در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکی از این موضوعات، وضعیت جسمی خانم کلینتون و مشکلاتی است که برای سلامت ایشان بهوجود آمده است که به اعتقاد من در مجموع اتفاق کوچکی خواهد بود. البته برای شخص خود او، این اتفاق جالبی نیست که دو ماه مانده به انتخابات، این مشکلات جسمی برایش پیش بیاید. باید به یاد داشته باشیم که هر دو نامزد انتخابات هم دونالد ترامپ و هم هیلاری کلینتون، دو سال است که در ماراتن انتخابات حضور دارند و این سفرها و حضور در شهرهای مختلف، بسیار سنگین و فرسایشی است. با وجود این طبیعی است که کمپین آقای ترامپ از این قضیه استفاده کند و به مردم بگوید که خانم کلینتون توانایی جسمی ندارد. اما از نظر من، این ماجرای بیماری، یک مساله موقتی و مسالهای کوچک از میان مسائل بسیار بزرگ موجود است و بزودی هم فراموش خواهد شد.
باید به آنهایی که تصور میکنند این ماجراها تاثیر بالایی بر روند انتخابات خواهد داشت این نکته را یادآوری کرد که مسائل خیلی جدیتری ازجمله موضوع ایمیلها و ماجرای سفارت آمریکا در بنغازی وجود دارد که میتواند دستاویز مناسبتری برای مخالفان کلینتون باشد. در میان این همه مسائل پیچیده، قضیه ناراحتی جسمی خانم کلینتون، فقط یکی از مسائل فراوان موجود است و گرچه نمیتوان گفت که هیچ تاثیری ندارد، اما چندان سرنوشتساز هم نخواهد بود. الان 20 سال است که کاندیدایی مثل هیلاری کلینتون، در معرض دید و قضاوت مردم قرار دارد. او طرفدارانو البته دشمنان زیادی هم دارد. تاریخچه بسیار طولانی از تصمیمگیریهای او در دوران مسئولیتهایش وجود دارد که باید در مورد آنها قضاوت شود. اما نباید فراموش کرد که چنین شرایطی در مورد دونالد ترامپ هم صدق میکند و او حدود 20 تا 30 سال در حوزه تجارت فعال بوده است. بعضی از فعالیتهای تجاری او به ورشکستگی منجر شده و در بعضی از فعالیتهایش به اتهام فساد مالی، مورد تحقیق و بازجویی قرار گرفته است که یکی از این تحقیقات از او درباره فساد مالی، همین اواخر اخیر کلید خورده است. طبیعتا دموکراتها از این قضایا استفاده کرده و سابقه فساد مالی و اتهاماتی را که درباره ترامپ مطرح است برجسته میکنند؛ اینکه ترامپ سابقه فساد مالی دارد و یک آدم ورشکسته و ناموفق بوده و نمیتوان به او اعتماد کرد.
با وجود این سوابق، شخصیت ترامپ برای بخشهایی از جامعه آمریکا جذاب است و دلیل این جذابیت، بیشتر به خاطر ضدیت او با نظام و سیستم حاکم در آمریکاست. برخی افراد در آمریکا هستند که درباره ورود مهاجران به آمریکا دغدغه دارند و از آینده شغلی خودشان نگرانند؛ چنین افرادی جذب شعارهای ترامپ میشوند. البته او از تاکتیکی استفاده میکند که در بسیاری از دورههای انتخاباتی توسط کاندیداها استفاده میشود. او میگوید من جزئی از سیستم فعلی و نظام حاکم نیستم و از لحظهای که وارد کاخ سفید شوم تمام مسائل را حل میکنم.
با وجود چنین جذابیتهایی، سیستم انتخابات آمریکا به این شکل است که نتیجه، لزوما بر مبنای آرای مردمی نخواهد بود. بحثی به نام الکترال کالج وجود دارد و در هر ایالت به صورت جداگانه درباره کاندیدای پیروز، تصمیمگیری میشود. وقتی به الکترال کالجها و اعداد آنها نگاه کنیم، متوجه میشویم که در حالت کلی، خانم کلینتون شرایط بهتری از ترامپ دارد.
البته به طور طبیعی و در بیشتر اوقات، معمولا هر دو نتیجه با یکدیگر منطبق میشوند، اما مثالهای نقضی هم وجود دارد که در این زمینه میتوان به انتخابات سال 2000 اشاره کرد که تعداد آرای مردمی الگور بسیار بیشتر از آرای الکترالکالج او بود، اما در نهایت جورج بوش، با احتساب آرای الکترال کالج، به عنوان پیروز انتخابات معرفی شد. علاوه بر موضوع الکترالکالجها، نتایج اکثر نظرسنجیها نیز از پیشتازی هیلاری کلینتون حکایت دارد و بر این اساس میتوان پیشبینی کرد که ترامپ، پیروز انتخابات نخواهد شد.
اسکات پترسون / خبرنگار روزنامه کریستین ساینس مانیتور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: