در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سفر فردی به عراق گرچه امکانپذیر است، اما به دلیل شرایط ناامنی در این کشور از سوی سازمان حج و اوقاف ممنوع اعلام شده است، اما سفر گروهی از طریق تورهای گردشگری مذهبی مجاز و زیر نظر سازمان حج و اوقاف امکان پذیر است و از دو طریق زمینی (مرزهای مهران در استان ایلام و چزابه و شلمچه در خوزستان) و هوایی صورت میگیرد. این تورها که مقصدش نجف و کربلاست، تقریبا هفت روزه است و قیمت زمینی آن یک میلیون تا یک میلیون و 200 هزار تومان است.
سفرهای هوایی به عراق نیز در سه گروه زمانی سه، چهار و هفت روزه برنامهریزی شده که همه این پروازها از ایران به مقصد فرودگاه نجف انجام میشود. قیمت سفر هوایی هفت روزه به مبدأ تهران از یکمیلیون و 300 هزار تومان شروع میشود که این هزینه در ایام خاص مثل نوروز یا محرم و صفر تا دو میلیون تومان و حتی بیش از آن افزایش مییابد
سفرهای زیادی در طول سال در اقصی نقاط دنیا صورت میگیرد که پشت هریک از آنها انگیزهای است؛ تفریح، لذت و سرگرمی، مشاهده و کشف ناشناختهها و... در این میان برخی هم با نیتی متفاوتتر یعنی کسب مدارج معنوی و کمالات روحی سفر میکنند و به این ترتیب گردشگری مذهبی یا به عبارتی زیارتی شکل میگیرد که از رایجترین اشکال گردشگری در سراسر جهان است و سابقهای دیرینه دارد.
ردپای گردشگری مذهبی را میتوان در همه ادیان و ملل مشاهده کرد. درواقع مقاصد اصلی گردشگران مذهبی در سراسر جهان پراکنده است؛ از مکه و محل اجماع میلیونی مسلمانان در آیین حج گرفته تا واتیکان در ایتالیا یا کلیسای نوتردام در فرانسه که از مراکز گردشگری مذهبی مهم مسیحیان جهان است یا بیتالمقدس که یکی از شهرهای مقدس همه ادیان بوده و البته پس از مکه و مدینه سومین شهر مقدس در اسلام و مقدسترین شهر در مسیحیت نیز به شمار میرود.
شهر کهن لهاسا در تبت هم مرکز مذهب بودایی و یکی از مقاصد مهم گردشگران مذهبی است، همچون معابد هندوئیست در هند که برای خود رونق بسیاری دارند.
از مکه تا کربلا
اما در گستره اسلام فقط شهرهای مکه و مدینه نیست که مورد اقبال مسلمانان جهان قرار دارد و سالانه میلیونها زائر مشتاق به سوی آنها سفر میکنند، بلکه شهرها و مشاهد فرزندان پیامبر خاتم(ص) همچون مشهد و عتبات عالیات نیز از مقاصد مهم گردشگران مذهبی بویژه شیعیان است که سال به سال هم با اقبال بیشتری از سوی مسلمانان مواجه میشود. در بین این شهرها اما کربلا که مقتل سومین امام(ع) است، چیز دیگری است؛ حال دیگری دارد و صفای دیگری. این شهر که مرکز استان کربلا یکی از شهرهای جنوبی کشور عراق است، بویژه در سالهای اخیر بشدت مورد توجه شیعیان جهان بویژه ایرانیان قرار گرفته، به طوری که در تمام ایام سال مملو از زائران و گردشگران مشتاق و آرزومندی است که دل بیقرارشان جز با حضور در آن روضه رضوان آرام نمیگیرد، اما فقط کربلا نیست که جان عشاق آرزومند را به سوی خود میکشاند و پای آنها را در رکاب عشق بازی که هر جا نام حسین باشد و یاران و فرزندانش، دل و جان مشتاقان هم همانجاست.
گردشگری محرم
نام حسین و یاران و فرزندانش، اما بیش از هر زمانی با ماه محرم گره خورده است. ماهی که گرچه جنگ در آن حرام شمرده شده، اما فرزند پیامبر خدا در آن به شهادت میرسد تا سایه حزن و اندوه و عزا تا ابد بر روی این ماه سنگینی کند. حالا محرم که میشود جای جای ایران اسلامی و اغلب کشورهای مسلمان، یکسره سیاهپوش میشود و عزادار. خیمههای عزا برپا شده و مردم دستهدسته با هر قومیت و آیینی به سوگواری مولا و مقتدای شهیدشان مینشینند، اما از آنجا که تنوع قومها در ایران زیاد است، شیوههای گوناگونی از عزاداری و آیین و رسوم متنوعی در این خصوص از دیرباز در سراسر این سرزمین به جا مانده که امروزه هر کدامشان به جاذبهای برای گردشگران مذهبی تبدیل شده و آنها را به سوی خود میکشاند. البته آیین عزاداری محرم و صفر در برخی دیگر از کشورهای اسلامی همچون خود عراق، پاکستان، افغانستان و لبنان نیز با شکوه و شمایل ویژهای برگزار میشود. این نوع گردشگری که میتوان از آن به نام گردشگری محرم یا گردشگری عشق یاد کرد؛ مخصوص یک روز خاص نیست، بلکه به دلیل گستردگی عزاداری در طول دو ماه محرم و صفر، در تمام این ایام رونق دارد، گرچه اوج آن در دهه اول محرم و روز تاسوعا و عاشورا و همچنین اربعین و روزهای پایانی ماه صفر است که به شهادت امام هشتم شیعیان ختم میشود. آیین و رسوم عزاداری اباعبدالله که بسیاری از آنان ثبت معنوی هم شده است، در چند سال اخیر نه تنها باعث رقم خوردن سفرهای داخلی زیادی از سوی هموطنان برای بازدید از این مراسم شده، بلکه پای گردشگران خارجی را هم به کشورمان در این ایام باز کرده و درواقع تنها نوع گردشگری است که تغییرات فصلی و آب و هوایی و سرما و گرما باعث کاهش گردشگرانش نمیشود.
سر مبارک یار کجاست؟
گرچه کربلا حرم یار است و پیکر معشوق و محبوب آنجا آرمیده است، اما این پیکر عزیز بیسر است و سرش در سرزمینی دیگر عشقبازی میکند؛ این را روایات مختلف شیعه و سنی عنوان میکنند. در واقع چند روایت برای محل دفن سر حضرت سیدالشهدا(ع) وجود دارد. قول اول میگوید که حضرت سجاد(ع) سر مبارک را به کربلا بازگردانیده و به بدن سیدالشهدا(ع) ملحق کرده است. قول دوم تاکید میکند که سر مبارک آن حضرت در نجف اشرف در کنار مرقد امیرالمؤمنین(ع) است. قول سوم حکایت از دفن آن در حومه کوفه دارد و قول چهارم به دفن سر مبارک در بقیع اشاره میکند. قول پنجم محل دفن سر آن یار را در محل فعلی مقام رأس الحسین(ع) در مسجد اموی دمشق در سوریه میداند و در نهایت قول ششم روایت کرده که سر بیپیکر اباعبدالله در مصر دفن شده است. در میان این اقوال، به فرموده امامان معصوم(ع)، قول اول صحیح است. سید بن طاووس در لهوف (ج 2، ص 112) و شیخ طوسی و علامه مجلسی در بحارالانوار نیز با همین نظر موافقند. در مورد زمان ملحق شدن سر به بدن، به گفته علامه مجلسی، امام سجاد(ع) در روز اربعین اول یعنی بیستم ماه صفر سال 61، با دیگر اهل بیت(ع) از شام وارد کربلا شده و سر امام حسین(ع) را به بدن ایشان ملحق کردهاند.
کربلا کجاست؟
شهر مقدس کربلا مرکز استان کربلاست و در صد کیلومتری جنوب غربی بغداد واقع شده است. در زمان حیات امام علی(ع) این شهر را به اسامی نینوا و شطالفرات نیز میشناختند. نظریات زیادی درباره ریشهزبانی نام کربلا وجود دارد. برخی بر این باورند که نام کربلا در زبان آشوری کهن ریشه دارد و از دو بخش کرب به معنای نزدیک و الله به معنای خداوند گرفته شده است. برخی دیگر مانند یاقوت حموی جغرافیدان مسلمان بر این باورند که نام کربلا از واژه عربی کربلا به معنای زمین نرم اخذ شده است. برخی هم معتقدند این واژه در اصل برگرفته از زمان فارسی و دو کلمه کار و بالاست. تا سالهای اولیه قرن بیستم میلادی ایرانیان 75 درصد سکنه کربلا را تشکیل میدادند، اما در دوره سلطه بریتانیاییها بر کربلا جمعیت ایرانیان ساکن کربلا بتدریج کاهش یافت.
در زمان حاکمیت صدام حسین در عراق سختگیریها بر مردم شهر کربلا شدت یافت و در این زمان غیرشیعیان مجاز به سفر به کربلا نبودند.
کربلا... سفر عشق؛ سفر قسمت
ساعت حدود 8 صبح بود که هواپیما بر زمین نشست؛ فرودگاه ساده و کوچک نجف؛ فرودگاهی که تازه پایان سفر فهمیدم تا ابد بخشی از دلم در آن بیتوته خواهد کرد. اتصالی که البته هیچ دلیلی برایش جز همان عبارتی که با خط آبی بر سر در خروجی فرودگاه حک شده بود، نمییابم؛ عبارت شکوهمند و پررمز و راز «نجف اشرف»؛ دروازه ورود به سرزمین عراق، به دریای بیکران محبت علی(ع)، به سرزمین سوز و گداز، شور و عشق، به دیار خونبار کربلا که آن روز بر دلم عجیب نشست و امروز همچنان به خاطرآوردنش جویی از اشک در برکه چشمانم جاری میکند.
اما فرصتی برای ماندن در نجف نبود، صبح پنجشنبه بود و باید طبق برنامه کاروان تا غروب خود را به کربلا میرساندیم، چراکه اقامت در کربلا در شب جمعه بسیار توصیه شده و در برنامه همه کاروانها قرار دارد. بیدرنگ سوار اتوبوسهایی شدیم که از قبل برایمان تدارکدیده شده بود. تقریبا تمام دو سه ساعت مسیر نجف تا کربلا را گیج خواب بودم و وقتی به خود آمدم وارد سرزمین کربلا شده بودیم؛ نخلهای کنار خیابان، خانههای کهنه و قدیمی. خیابانهای آسفالت و جدول کشی شده و تمیز، مغازهها و پاساژها، خانهها و عمارتهای شیک و... از هیچ کدامشان خبری در کربلا نبود، چه در ابتدای ورود به شهر و چه هنگام گشت و گذار در آن.
پای در کربلا
خانواده سخت درگیر جابهجایی وسایل بودند و من اما درگیر کربلا، باورکردنی نبود پاهای من به زمین کربلا رسیده باشد. واقعا اینجایم؟ در سرزمین عشق، شاید که تعبیر خواب دوران نوجوانیام بود. کنجکاوی مثل همان دوران پر شر و شور نوجوانی سراغم آمد و اولین سرک را به کوچههای اطراف هتل کشیدم؛ باز هم سادگی، زمینهای خاکی و شهروندانی که چهره و پوششان بیش از هر چیز فقر و نداری را جلوی چشمانت میآورد. حداقل در محلاتی که محل اقامت و مسیر تردد ما تا بینالحرمین بود؛ تا قطعهای از بهشت که دیگر نه خاک مهم بود و نه خاکی بودن، چراکه وادی از خود بیخود شدن، جان به عشق و شور سپردن و آسمانی شدن بود. در کربلا به عینه میتوانی سفر از ناسوت به لاهوت را در کمترین زمان ممکن تجربه کنی. ناسوت آنجا که در شهر پرسه میزنی و تردد و جابهجایی برخی از مردم و سالمندان را در کوچهها و معابر تنگ و خاکی همچنان با ابتداییترین ساخت دست بشر یعنی گاری مشاهده میکنی و لاهوت آنجا که با رسیدن به انتهای کوچه، اولین تلالوی طلایی دو گنبد حرم یار جلوهنمایی میکند و دلت را هرولهوار به صحن و سرای عشق؛ حرم اباعبدالله الحسین(ع) و بارگاه همیشه مواج و پرخروش علمدار کربلا میرساند. اینجا دیگر تو میمانی و احساس و عشق خودت؛ احساسی که توصیفش در قالب کلمات و واژهها نمیگنجد...
محمد مرادزاده/ جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: