثل اکشن یا کمدی بروند. نگارش فیلمنامه مجموعههای ترسناک هم کار دشواری است و وقت زیادی میبرد. اگر کارگردان و تهیهکننده این مجموعهها عاشق کارشان نباشند و فقط بخواهند انجاموظیفه کنند، تولید کارهای ترسناک امکانپذیر نیست. پشت صحنه مجموعه ما هم مثل خود داستان، ترسناک و هولآور بود! مشکلات کار به قدری زیاد بود که بعضی وقتها میگفتیم قید ادامه کار را بزنیم و رهایش کنیم.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: