در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کودکان، فردای جامعه هستند، اما تصویری از آرزوهای ما نیستند. کودکان امانتهایی هستند که باید مراقب آنها باشیم، اجازه دهیم رشد کنند و به حقوق آنها احترام بگذاریم و در نهایت آماده باشیم که ما را ترک کنند.
هرچقدر بیشتر برای فرزندان خود سرمایه بگذاریم و بیش از اندازه توجه غیرضروری نشان دهیم، از یک سو کودکان دچار مشکلاتی مثل فقدان اعتماد به نفس و زیادهخواهی میشوند و از سوی دیگر توقعات ما نسبت به آنها زیاد میشود و وابستگیهایمان از حد میگذرد. چنین میشود که کودکان 40 سالهای داریم که هنوز از ما پول تو جیبی میگیرند و ترس از جدایی از خانه و والدین در گوشت و خونشان رسوخ کرده است و به هیچ قیمتی تن به ازدواج و استقلال نمیدهند، اما همچنان فرزند نسل گذشته نیز نیستند که چرخ خانواده به دستان توانای آنان بچرخد و بازویی باشند که به کمک پدر بار زندگی را بردوش گرفته یا حتی آن را از والدین تحویل گرفته است.
گرچه سالهای سال عادت کرده بودیم که پسران کسب و کارمان را به ارث ببرند و دختران دلسوزمان باشند، اما گسست اجتماعی و گذار جامعه از شکل سنتی به مدرن سبب میشود این چارچوبهای تعریف شده در هم بشکند و امور، آن طور که ما پیشبینی کرده بودیم پیش نرود.
این که ما کودکان خود را خمیری بیشکل تصور کنیم که میتوانیم آنان را دستمایه شکلگیری آرزوهای سرکوب شده خود قرار دهیم و گذشته ناکام خود را با موفقیتهای برنامهریزی شده و شبیهسازی شدهمان توسط آنان بازسازی کنیم، تصوری غلط است که نهتنها اتفاق نمیافتد بلکه سبب بروز آسیبها و خانواده گریزی در کودکان میشود.
بلا تکلیفی کودکان در جامعه و پرورش قشری که در اثر توجه بیش از حد والدین توقع مشاغل مدیریتی و پشت میز نشینی دارند و از همان ابتدا میگویند این کار در شان ما نیست، خود مشکل دیگری است که بر مشکل بیکاری در جامعه میافزاید.
ترویج فرهنگ فرزندآوری و حفظ چارچوبهای فامیلی با داشتن بیش از یک فرزند کاری بسیار عقلانی و پسندیده است، اما باید در نظر داشت از امروز برای کودکان فردا فکر شود.ایجاد اشتغال از یک سو و آمادهسازی ذهن کودکان برای شاغل شدن و کار آفرینی از سوی دیگر میتواند به این وضع کمک کند.
کودکان هر چقدر آموزشها و مهارتهای ارتباطی در شبکههای اجتماعی را میآموزند توانایی ارتباط موثر با جامعه در آنان کمرنگتر میشود و نیازهای آموزشی و تربیتی آنان برای حضور در جمع و ارتباطات اجتماعی بیشتر میشود. بنابراین خانوادهها بیشتر باید در مورد جامعهپذیری فرزندانشان برنامهریزی کنند.
زمینه چینی برای حضور آنان در اجتماع کودکان مثل پارک، مسابقات، انجمنهای ورزشی و فرهنگی میتواند این نقیصه را برطرف کند.
از سوی دیگر در معرض اطلاعات قرار گرفتن کودکان سبب بلوغ زودرس فکری آنان و متقابلا توقعات فزاینده و بزرگتر از سنشان میشود.
گرچه این امکانات سبب شده است کودکان نسبت به نسل گذشته باهوشتر شوند، اما تکنولوژی در عمق بخشیدن به تفکر آنان چندان موثر نبوده است.
افزایش تحریکات محیطی و سرعت و تنوع نامحدود تکنولوژی، فرصت فکر کردن را از آنها گرفته است. در نتیجه کودکان بسادگی از هر الگویی تقلید میکنند.
ما اگر میخواهیم نسل فردا را بهتر از دیروز بسازیم باید به تعهدات خود پایبند باشیم و به عنوان الگوهای کودکان رفتار درستی پیشه کنیم. آنها اول از همه از والدین خود تقلید میکنند.
کودکان نیاز به قوانین مشخص و واضح دارند. قوانینی که در اجرای آن قاطعیت به خرج دهیم.
با مثبتگویی و مثبتاندیشی آنان را میتوانیم به فردا امیدوار کنیم و این رفتار را در آنان تقویت نماییم.
باید راهنمای خوبی برای کودکان باشیم و به جای سرکوب سوالات آنان پرسشگر و خلاق پرورششان دهیم.
بهتر است کودکان را با استفاده صحیح از سامانههای دیجیتال آشنا کنیم قبل از این که از طریق دوستان سبک نادرست استفاده از آن را بیاموزند.
سعی کنیم واقعیت زندگی را به آنان بیاموزیم نه ایدهآلها را. کودک باید با مواجهه و مبارزه در دنیای واقعی آشنا شود و بتواند برای به دست آوردن بهترینها در میان جمعی از رقبا تلاش کند. در عین حال قادر باشد به کار تیمی تن در دهد و قواعد برنده ـ برنده را در بازی بیاموزد و همیشه در پی زمین زدن دیگری برای بردن نباشد.
اگر ما بیاموزیم والدین بهتری برای فردا باشیم، کودکان بهتری پرورش میدهیم. کودکانی که باید مرزهای فردا را گسترش دهند نه این که از مرزهای جغرافیایی به جایی بهتر کوچ کنند. جای بهتر همان جایی است که ما بهترین تلاشمان را از خود بروز میدهیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: