ریشه‌های آدمکشی

گرچه بسیاری از افراد بدون قصد قبلی و در یک درگیری یا به صورت ناخواسته مرتکب قتل می‌شوند، اما هستند مجرمانی که از روی شرارت یا نیت قبلی دست به ارتکاب جنایت زده و برای رسیدن به هدف خود جان شخص دیگری را می‌گیرند.
کد خبر: ۹۵۲۶۱۳

مستند بیراهه در برنامه هفته گذشته خود به موضوع قتل، سرقت مسلحانه و خشونت پرداخت.

قتل شوهر

زن جوانی که مرتکب قتل همسرش شده است، در مورد چرایی ارتکاب قتل و انگیزه‌اش از جنایت گفت: من چند سال قبل به عنوان زن دوم همسرم با او در شهرکی که خانه پدرم بود آشنا شده و عقد کردیم. سه ماه بعد شوهرم به زندان افتاد و هنگامی که وضع حمل کرده و فرزندم به دنیا آمد از زندان آزاد شد. او مواد مخدر قاچاق می‌کرد و به همین دلیل بیشتر اوقات در زندان بود. 13 سال مجازات حبس داشت که پس از چند سال عفو گرفت اما بازهم دست از این کارش بر نداشت.

این زن ادامه داد: همسرم تریاک می‌کشید و بعد با سوخته هایش شیره درست می‌کرد و می‌فروخت. او از 23 سالگی طعم زندان را چشیده بود. او همیشه مرا کتک می‌زد، فحاشی می‌کرد و اگر روزی از او کتک نمی‌خوردم جای تعجب داشت. همسرم بسیار بد دهن بود و حتی به مادرم که فوت کرده است فحاشی می‌کرد. هر کاری که که برایم می‌کرد با منت همراه بود و من نمی‌توانستم این زندگی را تحمل کنم. چندباری قصد داشتم طلاق بگیرم اما او تهدید کرد دیگر نمی‌توانم دخترم را ببینم و باید بعد جدایی قید او را بزنم، چون دخترم را دوست داشتم راضی به این کار نشدم.

زن جوان در مورد نحوه قتل شوهرش گفت: همسرم اسلحه‌ای در خانه داشت. روز جنایت او خواب بود و من تلویزیون می‌دیدم که یکباره تصمیم گرفتم او را بکشم. اسلحه را در بالکن آماده کردم و یک تیر به سرش زدم. اتاق تاریک بود. نیم ساعتی از ترس به خودم می‌لرزیدم. بعد از این‌که به خودم آمدم او را به زور به راه‌پله‌ها بردم و در میان پله‌ها جسدش را به دیوار تکیه دادم. بعد هم لباس‌ها و فرش را که خونی بود را بیرون کنار سطل زباله انداختم. برای این‌که راز جنایت فاش نشود اسلحه را در داخل گلدان بزرگی دفن کردم و روز بعد داخل دریا انداختم. هنوز صبح نشده بود که پسر همسایه جسد را دید و بعد همه مطلع شده و رازم برملا شد.

زن جوان که ابراز پشیمانی می‌کرد، در پایان گفت: آن زمان قلبم سیاه شده بود و از دست شکنجه‌ها و کتک‌های همسرم خسته شده بودم، تنها فکرم این بود اگر اعدام هم شوم باید از دست این مرد رها شوم. الان می‌دانم غلط کرده‌ام و از خدا می‌خواهم من را ببخشد.

علل وقوع قتل

سرهنگ حمیدی‌فر کارشناس انتظامی در خصوص علل وقوع قتل می‌گوید: قتل منتهی‌الیه جاده پرخاشگری و اقدامات و رفتارهای خشونت‌آمیز است. بهره‌مند نبودن از مهارت‌های زندگی باعث می‌شود افراد خیلی راحت کنترل خشم خود را از دست داده و مرتکب جنایت شوند. مانند دو راننده که در خیابان بر اثر تصادف، به علت آگاه نبودن با خشونت اعمالی مرتکب می‌شوند که منجر به قتل می‌شود.

جنایت در اورژانس

پسر جوان که در اورژانس بیمارستان یکی از استان‌های کشور مرتکب قتل شده و تصاویر این جنایت نیز منتشر شده بود، در مورد انگیزه‌اش از جنایت می‌گوید: در خانه نشسته بودم که یکی از شرورهای محله در حال عبور بود. چشم در چشم شدیم که من به او فحش دادم. پسر جوان اعتراض کرد که چرا فحاشی کردم و بین ما درگیری پیش آمد. اول سیلی زد و بعد چاقو کشید. بعد از چند دقیقه دو تا ماشین و موتور شدند و سراغم آمدند. التماس کردم بروند اما او به دنبال دعوا بود. درگیری شد و من یک ضربه زدم که مجروح شد. من یک چاقو زیر قلبش زدم که بر زمین افتاد، دوستانش او را به بیمارستان بردند و ساعتی بعد من به بیمارستان رفتم.

پسر قاتل ادامه داد: من دستم مجروح شده بود به بیمارستان رفتم. در آنجا یک 206 را دیدم که فکر کردم مقتول آنجا است در حالی که اشتباه فکر می‌کردم. عصبانی بودم و بدون هدف در بیمارستان می‌چرخیدم. فکر کردم آنها زودتر از من به بیمارستان آمدند چون چاقو خورده بودند.

این متهم به قتل در هنگام بازسازی صحنه قتل در اداره آگاهی در مورد چاقویی که روی زمین در بیمارستان افتاده بود، می‌گوید: من نمی‌دانم چاقو برای چه کسی است و من در بیمارستان چاقو نداشتم. چاقو 20 سانتی برای دوستم بود. من به همراه عمو و پدربزرگم و دوستانم به بیمارستان رفتیم و عمویم با چوب همه را می‌ترساند. من با چاقو پشت گردن مقتول زدم که همان باعث شد او جانش را از دست بدهد. در بیمارستان همه ترسیده بودند و کسی جلو نمی‌آمد.

قتل اشتباهی

یکی دیگر از متهمان که به اتهام قتل دستگیر شده است، گفت: من چند سال قبل خواستگار دختری بودم اما برادرش همیشه مدعی بود با من مشکل دارد. تلفنی با او صحبت کردم و خواستم مشکل را حل کند، اما نشد تا این‌که جانم به لبم رسید و خواستم از او انتقام بگیرم. روز جنایت خودرویی از خانه آنها خارج شد و من فکر کردم برادر دختر مورد علاقه‌ام در آن است، وقتی دور برگردان را دور زد به سمتش رفتم و با شلیک دو گلوله او را کشتم. پس از فرار از صحنه متوجه شدم مجید در خودرو نبوده و من به اشتباه دوست او را که آمده بود خودرو را قرض بگیرد به قتل رسانده‌ام. الان دو سال از جنایت می‌گذرد و به شدت پشیمانم که چرا خشمم را کنترل نکردم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها