در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یک اسلحه کلت از زیر کت خود نشانم داد، دستبند هم داشت. خودش را مامور معرفی میکرد. از من خواست موتورسیکلت رابه کنار خیابان انتقال بدهم. چون ریگی به کفشم نبود در کنار خیابان توقف کردم. گواهینامه رانندگیام را هم از داخل جیبم درآوردم.
او مدارکم را بررسی کرد و گفت: شما مقداری وجه نقد تقلبی همراه دارید. با تعجب دو بسته پول از جیبم درآوردم و تحویلش دادم.
در حالی که اسکناسها رانگاه میکرد گفت: ماشین کلانتری آن طرف چهارراه است، بیایید تا با دستگاه مخصوص، اسکناسها را بررسی کنم. او از
چهار راه رد شد. من هم دوباره به چراغ قرمز خوردم. البته چون به حرکات و رفتارش شک کرده بودم به هر سختی بوداز لابه لای ماشینها رد شدم، اما تازه فهمیدم چه کلاهی سرم رفته است. آن طرف خیابان اثری از مامور قلابی نبود. موضوع را به پلیس 110 اعلام کردم.
برای ادامه تحقیقات به پلیس آگاهی خراسان رضوی معرفی شدم. اطلاعات لازم را در اختیار پلیس گذاشتم. بعد از سه روز از پلیس آگاهی زنگ زدند و گفتند سارق مامورنما را دستگیر کردهاند. متهم تا این لحظه به سه مورد سرقت مشابه از افراد ساده لوحی مثل من که با دیدن یک کلت پلاستیکی خام شده بودند اعتراف کرده است. باید کارت شناسایی از او میخواستم و پولها را در اختیارش نمیگذاشتم. من اشتباه کردم و... .
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: