در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
باز بودن در شرکت در آن ساعت، شک او را بیشتر کرد. دلشوره عجیبی داشت، با دستانی لرزان در اتاق هوشنگ را باز کرد و با جسد غرق در خون او پشت میز کارش روبهرو شد. جیغی کشید و از هوش رفت. سرایدار با شنیدن صدای جیغ، خود را به طبقه چهارم رساند و با مشاهده آن صحنه با پلیس و اورژانس تماس گرفت. دقایقی بعد خودروهای پلیس،آمبولانس اورژانس و پزشکی قانونی در مقابل ساختمان تجاری توقف کردند. بررسیها نشان میداد که مدیرعامل شرکت با شلیک دو گلوله به قتل رسیده است.
سروان میری در خانه در حال استراحت بود که این قتل به او گزارش شد و برای تحقیقات خود را به آنجا رساند. افسر کلانتری که تحقیقات مقدماتی را انجام داده بود به کارآگاه گفت: ساعت 10 و 30 دقیقه امشب از مرکز فوریتهای پلیسی 110 قتل مردی به ما گزارش شد. من نزدیکترین گشت به محل بودم، خودم را به اینجا رساندم. سرایدار مقابل در ساختمان ایستاده بود و با راهنمایی او به طبقه چهارم رفتم. پس از ورود به شرکت با جسد غرق در خون مدیرعامل شرکت پشت میز کارش روبهرو شدم که با صورت روی میز افتاده بود. زن میانسال هم نیمههوشیار روی مبلی افتاده بود.
آثار بهم ریختگی در اتاق دیده میشد. آثار بهم ریختگی برای درگیری نبود و به نظر میرسد قاتل به دنبال چیزی بوده است.
چه کسی موضوع را به پلیس اعلام کرد؟
امشب هوشنگ قرار بود ساعت 9 به خانه برود، اما دیر میکند و تلفن همراهش هم خاموش بود. همسرش به موضوع مشکوک شده و به اینجا میآید که با صدای جیغ او سرایدار خود را به طبقه چهارم شرکت میرساند و با مشاهده جسد با ما تماس میگیرد. بر اساس آنچه ما به دست آوردیم، هوشنگ با یکی از بدهکارانش قرار داشت تا برایش پول بیاورد. آنطور که همکارانش میگویند او پول نزول میداده و این شرکت پوششی برای کارهایش بوده است.
سروان به داخل اتاق مدیرعامل رفت، دکتر در حال معاینه جسد روی برانکارد بود. دکتر جنایی میدانست که سروان به دنبال گزارش اولیه معاینه است و تا آن را نگوید از بالای سرش تکان نمیخورد. به همین دلیل در حالی که به معاینه ادامه میداد، گفت: قتل حدود ساعت 8 و 30 دقیقه تا 9 رخ داده است. دو گلوله به سینه و شکم او اصابت کرده و بر اثر شدت جراحات او در دم جان باخته است. گلولهها از فاصله نزدیک شلیک شده و به قول شما کارآگاهها قتل توسط یک آشنا انجام شده است، چون هیچ آثاری از درگیری روی بدن مقتول دیده نمیشود. بیشتر از این چیزی ندارم بگویم، بقیه گزارش بماند برای بعد از کالبد شکافی.
سروان، افسر کلانتری را صدا کرد و گفت: به ترتیب سرایدار، همسر مقتول و مرد بدهکار را به داخل اتاق بیاور، باید الان از آنها بازجویی کنم.کلید کشف راز این قتل در دست یکی از این سه نفر است.
سرایدار مرد قوی هیکلی بود که وقتی روبهروی کارآگاه قرار گرفت، گفت: من وقتی صدای جیغ را شنیدم به شرکت آمدم و متوجه قتل شدم.
فرد مشکوکی وارد یا از شرکت خارج نشد؟
من تا ساعت 10 شب به ورود و خروج زیاد کار ندارم. این ساختمان اداری است و 40 واحد دارد. پس رفت و آمد به آن زیاد است. من ساعت 10 درها را میبندم و حواسم به رفت و آمد هست.
صدای شلیک گلوله نشنیدی؟
نه. حتما صدا خفه کن داشته است. الان سارقها حرفهای شدهاند.
همسر هوشنگ دومین نفری بود که مقابل سروان نشست و گفت: قرار بود ساعت 9 شب به خانه بیاید تا به خانه دخترمان برویم. وقتی دیر کرد با تلفن همراهش تماس گرفتم که پاسخگو نبود. چند بار زنگ زدم، اما باز هم جواب نداد. هوشنگ در هر شرایطی مرا بیخبر نمیگذاشت، به همین دلیل مشکوک شدم و آژانس گرفتم و به اینجا آمدم.
آخرین بار چه زمانی با او تماس گرفتید؟
حدود ساعت 7 بود. گفت با بدهکاری قرار دارد و بعد از گرفتن پول به خانه میآید.
با کسی مشکل نداشت؟
من خبر ندارم. اگر مشکلی هم داشته به من چیزی نمیگفت. او خیلی مرا دوست داشت و همه تلاشش این بود که من در آرامش باشم.
هاشم، مرد بدهکار که از شنیدن خبر شوکه شده بود، درباره قرار ملاقات گفت: من صد میلیون تومان از هوشنگ قرض کرده بودم و سررسید بدهی فرا رسیده بود. امروز با هم قرار داشتیم که من در ترافیک گیر کردم و دیر آمدم. او منتظرم بود و عصبانی. میگفت با همسرش قرار دارد و دوست ندارد با تاخیر به خانه برسد.
من هم پول را به او دادم و سفتههایم را از او گرفتم. دیگر با او کاری نداشتم و به خانه آمدم که ماموران خواستند به اینجا بیایم. وقتی شنیدم هوشنگ کشته شده، شوکه شدم. باورم نمیشد او را به قتل رسانده باشند.
اما به نظر میرسد پول بدهی را نداشتی، به اینجا آمدی و هوشنگ را کشتی و در جستوجوی سفته همه چیز را بهم ریختی و با پیدا کردن آن از محل فرار کردی؟
نه این موضوع صحت ندارد. من هر چه داشتم فروختم و بدهی ام را دادم.
پس از تحقیق از سه مظنون قتل و بررسی دوباره شرکت، سروان توانست راز این جنایت را فاش کند.
پاسخ معمای سقوط مرگـبار
سروان با اشاره به دلایل زیر راز قتل را فاش کرد.
1 ـ مقتول در زمان مرگ لباس بیرون بر تن داشت، در حالی که همسرش مدعی بود او در حال استراحت بوده است.
2 ـ روی تخت مرتب بود در حالی که قاتل ادعا کرد شوهرش سراسیمه از خواب بیدار شده بود.
3 ـ اگر پیرمرد سقوط کرده بود همسایهها صدای افتادن او را میشنیدند.
در مسابقه شماره گذشته 1832 نفر شرکت کرده بودند که 795 نفر پاسخ صحیح دادهاند و از میان پاسخهای صحیح سعید اکبرزاده از ماهشهر و زهره آشتیانبانی از سراوان به قید قرعه برنده شدهاند.
وحید شکری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: